Archive for آبان, ۱۳۸۶

خجسته زادروز ۳ مرد ایرانی

پاینده ایران

  

۹ آبان زادروز شاهزاده رضا پهلوی بر هواداران آیین شاهنشاهی خجسته باد.

۷ آبان ماه روز کوروش بزرگ را نیز به همه ایرانیان شاد باش می گویم.

۴ ابان  سالروز زایش محمدرضا شاه پلوی آریامهر فرخنده باد.

پاینده ایران

مزدک

Add comment آبان ۹ام, ۱۳۸۶

ابوالفضل عابدینی بزرگ مرد پان ایرانیست ایستاده در برابر حاکمیت فرقه ای

وضعیت ابوالفضل عابدینی از نگاه یکی از خبر نگاران در ایران

  

وضعیت اسفبار مطبوعات در ایران را نمی توان با هیچ دوره ی حکومتی در گذشته مقایسه نمود. اگر در حکومت های گذشته چالشی به نام سانسور بر مطبوعات حاکم بود در این اوضاع گزینه ای به نام خود سانسوری حاکم شده است.

روزنامه نگار در ادوار گذشته بعد گفتن سخنانش شاید مورد سوال جواب قرار می گرفت اما در حال حاضر بر اثر رعب و فشار ناشی از فشارهای زیاد حکومت اسلامی ، روزنامه نگار سخن اش را در داخل خود به هفت آب می شوید و باز هم آن چکیده ی سانسور شده که بیرون آمده هزاران مشکل برای روزنامه نگار بوجود می آورد.

 اولین برخورد نظام اسلامی در برابر فعالین مدنی که بنوعی خبرنگاران را نیز شامل میشود؛ محرومیتی است که برای آزادگان و مبارزین برای حقوق فردی و شهروندی ایجاد می کنند. یعنی محرومیت از کلیه حقوق اجتماعی و نیز ممنوعیت خروج از کشور و اتهاماتی از قبیل اقدام علیه امنیت کشور!!؟.

این موارد به تنهایی کافی است که فعالین حقوق مدنی را در چاله ای از مشکلات عدیده فرو برد. برای مثال کافی است به سرگذشت یکی از این فعالین بنام ابوالفضل عابدینی نگاه کوتاهی بیندازیم.

عابدینی در سال ۸۴ به جرم انعکاس اخبار صحیح  که همانا گفتن واقعیت در ایران بود دستگیر و به مدت ۶ ماه در بازداشت و شکنجه توسط حکومت استبداد دینی بود. وی پس از آزادی مشروط توسط نیروهای امنیتی از کلیه ی کارهای دولتی و هر گونه فعالیت فرهنگی و خبرنگاری محروم شد.

حتی ادامه فعالیت وی در شرکتهای خصوصی به واسطه نفوذ مزدوران میسر نشد و وی در وضعیتی بسیار سخت از لحاظ مادی قرار گرفت. این یکی از چندین روش های مزدوران برای آزار و اذیت فعالین و مبارزین حقوق مدنی در ایران تحت سلطه جمهوری اسلامی است که از اولین روزهای شورش سیاه بهمن پنجاه و هفت به کار گرفته شد.

بسیار کسانی هستند که به همین خاطر از شغل خود اخراج شده و با هزاران بدبختی مجبور به گوشه گیری و حتی رفتن  به روستاها و کشاورزی شدند.

ابوالفضل عابدینی با نوشتن نامه ای کاملا وطن دوستانه از دولت بریتانیا خواست دست از حمایت جمهوری اسلامی بردارد و بیش از این به ملت ایران خیانت نکند. وی در ادامه همین نامه به دولت مردان   بریتانیا هشدار داد ،که ملت ایران روزی حاکمان فاسد خود و حامیان آنها که در راس آن دولت بریتانیا می باشد را در یک دادگاه ملی محاکمه خواهد کردو اشاره کرد که دولت فعلی ایران رسمیت نداشته و کلیه قراردادهای منعقده با بریتانیا مردود خواهد بود.

بعد از انتشار این نامه وزارت اطلاعات وی را دستگیر و به زندان انداخت و پس از آزار و اذیت های فراوان و درج این نامه در پرونده اش !!! بعنوان اتهامی دیگر !!آزاد شد.

مجددا عابدینی ساکت ننشست و طی نامه ای به آیت الله خامنه ای از وی دادخواست نمود که دست از ایران بزرگ برداشته و دیگر این همه زخم بر پیکر ایران نزند. این نامه عابدینی باعث عصبانیت رژیم اسلامی  شده تا آنجا که وی را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و به جرم اهانت به رهبری مجداد در تاریخ بیست و ششم اردیبهشت سالجاری به زندان انداختند و پس از شکنجه های فراوان جهت دادرسی و محاکمه با قید وثیقه آزاد نمودند.

بالاخره در چند روز گذشته نامه ای از دادگاه انقلاب به وی رسید که تاریخ هفتم همین ماه آّبان ماه را در آن قید نمودند و عابدینی  را ملزم دانستند که خود را به دادگاه انقلاب معرفی نماید. در حکم وی   اقدام علیه امنیت کشور قید شده است .این تهمت کاملا دروغین و نادرست لباسی است که بر قامت عابدینی نمی نشیند. وی تنها وصله ای که بر او نمی توان زد همین خیانت به وطن است. عابدینی یک وطن پرست واقعی است که آرزو دارد ایران اش سر افراز باشد. او آرزو دارد که گردی بر قامت ایران ننشیند. وی را نمی توان تهمت ایران فروشی زد. او خود را از سلاله پاک کورش هخامنشی می داند و افتخار می کند که یک ایران پرست است. آنچه ما در طول مدت ها شناخت از عابدینی داریم این است که وی حاضر است جان خود را برای وطن اش هدیه بدهد اما بیگانگان از این کشور بیرون روند.

 ما از کلیه ی افراد و سازمان های حقوق بشر و ایراندوست در سراسر جهان می خواهیم نگاهی مجدد به ایران بیندازند و ببینند که ایران و مردم آن در چه وضعیت اسفباری به سر می برند.

ما از جهانیان و مدافعین آزادی خواستاریم که دولت ایران را تحت سخت ترین فشارها بگذارند و به حمایت مستقیم از هم میهنان خویش در درون مرز بپا خیزند . ایرانیان که خود دین و آیین بزرگی دارند به استناد اولین منشور حقوق بشر دارای مدرنترین دموکراسی سکولار تاریخ بشر بوده اند و عقاید تعریف شده برای دیگر اقوام را محترم شمرده ولی دخالت آن را در حکومت نمی پذیرند. جهانیان بدانند که ملت ایران و بخصوص آزادگان در وضعیت بسیار سختی زندگی می کنند.

هیچ امنیتی برای ما وجود ندارد. هر آینه امکان دارد که در مسیر راه به وسیله مزدوران تروریست رژیم ترور شویم و اثبات این ادعا بسیار راحت است. برداشتن نیروهای سیاسی و مخالف رژیم برای آنها بسیار ساده است و اگر نیروهای مبارز در خارج از ایران پشتیبانی نکنند هر آینه نیروهای مبارز داخلی به ورطه ی نابودی کشیده می شوند.

م.مجیدی اهواز

 

                                                              ********

ابوالفضل عابدینی همچنان ایستاده است…..

من ابوالفضل عابدینی فرزند همین آب و خاکم . نمی دانم چه خطری برای کشورم دارم که اینگونه در این شرایط بسیار بد ی هستم می گویند حرف نزن به صلاح تو نیست ، می گویند به صلاح نیست ما با تو باشیم می گویند توبه کن می گویند به فکر مادرت باش می گویند آدم باش می گویند زندگی کن می گویند نان بخور می گویند زن بگیر می گویند خفه شو می گویند دوستت داریم می گویند متنفر هستیم می گویند کارت را بکن و خدا رو شاکر باش می گویند بمیر و بتمرگ می گویند .. می گویند …. می گویند … همه چیز می گویند چون می توانند اما من هم می گویم من فرزند همین آب وخاکم .. چراغ من در این خانه است و در این خانه باید بسوزد.

فردی که وکیل حداقل ۵ پرونده ی امنیتی بمب گزاری در خوزستان بود و اوازه شجاعت وی در استان من پیچیده بود وکالت مرا بدون دریافت هزینه قبول می کند و می گوید وظیفه انسانی من حکم می کند تا از تو دفاع کنم ولی به فاصله ۲۴ ساعت از قبول وکالت صرف نظر می کند و می گوید به صلاح نیست که من وکیل توباشم و مرا به کانون وکلا استان خوزستان معرفی کرد آنها نیز وکیلی در اختیار من نگذاشتند . و می گویند به وکلای استان که من میلیونها تومان از خارج از کشور پول دریافت کردم . من می مانم و خود از خود دفاع می کنم نیازی به هیچ وکیلی ندارم ولی برای جامعه وکلای استانم متاسفم .

طرح ملی مقاومت و نافرمانی مدنی

بدینوسیله از تمامی مبارزین برون مرزی دعوت مینماید برای نجات  خبرنگاران و فعالین حقوق مدنی در داخل کشور برخاسته و با ارسال نامه و تلگراف به اعضای پارلمان اروپا و گروههای فعال حقوق بشر در مناطقی که زندگی میکنند خبر رسانی وسیع را بعهده بگیرند و همراه با نیروهای ملی درون مرز برای فرو ریزی دیوار استبداد جهل و ظلم حکومت بپا خیزند و برای دفاع از وی از روزهای پیش از حضور وی در دادگاه و به زندان رفتن وی همبستگی خویش را با او اعلام داریم برای امضا دادنامه به این لینک مراجعه فرمایید            http://www.uniran.blogspot.com

 

                                                            پاینده ایران

                                                               مزدک

Add comment آبان ۸ام, ۱۳۸۶

دریافت یکی دیگر از کتابهای دکتر سیاوش اوستا به نام "از میترا تا محمد"

پاینده ایران

کتاب خواندنی از میترا تا محمد  نوشته دکتر سیاوش اوستا (حسن عباسی) در باره ی سیر ادیان و مذاهب از زمان پیدایش میترا یا مهر تا زمان پیدایی اسلام را برای دوست داران کتاب آماده کرده ام. این کتاب چاپ انتشارات هما ( همبستگی ملی ایرانیان )در پاریس می باشد که چاپ پنجم آن ۷۰۲۷ آریایی میترایی (۱۳۸۴) را در چارچوب پی دی اف برای شما بر روی تارنما قرار داده ام.

 

                                                                   ***

سخن آغازین کتاب

 

بنام خداوند آگاهی، آزادی و خرد گرائی

 با نگاهی عمیق به تمامی فرهنگها و تمدنهائی که به دست بشر بر روی کره زمین آفریده شده است، آنچه بیش از همه چیز پژوهشگر را به خویش میکشاند، یکسوئی و یکنواختی بنیادی اسطوره های تاریخی است که این یکسوئی و یکنواختی، تمامی فرهنگها و تمدنها را بطور مرموزی به هم پیوند میدهد و گویی همه شاخسارها و گلهای روئیده از یک درخت و برخاسته از یک ریشه اند.

« ایران » « مصر » و « یونان » از کهنترین کشورهائی هستند که نقش مهمی در تمدن سازیها، فرهنگها و اندیشه های جهان داشته اند و تاریخ جهانی نخست با « امپراطوری پارسیان » تحقق پیدا میکند….

 

 دانلود کتاب از میترا تا محمد اثر دکتر سیاوش اوستا

 

 چارچوب پی دی اف ، ۶۹ رویه ، گنجایش ۵۰۴ کیلوبایت 

 

راست کلیک کرده گزینه  save target as را انتخاب نمایید. 

 

 

 

                                                             پاینده ایران

                                                                 مزدک

۱۷ comments آبان ۱ام, ۱۳۸۶

سه خبر مهم از اهواز:دور جدید بمب گذاری در اهواز ، سرقت و تجاوزاعراب ،نشریه جدید

                                                        پاینده ایران

 

تهیه خبرها از مزدک

 

امروز پیش از ظهر یک بمب در اهواز از سوی ماموران نیروی انتظامی خنثی گردید.

 

این بمب که درون یک جعبه کفش در توالت بازار بزرگ اهواز جاسازی گردیده بود ساعاتی پیش از سوی ماموران نیروی انتظامی اهوازبی اثر گردید.یکی از فروشندگان مجتمع پس از دیدن این جعبه مشکوک در توالت بازار بزرگ به مسئولان مجتمع خبر داد که بلافاصله ماموران ویژه به آنجا رفتند وپس از تخلیه همه ی بازار این بمب را خنثا کرده واز آنجا خارج نمودند. تاکنون هیچ گروهی مسئولیت این بمب گزاری ناکام را بر عهده نگرفته است.بازار بزرگ اهواز همانند مجتمع پایتخت تهران جایگاه فروشگاه های رایانه و خدمات جانبی است که روزانه تعدا بسیار زیادی از جوانان برای خرید قطغات کامپیوتر و موبایل و ابزار الکترونیکی در آنجا رفت و آمد دارند.

 با توجه به سابقه چندین بمب گذاری در سال ۱۳۸۴ از سوی جدایی تجزیه طلبان عرب خوزستان که منجر به کشته و زخمی شده تعداد بسیار از مردم اهوازو ناامن شدن شهرگردیده بود، احتمال می رود باقی مانده این گروه ها دست به این اقدام علیه امنیت ملی زده باشند.

۲٫ درهمین راستا باید گفته شود که چند روز پیش به نوشته روزنامه ی کارون، یک گروه عرب ۱۱ نفره سارق مسلح و متجاوز به عنف از سوی ماموران نیروی انتظامی اهواز دستگیر شدند. این گروه که چندین فقره سرقت مسلحانه اعتراف نمودند با ربودن زنان و دختران جوان و تجاوز به انان تلاش داشتند که امنیت اهواز را به هم بریزند. انان به طعمه های خود می گفتند که می خواهیم ریشه عجم را بخشکانیم!!

۳٫ هفته گذشته نشریه ای جدید به نام جزیره در اهواز منتشر گردید.این هفته نامه که  نام مشکوک “جزیره” برای آن برگزیده شده است به مدیر مسئولی مصطفا مطورزاده نماینده کنونی خرمشهر در مجلس شورای اسلامی  و به مرکزیت خرمشهر در اهواز به چاپ می رسد.در این نشریه نام آبادان را “عبادان* ” درج کرده اند نکته مهمتر، نام  جزیره و لوگوی نارنجی آن است که شبکه ی ماهواره ای و ضد ایرانی الجزیره را در ذهن تداعی می کند. در شماره نخست این نشریه بیشتر نوشته ها پیرامون فقر و وضعیت نامطلوب خرمشهر آبادان وشهرهای خوزستان  بود،اما با توجه به حرکات خزنده ی قومیت گراها و تجزیه طلبان در خوزستان بویژه پس از دوران ریاست جمهوری خاتمی که مطبوعات را نشانه رفته اند،امکان آن می رود که این نشریه نوپا همچون نشریات الحدیث ،اهواز،شورا و همسایه ها (که همگی تعطیل گریدند) به پایگاهی برای قومیت گراها و تجزیه طلبان بدل شود که امیدواریم این چنین نگردد.امید است مسئولان حکومتی با دیده باز تر  رخدادهای کنونی را پیگیری نمایند وریشه این تفکرات را بخشکانند.

 

*عبادان: تجزیه طلبان عرب خوزستان شهر آبادان را اصالتاً عرب دانسته و ادعا دارند نام حقیقی آن ، عبادان که نامی عربی است، می باشد.

 

پاینده ایران

مزدک

۲۲ comments مهر ۲۸ام, ۱۳۸۶

بیانیه حزب پان ایرانیست: پوتین در ایران چه می خواهد؟

                              

 

پوتین در ایران چه می خواهد؟

 

کوتاه آمدن از  حق ۵۰ درصدی ملت ایران در دریای مازندران خیانت آشکاری است که توسط هر کس و هر حاکمیتی قابل بخشایش نخواهد بود.

هم میهن

در خبرها است که سران کشورهای حاشیه دریای مازندران بزودی در تهران جلسه ای خواهند داشت، حزب پان ایرانیست شدیدا هشدار می دهد که ملت ایران و تاریخ ایران هرگز قبول نخواهند کرد که با هر توجیه و استنادی حق ۵۰ درصدی ملت ایران در دریای مازندران حتی یک درصد کاهش یابد و گذشت از این حق ۵۰ درصدی تاریخی را خیانت آشکار و غیر قابل بخشش به حقوق ژئوپولتیک ایران و به خطر انداختن منافع حیاتی ملت ایران در منطقه می داند و امضاء کنندگان چنان قراردادهایی را مقدمین علیه امنیت ملی ایران می شناسد.

                                                پاینده ایران

                                           حزب پان ایرانیست

 

نوشتاری در همین باره از سرور دکتر ابراهیم میرانی 

 

Add comment مهر ۲۴ام, ۱۳۸۶

پیرامون سفر پرخطر ولادیمیر پوتین به تهران:

 

 


آیانتیجه این سفرشوم خیانتی برتر ازعهدنامه های

 

 گلستان و ترکمنچای را در بر دارد؟؟؟!!!

  

 

به قلم : دکتر ابراهیم میرانی*  

 

                                        ولادیمیر پوتین رییس جمهور روسیه

  

تزار” ولادیمیر پوتین” هم اکنون در راه ایران است تا اخرین ضربات مر گباررا بر پیکره ی بی رمق استقلال و تمامیت اراضی این میهن فرسوده وخیانت زده وارد اورد.

 به راستی آیا ما در معرض خیانتی بزرگتر وخوفناک تر از عهدنامه ی گلستان و ترکمانچای قرار داریم! هنگامیکه اتحادجماهیرشوروی همچنان که پیش بینی می شد فرو پاشید، فرصتی بس گرانبها برای ملت ما پیش آورد که ننگ نازدودنی دو عهد نامه خفت بار گلستان و ترکمانچای را از دامان میهن بزداییم پاره های جدا مانده از میهن را در سرتا سر سرزمین های شمالی به یگانگی بخوانیم و پیوندهای هزاره های تاریخ را با آنان تنیده سازیم، اما افسوس ؟!

 در آن زمان هم گرفتار دولتی بمراتب ناتوان تر و بی آرمان تر از حاکمیت قاجاریه که بر ما حکومت میراند بودیم.حاکمیتی که نتیجه اتحاد نامبارک گروهای انترناسیونالیست از چپ و راست و وایدولوژیک سیاسی که انقلاب ایران را وسیله ای برای اجرای مطامع خائنانه خود فرض می کردند و بیگمان تعدادی دستاربسر و فاقد بینش سیاسی وناآشنا به رمز و راز دیپلماتیک که گروهای از جوانان پر احساس و تحجر زده را در اختیار داشتند ،مانع بلعیدن ملک نیاکانی توسط اتحاد شوروری  نمیدانستند!

بدون شک نفوذ عوامل سرسپرده حزب توده در بدنه بلافصل از رهبری انقلاب و تجهیز کارگاههای مختلف توده ای در سراسر ایران برای هدایت کشتی فرماندهی مملکت که خالی از عناصر رهبری سیاسی آرمانخواه شده بود، آثار و تبعات بسیار ناگواری را در پی داشت و از آن جمله هدایت بسیار موزیانه و برنامه ریزی شده این حزب همیشه خائن، حاکمیت را به عقد قرارداد ساخت نیروگاه اتمی بوشهر با یک تکنولوژی عقب مانده اتمی روسیه بجای تکنولوژی اتمی پیشرفته آلمانی واداشت و استقرار نیروهای روسی در خلیج فارس و تحقق آرزوی “پطر کبیر” در دسترسی به آب های گرم این خلیج، براستی چه خدمتی پربها تر و استراتژیک تر از این میتوانست رویاهای روسها را به این سهولت عملی سازد ؟

باید این درس را از تاریخ استعمار گرفت، آنزمان که فرزندان منشویک و بلشویک تزار از ادعای “کان لم یکن” بودن قراردادهای تزاری که وعده آنرا به جهانیان و از جمله ایران داده بودند عدول کردند، می دانستند که دیریا زود حکومت نا لایقی بر ایران فرمانروایی خواهد کرد،که نیازی به آن همه هزینه کلان وجنگ های طاقت فرسا برای تحقق آرزوی “پطر” نخواهد بود و تزارهای پرولتار توسط دست آموزان خود و رهبران خلقی در ایران این مهم را عملی خواهد ساخت وپیوند نامبارک رهبران توده های استعمار زده و مستضعفان جهان بر قرار خواهد شد .

باری، یادمان نرود وقتی که موضوع بهره برداری از منابع روی زمینی و زیر زمینی دریای مازندران مطرح شد و عملیات کاوش و بهره برداری از منابع نفت و گاز آغاز گردید. ضرورت تنظیم و تعیین یک رژیم حقوقی ناظر بر این اقدامات پیش آمد و لیکن شگفت زده نشویم حاکمیت ایران با وجود قراردادهای یکطرفه استعماری و خفت بار روسیه با حکومت قاجار، یعنی عهد نامه های گلستان و ترکمانچای و حتی قرارداد ۱۹۴۰ که به صورت حداقل حاکمیت ۵۰ درصدی ایران را بر دریای مازندران به رسمیت می شناخت،  در میان بهت و حیرت همسایگان شمالی و حتی روسیه مدعی۲۰ درصد حق خود در این دریای سرزمینیِ ایرانی شد! که ظاهراً همسایگان شمالی از سر منت بین ۸ تا ۱۳ درصد از بدترین نقاط این دریای ایرانی را برای دولت ایران در نظر گرفته اند !

یادمان نرود، دولت ایران در شرایطی زیر بار خفت قراردادهای گلستان و ترکمنچای و معاهدهات جانبی این دو عهد نامه رفت که در میان نیروهای تزاری در اوج قدرت وبا ظرفیت وکمیت قابل اهمیت و فرماندهان لایق و جنگاور از یک سو و مکر و خیانت و تزویر انگلیسیها که دشمن دوست نمای حکومت قاجار بودند از سویی دیگر و بالاخره غفلت و بیخبری و فساد و زن بارگی در بار و افسونهای رنگارنگ و ایران بر باد ده گروه هایی ملایان روز از طرف دیگر گرفتارآمده بو د،  لیکن امروز چه بهانه ای را می توانیم در قبال این شوربختی وبی آرمانی وفریب بازیهای سیاسی خوردن را شاهد آوریم که خیانت های شرمسارانه را علیرغم همه ی رجز خوانی های سیاسی ونظامی وادعاهای بی نظیر تاریخی به جان خریدار می شویم !

هشیار باشیم که این تزار کوچک با پشتوانه ای از تعلیمات وتجارب سازمان ک.گ.ب اتحاد جماهیر شوروی ،و بااشتهایی به اندازه همه ی تزارهای روسی برای بستن قراردادهای مکمل عهدنامه های گلستان وترکمنچای به سوی شما می آید. این تزار؛ مجموعه ای از همه نیرنگهای سیاسی و تاریخ فتنه و جهانخواری ودشمنی دیرینه با ملت ایران را با خود دارد. این مامور کار کشته سازمان جاسوسی وضد جاسوسی روسیه آخرین تجارب خود را از سیاست کشورهای غربی در آلمان شرقی آموخته واکنون در چهره مدافع شما در دستیابی به انرژی اتمی از شما دلبری می کند، به امید اینکه روزی قطعنامه بعدی را علیه شما وتو نماید .چندان به قول او امیدوار نباشید زیرا اگر دیگران سهم بیشتری دادند، می گیرد و پای بند عهد ومیثاق خود نیست! او اکنون خلیج فارس را کم وبیش در اختیار دارد وکافیست فقط چندروز معارضی را درآن پهنه نبیند،خواهید دید که خلیج فارس حکم لقمه ای لذیذ را برای او دارد ،پس خود را ارزان نفروشید.

اکنون همه پیشینیان و نیاکان سر افراز ما؛ چشم به شما دوخته اند که آیا شرف و عزت ملت خود را در چمبره  فریبندگی های آقای “پوتین” و حرامزاده های اتحاد جماهیر شوروی از دست خواهید داد یا مردومردانه برای استیفای حق هزاران ساله ملت ایران خواهید ایستاد .و شرف در حال انقراض این ملت را پاسداری خواهید کرد؟!

اکنون باید توجه شما را به چند اندرز وهشدار حقوق بین المللی در خصوص این دریای ایرانی جلب کنم :

 بر طبق اصول کلی حقوق بین الملل ،حاکمیت کشورها بر آن قسمت از آب ها که بخشی از سرزمین آنرا تشکیل میدهد،مسجل میباشد وضرور است که رعایت حقوق دیگر کشورهای هم مرز؛ و جلوگیری از ورود خسارت به آنها در نظر گرفته شود.دریاهای بسته و دریاچه ها؛ اعم از بین المللی یا غیر بین المللی قسمتی از خاک مملکت یا ممالکی که آنها را محیط کرده اند می باشند.

وضعیت دریاچه ویا دریای مازندران در طول تاریخ تا قبل از معاهده گلستان عملاً درحکم دریاچه سرزمینی بود چون ازسه طرف این دریاچه در محیط ومحصور سرزمین ایران قرار داشت و پس از قراردادهای ننگین یادشده،درحکم دریای سرزمینی فی مابین دو کشور یعنی ایران وروسیه تزاری بود. بنابراین حقوق دریایی ایران در این دریا کم و بیش به صورت منصفانه در نظر گرفته می شد .مفاد عهدنامه های یاد شده و قرارداد۱۹۴۰بین دو کشور نیزحکایت از برقراری اصل پنجاه، پنجاه بین دوکشور داشت ولذا متعلقات بعدی و پیدایش حکومت های سیاسی جدا شده از امپراطوری روسیه هرگز نباید نافی و مضییع حقوق ملت ایران در این دریا باشد ،گذشته از اینکه قرارداد تشکیل فدراسیون کشورهای آسیای میانه ، در حقیقت استقرار همان قیومیت روسیه بر این واحدهای سیاسی به ظاهر مستقل می باشد ودر واقع یک ترفند ظاهری وفریبکارانه برای تقسیم منابع دریای مازندران به نفع روسیه ومستملکات فعلی آن تلقی می شود .

آنچه آشکارا مورد تصدیق حقوق بین الملل می باشد اینست که این دریاچه بر اساس قراردادهای فی مابین ایران وروسیه، حکم همان دریای بین دو کشور را داشته ودولت ایران با هیچکدام از کشورهای مدعی آسیای میانه ای قرارداد جدیدی مبنی بر شناسایی یک رژیم حقوقی جداگانه مستقل تنظیم و امضا نکرده است که مکلف به تخصیص بخشی از حقوق خود در این دریا شود. بنابراین براساس اصول قطعی بین المللی، این دریاچه همچنان بمانند یک دریاچه سرزمینی بین دو کشور و قسمتی از سرزمین این دو کشور شناخته می شود و جای دارد دولت ایران علیرغم وضع موجود ،و فریبکاری هایی که دنبال می شود دعوی مربوط به حاکمیت براین دریاچه و میزان آن را به دیوان داوری لاهه ارجاع و استیفای حق نماید .

عقیده غالب علمای حقوق بین الملل اینست، در صورت عدم وجود قراردادی بین ممالک مجاور این دریاچه؛ این ممالک ساحلی جدید فقط نسبت به آبهای ساحلی تعیین شده حق حاکمیت دارند. تعیین مرز دریایی در مواردی که قابل کشتی رانی نباشد خط منصّف و در صورت قابل کشتی رانی بودن، همان “تالوگ” است که بین ایران و شوروی و نه سایر کشورهای دیگر قانونی و قابل اعتبار است. چنانچه قراردادهای ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ نیز همین نتیجه را مدلل می دارد.

هشیار باشیم که دریای مازندران از نظر حقوق بین الملل از یکسو در حکم دریایی آزاد از نظر وسعت است و از نظر جغرافیایی یک دریاچه بسته می باشد ولذا اصول حقوق بین الملل عمومی مربوط به دریاهای آزاد از قبیل قوانین مربوط به کشتیرانی در دریای آزاد و بهره برداری از منابع طبیعی آن دریاها نمی توانند در همه حال شامل دریای مازندران شود و لذا رژیم حقوق دریایی مازندران توسط چند قرارداد و موافقت نامه ما بین دولت های اتحاد جماهیر شوروی سابق و ایران منعقد شده و تثبیت گردیده است و این حقوق و حاکمیت در دریای مازندران مختص شوروی و ایران بوده و قابل انتقال به دیگری نمی باشد؛ وکما اینکه حقوق فردی (یک کشور) قابل انتقال به حقوق بین المللی نیست و لذا با وضع فعلی چاره کار، طرح دعوی حاکمیت دریای مازندران در دادگاه بین المللی ناظر بر حقوق دریاها می باشد.

 ننگ خیانتی نا بخشودنی دیگر را برملت و حکومت ایران نپذیریم.

 

پانویس: سروردکتر ابراهیم میرانی دکترای حقوق واز هموندان شورای عالی رهبری حزب پان ایرانیست و مسئول تشکیلات حزب در خوزستان می باشند. ایشان از چهره های ممتاز سیاسی خوزستان ، وکیل پایه یک دادگستری و هموند کانون وکلا می باشد.

 

پاینده ایران

اهواز – ۲۱/۰۷/۱۳۸۶

بیانیه حزب پان ایرانیست:پوتین در ایران چه می خواهد؟

 

۷ comments مهر ۲۳ام, ۱۳۸۶

بررسی مفهوم ملیت و قومیت ایرانیان و سرزمینهای حقیقی ما

پاینده ایران

 

            بررسی مفهوم ملیت و قومیت

 

واژه ملیت و قومیت ( که میتوان به جای قومیت تیره ها یا اقوام هم گفت ) متاسفانه در برخی افراد به اصطلاح روشنفکر ایرانی یکی خوانده می شود . این دو واژه به هیچ وجهه به یک معنی نمی باشند و حتی جا انداختن این اشتباه بزرگ در میان افراد جامعه بسیار هولناک و غیر قابل گذشت می باشد . در برخی مکانهای عمومی مانند کانالهای اپوزوسیون خارج از کشور برای اقوام ایرانی به غرض یا از روی ناآگاهی ملیت به کار برده می شود . پروژه ملیت سازی برای اقوام ایرانی حربه ای قدیمی و استعماری برای کشور گسترده و اهورایی ایران زمین است . وحشت از به قدرت رسیدن ایران , کوتاه کردن دست بیگانگان از سرمایه های هنگفت ایران , متحد شدن تیره های ایرانی و تشکیل یک اتحادیه یا کنفدراسیون بزرگ با وجود تمامی اشتراک ادیان , باورها , فرهنگ و آداب و رسومی که در مناطق اطراف ایران جاری است و زنده کردن سرزمینهای کوروش بزرگ ابر مرد آزادی بخش گیتی و نام بزرگ ایران و ملت دلاور و فرهنگ پرورش در جهان از عوامل تفرقه و ساخت ملیت های جداگانه توسط بیگانگان برای ایران است . سرزمینهای حقیقی ایران بیش از سه برابر ایران کنونی ماست و با همین شیوه در گذشته های نه چندان دور از بدنه اصلی ایران برای تضعیف آن و چپاول سرمایه هایش جدا شده است . متاسفانه همه این وقایع در زمانی رخ داده است که ملت ایران گریبانگیر حکومتهای فاسد , ناآگاه , وطن فروش , هرزه و بی دانش بوده است و خود ملت هم با واژه میهن و ایران به راستی بیگانه بوده اند . پس از جدا شدند هفده شهر قفقاز ایران هیچ صدای اعتراضی در ایران به گوش نمی رسد ولی امروز با کوچترین تحرکات ضد ایرانی بیگانگان در فیلم سازی هایشان , اخبارهایشان و . . . ملت ایران برافروخته می شوند و صدای اعتراضات خود را به جهان می رسانند و آنان را مجبور به عذر خواهی میکنند . این خود نشان از آگاهی ملت ایران دارد و اینکه دیگر اجازه چنین حرکات اهریمنی را به آنان نمی دهند .

برای نمونه چند مورد از این تحرکات اهریمنی بیگانگان در چند سال اخیر و پاسخ ملت ایران را بررسی میکنیم :

۱ ) جعل گسترده و سیاسی نام جاوید خلیج همیشه فارس توسط موئسسه نشنال جئوگرافی آمریکا . تظاهرات ها و برگشت نقشه های این موئسسه , نامه از تمامی نقاط جهان بر ضد این حرکت غیر قانونی و مجبور کردن آنان به نوشتن نام حقیقی آن در نقشه های جهان . بیشتر . . .

۲ ) جعل نقشه تبریز ایران در سایت جهانی گوگل و وصل کردن آن به ایران شمالی ( جمهوری آذربایجان ) . اعتراضات گسترده ایرانیان به گوگول و اصلاح آن .

۳ ) ساخت فیلم موهن و ضد ایران ۳۰۰ در جهت وحشی قلمداد کردن ایرانیان در تاریخ . سیل نامه ها , اعتراضات ایرانیان روانه سازمان یونسکو , کمپانی برادران وارنر, هالیوود و دولت آمریکا و بایکوت کردن این فیلم دروغین و سیاسی می شود . بیشتر . . .

۴ ) مصادره کردن کتیبه های ۲۵۰۰ ساله ایران که برای رمز گشایی به دانشگاه شیکاگو امانت داده شده بود و آنان اقدام به حراج آن نمودند . شکایت ملت و دولت ایران بر ضد این حرکت غیر قانونی و غیر انسانی .

۵ ) ایجاد یک نمایشگاه غیر واقعی از ایرانیان باستان تحت نام امپراتوری شیطانی که در انگلستان برپا شد . سیل نامه ها و اعتراضات از سوی ایرانیان روانه برپا کنندگان این شو ی سیاسی شد .

۶ ) ادعاهای واهی مالکیت اعراب بر جزایر سه گانه ایران زمین . اعتراضات گسترده ملت ایران بر ضد اعراب .

۷ ) اتحاد کشورهای عربی , انگلستان , آمریکا , فرانسه در جنگ با ایران در زمان صدام حسین گجستک و پاسخ ایرانیان در ۸ سال نبرد نا برابر . بیشتر . . .

و دهها مورد دیگر که بر ضد این ملت و این سرزمین کهن اعمال شده است . پس این کشورها باید بدانند دوره ننگین قاجار به پایان رسیده است و ملت ایران نه تنها اجازه کوچترین دست درازی به این سرزمین اهورایی را نمی دهند بلکه گروه های بسیاری در اندیشه متحد شدن شهرهای قفقاز و کردستانات خود هستند . حرکتی که باید روزی عملی شود و به همه نقشه های بیگانگان بر ضد ایران پایان داده شود . بیگانگان و در صدر همه آنان کشور اهریمنی انگلستان به راستی پرچم دار تفرقه در میان ملت ایران بوده است و امروزه هم تلاشهای گسترده ای برای به حقیقت پیوستن این تفکر فاشیستی در ایران می نماید . روس و آمریکا پس از انگلستان بزرگ ترین حامیان این تفرقه افکنی در میان ملت ایران بوده اند . این کشورها با ایجاد یک اندیشه عقب افتاده , قرون وسطیی و قبیله پرستی در جامعه ایران برای رسیدن به آرزوهای خود گام بر می دارند . در برخی موارد مردم عوام و ناآگاه و در برخی دیگر عوامل دست نشانده و نفوذی خود مسئول گسترش این اندیشه واپس گرا می شوند . چند نمونه از این گروه های ضد ایرانی بیگانه پرست و منفور ملت ایران که متاسفانه امروزه با وقاحت تمام خودنمایی میکنند به شرح زیر می باشند :

 

گروهک متحجر پان ترکیسم :  نشان پان ترک ها

 پان ترکیسم بر پایه اندیشه ای واپس گرا , متحجر , شوونیزم کودکانه و در دامان بیگانگان رفتن بنا گشته است که با حرکات نمایشی و جعل تاریخ برای رسیدن به اهداف خود گام بر می دارد .واژه پان ترکیسم تشکیل شده است از پان + ترکیسم به معنی طرفداران ترکستان رویایی و بزرگ است . آنها برای ایجاد یک کشور غیر واقعی با ترکمستان , آذربایجان قفقاز , آذربایجان ایران و ترکیه کوشش میکنند . ترکیه که خود در مرز فروپاشی قرار دارد و اگر روزی کردستانهای ایرانی به بدنه ایران بپیوندند چیزی دیگر از ترکیه به جز کشوری کوچک و گمنام باقی نخواهد ماند. مرزهای غیر واقعی ترکیه از دوره امپراتوری عثمانی باقی مانده است و روزی بدون شک سرزمینهای ایران از آن آزاد خواهد شد . کشور ترکمستان نیز که یکی از ۱۷ شهر قفقاز ماست و در آن سوی دریای مازندران واقع شده است و قدرت اتصال به آذربایجان قفقاز را ندارد و خود در فقر و اقتصاد ضعیف دست و پنجه نرم میکند . می ماند جمهوری آذربایجان که آنهم ملت ایران با نام ایران شمالی می شناسند و در واقع غیر مشروع بودن آن از سوی ملت ایران تائید شده است . این صداهای ملت ایران به جایی رسید که مقامات دولتی باکو در ایران شمالی دست به ساخت فیلمهای مستند از ایران زدند و ایران را افتخار آذربایجان دانستند و حتی فردوسی بزرگ را که دشمن خود می دانستند در این فیلم به عنوان پدر آذربایجان نامیدند .( به تاریخ ۲۰۰۷/۰۳/۱۳ شبکه آذ تی وی آذربایجان) . پس با یک اندیشه واقعی می توان پی برد که چنین رویایی محال و غیر ممکن است . از یک سو هیچ یک از این کشورها قدرت رویارویی با ایران که مرکز قدرت خاورمیان است را ندارند و از سوی دیگر ملت ایران و حتی خود مردم نیک سرشت آذربایجان اجازه چنین کاری را هرگز نخواهد داد . شعار پان ترکیسم به راستی مایه تمسخر ملت ایران و جهانیان است . آنان با شعار ملت فارس ( که اصلا وجود خارجی ندارد ) , ایران کشوری وحشی و با تاریخی بدوی ( امری که صدها تاریخ نگار بزرگ جهانی آن را رد کرده اند ) , ملت ترک ایران را بنا کردند ( ملت ترک در ایران وجود خارجی ندارد , مردم آذری ایران بودند که در صحنه های مهم ملی کوششهای بسیاری برای ایران زمین کردند ) و . . . که همگی بر بیناد دروغ , عوام فریبی و بیگانه پرستی پایه گذاری شده است . پرچم دار این گروه مضحک نیز“سید جعفر پیشه وری” مزدور ضد ایرانی بود که در دامان روسها قرار داشت و حتی اعتبار نامه اش در مجلس ملی ایران برای وابستگی به روسها رد شد . پس از معدوم شدن وی و حکومت ننگین اش که کمتر از یکسال دوام آورد  میتوان پنداشت که در عمل این گروه هم جز سخنهای هجو و نمایشهای کودکانه حرفی برای گفتن ندارد . یکی از نشانه های این گروهک مضحک علامت دادن با انگشتان دستشان است (نشان شیطان گروههای مِتال) که در بالا آمده است و بایستنی است در هرکجای این کشور که چنین نشانه ای را مردم مشاهده کردند با آن برخورد نمایند .

 

گروهک تروریستی پان عربیسم : پان عربیسم گروهکی منحل شده و در حقیقت متلاشی شده است . پدر این اندیشه فاسد و  واپسرگرا صدام حسین گجستک بود که در سال ۸۵ شاهد اعدامش بودیم . صدام حسین بنیان گذار اتحادیه کشورهای عرب با عراق بود،به همین روی با اتحاد آمریکا و انگلستان برای تصاحب خوزستان و منابع سرشار نفتی آنجا اقدام به حمله نظامی به ایران کرد که به راستی رشادتها یک میلیون ایرانی شهید و میلیونها جانباز و شیمایی راه گشای ملت ایران شد و امروز هر چیزی که برای ما باقی مانده است حاصل ایمان و میهن پرستی آنان است . صدام حسین یکی دیگر از بنیان گذاران جعل نام دریای پارس ایران بود که تلاشهای گسترده ای برای به حقیقت پیوستن این امر نمود ولی همگی نقش بر آب شد . صدام حسین این اهریمن و دیکتاتوری بزرگ در واپسین لحظات زندگی ننگین اش پیش از رفتن به چوبه دار فریاد زد مرگ بر ایران و ایرانی . ولی او نیز مانند اسکندر و تیمور و چنگیز رفت و ایران و ایرانی باقی ماند . باقی مانده این گروه عقب افتاده به نام الاهواز در خوزستان ایران با پشتوانه انگلستان هر چند سال یک بار دست به عملیات تروریستی می زند که نه تنها مردم خوزستان از آنها پشتیبانی نمی کنند بلکه دولت هم با برخورد جدی آنان را از کارهایشان مایوس میکند . بدون شک هر دولتی و هر نظامی در ایران روی کار باشد با پان ترکیسم و پان عربیسم و دیگر گروهای ضد ایران برخورد جدی و کوبنده خواهد کرد .عده دیگر از کسانی که به همین اندیشه وابسته هستند امروزه در خوزستان مشغول به فعالیت های زیر زمینی  و با نام موهن جبهه دموکراتیک خلق عرب مشغول به ایجاد فتنه انگیزی های قومی و منطقه ای و عملیات تروریستی در خوزستان می باشد .

 

گروهک تروریستی جُندالله :  جُندالله گروهکی وهابی افراطی قومی است که برای تفرقه میان ملت ایران و اندیشه های مذهبی ( شیعه و سنی ) کوشش می کند . جند الله بارها با پشتوانه انگلستان و کشور پاکستان در بلوچستان ایران دست به اقدامات تروریستی زده است . هدف اصلی و البته رویایی این گروه متلاشی کردن ایران و اتصال بلوچستان ایران به بلوچستان پاکستان یا کشوری به نام بلوچستان است . هدفی که انگلستان در ۱۵۰ سال پیش دنبال می کرد و برای رسیدن به این هدف حتی مجبور به لشگر کشی به این منطقه شد و چند سالی هم خاکهای ایرانی بلوچستان به نام “بلوچستان انگلستان” نامیده می شد . در نهایت انگلستان موفق به جدا کردن بخش زیادی از خاک بلوچستان از ایران شد و کشوری غیر واقعی به نام پاکستان برپا شد . به همین جهت برای ادامه این نیت شوم خود امروزه در کوشش برای دست یافتن به ادامه اهداف ننگین خود است . ولی روزگار ۱۵۰ سال پیش ایران و ملت ایران با امروز هرگز قابل مقایسه نیست و چنین رویایی هرگز برای انگلستان و فرزندش پلیدش جندالله به واقعیت نخواهد پیوست . امروزه رهبری این گروهگ منفور به دست شخصی به نام عبد المالک ریگی است که رسما در مصاحبه های تلوزیونی وابسته بودن خود به انگلستان را اعلام کرده است . تصویر این انیرانی در بالا دیده می شود .

 

گروهک تروریستی مجهادین خلق : گروهک مجهاهدین خلق که به منافقین نیز مشهور هستند پس از روی کار آمدن انقلاب ۵۷ با دولت وقت بر سر اصول اساسی مشکل پیدا کردند و رسما از دولت و حکومت بیرون رانده شدند . این افراد به سرکردگی مسعود رجوی خائن از یک سو در جنگ تحمیلی عراق بر ضد کشورمان به دامن دشمن ملت ایران پناه بردند و از صدامی که میلیون ها تن از هم میهنشانشان را کشته و مجروح کرده بود و مرزهای غربی ایران را با خاک یکسان نمود بود حمایت کردند . از سوی دیگر در کشتار ۱۸۰ هزار نفر از کردهای ایرانی نژاد ساکن شمال عراق با یاری صدام گجستک نقش اساسی ایفا نمودند و این ننگ تاریخی را با خود به یدک می کشند . اینان با بمب گذاری و حرکات نظامی برای رسیدن به اهداف خود کوشش میکنند .

 

یکپارچگی هزاران ساله ملت ایران

 

ملت ایران در طول تاریخ نشان داده است که هرگز در جستجوی قومیت خود نبوده است . تا پیش از توطئه های انگلستان و ایجاد گروهکهای ضد ایرانی جهت تفرقه و اغتشاش در میان تیره های ایرانی , این امر به راحتی قابل بررسی است :

در آغاز حکومت قدرتمند اشکانیان توسط ارشک و تیرداد پارتی در سالهای حدود ۲۵۰ قبل از میلاد نیز شاهد این امر هستیم .این دو سردار دلیر خود را پادشاه خراسان نمی دانند و خود را فرمانروایی سرزمینهای بزرگ ایران می شمارند و از این جهت که ایران را از حالت متلاشی دوره سلوکی بیرون آورند به خود می بالند .این امر در حکومت ساسانیان ( آغاز ۲۴۱ پس از میلاد ) که از استان پارس بودند نیز صادق است . 

در ۵۰۰ سال گذشته، همه‌ی سلسله‌های پادشاهی که هرکدام به قوم خاصی تعلق داشته‌اند، هرگز به‌فکر تشکیل دولت قومی-زبانی خاص خویش نیفتاده‌اند و همواره اولین هدف‌شان تأمین وحدت سرتاسری ایران و ایجاد دولت واحد ایران بوده است؟ دولت صفویه از ترک زبانان اردبیل به‌پا می‌خیزد و شاه اسماعیل تا پایش به تبریز می‌رسد خود را پادشاه ایران می‌خواند و نه پادشاه آذربایجان؟ اولین اقدام او جنگ با ترکان عثمانی می‌شود؟ و خود وی و جانشینانش به‌خاطر تمامیت ارضی و استقلال ایران با ازبک‌ها و باز با ترک‌های عثمانی به نبرد بر می‌خیزند؟

چه‌گونه است که صفویه‌ی آذری‌تبار، بدون دو‌دلی، پایتخت خود را از اردبیل به تبریز و از آن‌جا به قزوین و سرانجام به اصفهان منتقل می‌کند و شاه‌عباس از اصفهان است که نصف‌جهان می‌سازد نه از اردبیل یا تبریز؟ و تمام هم‌وغم او سرافرازی ملت ایران است نه یک ایالت و قوم خودی؟

رفتار و هنجار قبایل افشار و قاجار نیز بر همین روال است. نادرشاه از خراسان و آغامحمدخان قاجار از استرآباد برخاستند و در تاریک‌ترین لحظات تاریخ ایران، تا دم مرگ در راه استقلال و برای حفظ تمامیت ارضی ایران جنگید‌ند و عجبا که قاجار نیز تهران را پایتخت خود قرار می‌دهد و دچار وسوسه‌ی موهن و واپسگرای محلی‌گری و قوم‌گرایی نمی‌شود؟ کریم‌خان زند لُرتبار، پایتخت خود را شیراز قرار می‌دهد و نه بروجرد. خود را وکیل‌الرعایای ایران می‌خواند نه لرستان؟ پاسخ همه‌ی آنان بی‌‌گمان، در بازتاب احساس تعلق‌شان به ملت ایران است. مردان بزرگ ما، علی‌رغم عشق به هویت قومی و ایلی‌شان، خود را متعلق به ایران می‌دیدند و نه به یک قوم خاص و معیّن!

حال چه شده است که برخی افراد در آستاده قرن ۲۱ که همه کشورها پیش به سوی اتحادی منطقه با یکدیگر می روند – بازیچه سیاستهای انلگستان شده اند و دست به نوشتن مقالات قوم گرایانه و  واپسگرا و زبان محوری می زنند . اینان افراد به دنبال جمع آوری مشاهیر برای شهر و قوم خود هستند نه برای کشورشان و نه برای منطقه شان . به زبان محلی خود می اندیشند نه به زبانی که ۷۰ میلیون فقط در داخل ایران و میلیون ها نفر دیگر در فلات ایران به آن سخن می گویند . برخی از این افراد که در اجرای سیاستهای استعماری بیگانگان ناتوان مانده اند امروز سخن از فدرالیزم برای کشوری می زنند که هزاران سال است دوش تا دوش یکدیگر ایستاده اند , جنگیده اند , شادی و سوگواری کرده اند . این افراد حکومتهای فدرال آمریکا , سوئیس و آلمان یا کانادا را برای توجیه اندیشه خود می آورند ولی هرگز نمی اندیشند که آلمان برای اتحاد آلمان شرقی و غربی حکومت فدرال تشکیل داد . آمریکا برای هزار و یک مللی که به خاک آمریکا مهاجرت کرده اند فدرالیزم را بنا کرد . سوئیس پس از پذیرفتن چندین ایالت منجمله : سن گال، مناطق گریزوفنر ، آرگووی ، تسن و دوود و . . . فدرالیزم شد . کانادا یکی از کشورهای زیر نفوذ بریتانیای کبیر است و به همین جهت با قوانین فدرالیزم اداره می شود . سخن گفتن از ملیت برای اقوام ایران به راستی موجب شگفتی و تاسف در میان آگاهان تاریخ و فرهنگ و تمدن می شود . امروزه کشورهایی که خود نام ملت را به یدک میکشند و هرگز از یک نژاد تاریخ و فرهنگ مشترک نیستد از این واژه ملل یا ملیتها برای کشور واحد خود استفاده نمی کنند . آمریکا کشور هزار و یک ملل نام دارد ولی هرگز نام ملل را برای ایالتهای خود به کار نمی برد . در قانون اساسی اش از ملتهای آمریکا یاد نمی کند . به همین شکل فرانسه که میلیون ها عرب را در خود جای داده است و . . . 

 

پس باید بررسی نماییم که به راستی معنی حقیقی ملیت و قومیت چیست ؟

هر ایرانی که معنی درست و حقیقی این دو واژه را درک کند بدون شک کوشش و تلاشهای گسترده خود را معطوف ایران قدرتمند و مرزهای حقیقی ایران بزرگ خواهد کرد و دقیقا عکس آن نیز صادق است . به صورتیکه اگر معنی درست قومیت و ملیت را نداند برای نابودی ایران و تمدن ایرانی کوشش میکند . امری که به ظاهر ممکن است به چشم مهم نیاید ولی نکته ای بسیار پرمعنی و مهم است . کوروش بزرگ به راستی می دانست که اگر در طول سالهای حیاتش دست روی دست بگذارد بدون شک بیگانگان از همه سوی بر کشورش یورش خواهد آورد . به همین روی اتحادیه بزرگ و شگفت انگیزی از سرزمینهای ایران بنا کرد و دست متجاوزانی که هر ساله ایران را مورد تاخت و تاز قرار می دادند کوتاه کرد  . اتحادیه ای بر پایه انسان محوریت , بر پایه احترام بر ادیان هر منطقه , آزادی زبان و گویشهای برای هر منطقه و پیشرفت و ترقی روزافزون برای ملت ایران که متاسفانه امروز در قرن ۲۱ کمتر شاهد آن هستیم . دست یافتن به اتحادیه و مرزهای ایران بزرگ در روزگار امروز غیر واقعی به نظر می رسد . ولی تشکیل اتحادیه اقوام ایرانی امری ضروری و ممکن است . پیش از تشریح این اتحادیه بزرگ اقوام ایرانی نیازمند بررسی واژه ملیت و قومیت هستیم تا برای این سخن سند ارائه دهیم :

 

ملت : واژه Nation به معنای ملت – از واژه لاتین Natus به معنای تولد گرفته شده است . به این معنا که ملت به خاستگاه و ریشه‌های و به‌طور کلی تبار مشترکی دلالت دارد، به‌گونه‌ای که این تبار، از جمعی پراکنده، کالبدی واحد پدید می‌آورد . به مجموعه افرادی  ملت گفته می شوند که با یک پیشینه نژادی تشکیل یک کشور واحد می دهند . پس زبان , گویش , آداب و رسوم و نوع لباس پوشیدن هر منطقه هیچ ارتباطی با ملیت ندارد . هرازگاهی در رسانه های ماهواره ای شنیده می شوند که به جای استفاده از واژه اقوام از ملت استفاده می شود . برخی از این افراد که با القاب استاد و دکتر و متخصص تاریخ چنین سخنانی می گویند یا فاقد هرگونه دانش کافی برای سخن گفتن هستند یا وسیله ای در دست بیگانه می باشند . برای مثال میگویند ملت آذربایجان , ملت خوزستان , ملت کردستان . واژه ملت برای کردستان امری غیر واقعی و حتی مضحک است . این افراد خواسته یا ناخواسته راهی را می روند که انگلستان در جستجوی آن بود تا برای اقوام ایرانی ملیت سازی کند و کشورهای جعلی و کوچک بسازد .  کرد , فارس , لر , بلوچ , آذری و . . .همگی از دیدگاه پیشینه نژادی آریایی هستند . زبان ایرانی پهلوی در آذربایجان , کردستان , بلوچستان همگی در کتب تاریخی بارها و بارها ذکر شده است . نژاد آریایی اقوام ماد که امروزه کردستان و آذربایجان را تشکیل می دهد نشان از یکی بودن این اقوام ایرانی دارد . پس به کار بردن واژه ملیت برای این شهرها ۱۰۰% غیر واقعی است . پیشینه نژادی همه این شهرها از نسل آریایی های کهن ایران زمین گرفته شده است .

 

قوم: به مجموعه افرادی که در هر منطقه دارای اشتراک زبان ( گویشها و لهجه های مختلف ) , شیوه لباس پوشیدن و فرهنگ خاص منطقه ای هستند قومیت گفته می شود . قومیت های مختلف که دارای پیشینه نژادی یکسان باشند تشکیل ملت را میدهند . پس گویش خاص هر منطقه , شیوه لباس پوشیدن , آداب و رسوم همگی نشان از اشتراک قومیت آن منطقه دارد . در تمامی واژه نامه ها و فرهنگ نامه ها به راحتی می توان بر این ادعا پی برد .

 

اقوام آریایی ایران که فلات گسترده ایران را برای مسکن خود انتخاب نمودند به دوازده قسمت عمده تقسیم شدند که نام برخی از آنان در اوستا آمده است :

 

۱ ) مادها در شمال غربی ایران – شامل کلیه قسمتهای آتروپاتکان (آذربایجان) – آران و قفقاز ( جمهوری آذربایجان) – کلیه شهرهای کرد نشین ترکیه و عراق و سوریه .

۲ ) پارس ها در جنوب ایران

۳ ) هیرکانیها در استرآباد ( گرگان امروزی )

۴ ) پارتها در سرزمین خراسان بزرگ

۵ ) آریانها در مجاورت رود هریرود ( آریوس )

۶ ) درانگیان در شمال غربی افغانستان کنونی

۷ ) آراخوتیان در ناحیه رود هلمند و شاخه های آن در اطراق قندهار در افغنستان کنونی

۸ ) باکتریان در دامنه های شمالی هندوکش تا کنار جیحون که همان بلخ امروزی در افغانستان است

۹ ) سغدیان در ناحیه کوهستانی میان جیحون و سیحون

۱۰ ) خوارزمیان در گستره خیوه

۱۱ ) ماژگیان در کنار رود مارگوس یا مرغاب که بیشتر در گستره مرو واقع در ترکمنستان کنونی است .

۱۲ ) ساگاژتیان واقع در زاگرس شرقی که در سرزمینهای پهناور شمال دریای مازندران ( کاسپین ) زندگی میکنند .

 

در فرهنگ دهخدا آمده است آری یا آریا نام ایالات قدیم ایران بوده است و نام کرسی آن در قدیم آرتا کوآنا بوده است . اسکندر گجستک شهری به نام اسکندریه آره ایا در کنار رود هری رود بنا کرد . ( در اطراف هرات امروزی )

مولانای بلخی فیلسوف ایرانی و پدرعرفان جهان :

 

همزبانی خویشی و پیوندی است          مرد با نامحرمان چون بندی است

ای بسا هندو و ترک همزبان                ای بسا دو ترک چون بیگانگان

پس زبان محرمی خود دیگر است          همدلی از همزبانی خوشتر است

 

استاد شهریار پیرامون تفاوت گویشهای ایرانی چنین گفته است :

 

اختلاف لهجه ملیت نزاید بَهر کس           ملتی با یک زبان کمتر به یاد آرد زمان

گر بدین منطق ترا گفتند ایرانی نئی        صبح را خواندند شام و آسمان را ریسمان

بی کس است ایران،به حرف ناکسان از ره مرو      جان به قربان تو ای جانانه آذربایجان

 

هیچگاه تکلم به یک زبان ، از متکلمان به آن زبان ، «ملت» نساخته است این یک قانون کلی است و نمونهء روشن و مشهور آن زبان انگلیسی است که در ۵ قارهء جهان در کشورهای گوناگون متشکل از ملت ها و اقوام و نژاد های گوناگون به آن تکلم می شود اما هیچ کس این انگلیسی زبانان را «ملتِ انگلیس» خطاب نمی کند . هندیان ( که طی چندین قرن زبان رسمی شان فارسی بود و اکنون انگلیسی زبان شده اند) ، جزو ملت هندند و هنگامی هم که به فارسی سخن می گفتند هندی بودند و افریقای جنوبی ها از ملت آفریقای جنوبی هستند و استرالیائی ها و کانادائی ها جزء ملت استرالیا یا کانادا به حساب می آیند . پس همین انگلیسی ها با ایجاد چنین گروهایی ( پان ترکیسم , پان عربیسم و جندالله )  برای خاورمیانه در تلاش برای غارت تاریخ و تمدن و ثرمایه های ملی و مانع شدن از ایرانی بزرگ و قدرتمند هستند . با نگاهی به ۲۰۰ سال اخیر همگی پرسشهای گنگ در اذهان ملت ایران پیرامون این قضایا پاسخ داده می شود :

پس حال پرسشی در ذهن هر ایرانی مطرح می شود که:

 

 چرا امروزه اقوام ایرانی در ایران خود زندگی نمیکنند ؟

 پاسخ :

۱ ) حمله انگلستان به بلوچستان ایران و اشغال این منطقه و سپس جدا کردن بلوچستان ایران و اتصال آن به پاکستان در حدود ۱۵۰سال پیش . جدا شدن بخش زیادی از اقوام آریایی بلوچ ایران توسط انگلیسی ها . 

۲ ) حمله انگلستان به هرات ایران در زمان ناصر الدین شاه قاجار و سپس اشغال این شهر همیشه ایرانی و اتصال آن به افغانستان .

۳ ) تقسیم نمودن ایران به دو قسمت شمالی و جنوبی , قسمت شمالی در دست روس و قسمت جنوبی برای چپال نفت ایران در دست انگلستان .

۴ ) حمله ترکان عثمانی به خاکهای ایران و سپس اشغال شهرهای همیشه ایرانی کردستان و سپس ۳ تکه نمودن آن بین عراق و سوریه و ترکیه . که البته بیش از دوره قاجار عملی شد . امروزه نیز نفت بیکران کردستان عراق که از مرغوب ترین نفتهای جهان است توسط انگلستان و آمریکا به یغما می رود .

 5 ) نبردهای گسترده ایران و روسهای اشغالگر و سپس تحمیل قرارداد ننگین ترکمانچای و گلستان و اشغال شهرهای آریایی ایران از جمله : سمرقند , بخارا , بلخ , تاجیکستان , ایروان , گنجه , باکو , ارمنستان , گرجستان , داغستان و مرو و . . .

۶ ) حمله اتحادیه عرب , انگلستان , آمریکا و فرانسه بر ضد ایران در نبرد نابرابر ۸ ساله ایران و عراق برای تجزیه شهر مملو از نفت خوزستان ایران زمین , فروش اسلحه های پوسیده و قدیمی خود به ایران و  عراق و سپس عقب نگه داشتن حداقل ۲۰ ساله ایران که همیشه ابر قدرت منطقه خاورمیانه بوده است و درگیر نمودن ملت ما را با جنگ ویرانگر برای رها کردن پیشرفت و قدرت گرفتن دوباره . 

۷ )  آخرین این موارد استعماری نیرنگهای انگلستان برای جدا کردن بحرین ایران در حدود ۴۰ سال پیش بود . انگلستان با هزاران فریب و نیرنگ و درخواست از جوامع بین المللی ایران را در تنگا قرار داد تا در نهایت جزیره مملو از ثروت بحرین از ایران جدا شود و انگلستان با خیالی آسوده به مروارید ها و نفتهای بیکران بحرین دست درازی نماید . جزیره ای که همیشه ایرانیان و بخشی از اعراب در آنجا ساکن بودند و زبان پارسی نیز آنجا رونق بسیاری داشته است . بیشتر . . .به راستی تا به کی بایستی در انتظار کشورهای متجاوز باشیم و دست روی دست بگذاریم تا خیانتی بر ما روا شود و ما دفاع نماییم ؟ به راستی تا به کی بایستی بنشینیم و شاهد ظلم و ستم بر مردمان کرد ایرانی در ترکیه باشیم . امروز روز پاسخ دادن به این حرکات ضد ایرانی بیگانگان و جذب خاکهای ایرانی است . از دیدگاه ایرانیان به کار بردن واژه غیر واقعی و بیگانه پرور ملت آذربایجان , ملت تاجیکستان , ملت کردستان , ملت ازبکستان , ملت ارمنستان . . . فاقد مشروعیت تاریخی , فرهنگی و قانونی است . ملت ایران برای آنکه بار دیگر دست آویز چنین توطئه های اهریمینی بیگانگان نشوند , برای آنکه بار دیگر با هم میهنانشان در کنار هم زندگی کنند , برای آنکه آداب و رسوم ایرانی این منطقه را برای ابد زنده نگهدارد , برای آنکه از شهرهای کوچک و دور افتاده خود یک اتحادیه جهانی بسازد و برای آنکه بار دیگر بر منابع خود کنترل داشته باشند و یک اتحادیه یا کنفدراسیون ابر قدرتی منطقه را تشکیل دهند تنها و بهترین گزینه یکی شدن باردیگر اقوام ایرانی است . تشکیل ملت حقیقی ایران همچون گذشته برای رسیدن به جایگاه بزرگ ایرانیان در جهان و برترین کشور آسیایی از دید فرهنگ , تاریخ و تمدن , نظامی و . . . امری ضروری و مهم می باشد .

اگر سفری کوتاه به شهرهای ایرانی قفقاز و کردستان ترکیه و کردستان عراق و هرات . . . داشته باشید یا کتابهای تاریخی را مطالعه نمایید به روشنی این ادعا بر شما ثابت می شود که همگی یک ملت هستیم . گذشته از آنکه این شهرها صدها سال است زیر یوغ ترکها , عربها و روسها بوده اند ولی امروزه به زیبایی تمام فرهنگ و آداب و رسوم ایرانی خود را حفظ کرده اند که این نیازمند یک اتحادیه ایرانی است . در تمامی شهرهای کردستان سوریه , کردستان عراق , کرستان ترکیه , تاجیکستان , آذربایجان قفقاز , ارمنستان و . . . نوروز , سیزده بدر , چهارشنبه سوری , آتش افکنی های زرتشتی باستانی ایران و دیگر مراسم ملی ما به زییایی تمام برگزار می شوند و این امر را مایه افتخار آنان نیز می باشد . موسیقی سنتی و زیبای محلی این مناطق , فرهنگ , آداب و رسوم و . . . همگی به شیوه ایرانی و اقوام آریایی اجرا می شود . پس ما نیز باید از آنان حمایت کنیم تا باردیگر یک ملت ایرانی اصیل شویم . تشکیل یک اتحادیه بزرگ در منطقه حقی است که در تمامی مراجع قانونی و دادگاهها بین المللی قانونی و طبیعی می باشد . گویی اینکه این کار نه نیازی به لشگر کشی و نه نیازی به حرکات نظامی دارد . بلکه فقط با جذب فرهنگی و تاریخی این مناطق و شناساندن هویت اصلی شان امکان پذیر است . ایجاد کلوبهای مشترک , جشنهای مشترک ملی و دینی, برداشتن مرزهای غیر واقعی با ایران از راهکارهای این اتحادیه ملی است .

در پایان سخن باید یادآور شد به کار بردن واژه جعلی”ملت فارس” یا “کشور پارسیان” به جای “ملت ایران” و یا “زبان پارسی” تنها شیوه انیران ( ضد ایرانیان ) است . گویی اینکه در روزگار باستان یونانیان ما را امپراتوری پارس مینامیدند ولی ایران نامی بسیار کهن تر از پرشیا یا پارس یونانیان است . در سایه نام ایران ( سرزمین و خواستگاه آریایی ها ) در قرن بیستم است که می توانیم روان کوروش بزرگ را شاد و زنده کنیم . ولی در سایه نام پارس فقط یک قوم آریایی را میتوانیم زنده نگه داریم نه کل خاکهای آریایی و ملت ایران را . نام پرشیا تا پایان دوره ننگین قاجار در نقشه های ایران جاری بود و پس از روی کار آمدن رضا شاه بزرگ فرمان تغییر نام از پرشیا به ایران در تمامی نقشه های دنیا صورت گرفت . پارس تنها یک قوم دلاور و غیور آریایی است که همیشه صحنه ساز بزرگی و مردانگی بوده است . پارسیان مانند دیگر اقوام آریایی ( مادها , پارت ها , باکتریان و سغدیان و . . . ) همگی بخشی از ایران آریایی و بزرگ هستند . پارسی هم یک زبان فرامنطقه ای و گسترده در خاورمیانه است که حتی شاهنشاهان هخامنشی نیز از زبان پارسی باستانی استفاده میکردند . پس از حمله اعراب این زبان تغییرات بسیاری کرد و باردیگر به همت فردوسی ابر مرد تاریخ جهان زنده شد و امروز زبان ملی ماست . دکتر غلامحسین ساعدی نویسندهء بزرگ ایران که خود آذری بود و به زبان مادری خودش هم سخت علاقمند بود و در روزگاران نوجوانی ، با فرقهء دموکرات آذربایجان همکاری کرده بوده در باره زبان فارسی و اهمیتش در ایجاد همبستگی و نقش ِ آن در وحدت ملی ما ایرانیان ، طی مصاحبه ای با رادیو بی بی سی می گوید : “زبان فارسی ستون ِ فقرات یک ملت عظیم است . من می خواهم بارش بیاورم . هرچه که از بین برود ، این زبان باید بماند ”

الفبا شماره ۷ ص.۱۰ چاپ پاریس ، سال ۱۳۶۵

در طول قرن ها، سرزمین های ایران و هند و آسیای مرکزی و آسیایِ صغیر , از مرزِ چین گرفته تا کرانه های شرقی اروپا , گاهواره و میزبان و پناهگاهِ زبان فارسی بوده و طیّ دوران های متمادی و مُستمرّ مردم ِبیشماری ازاقوام و نژادهای گوناگون به زبان , فارسی یا دری متکلّم بوده اند و رفتار و روحیات و فرهنگشان با این زبان گره خورده و در این زبان تبلور یافته است . حتی حکیم نظامی گنجوی شاعر بزرگ ایرانی که در منطقه آذربایجان زندگی می نموده یا مولانا و . . . همگی پارسی را بر دیگر زبانها ترجیح می داده اند . حکیم نظامی گنجوی چنین سخن گفته است :

ترک صفتی بهای ما نیست              ترکانه سخن سزای ما نیست

آن کو نسبِ بلند دارد                      او را سخنِ بلند ، باید

 

ذکر این سروده نظامی گنجوی بی احترامی به مردم آذری زبان مانیست . گویی اینکه زبان ترکی آذربایجانی امروزی ( غیر از زبان آذری پهلوی گذشته ) زبانی غیر ایرانی است و طی قرون معاصر توسط حکام وقت به این سرزمین آورده شده است ولی به هر روی از دیدگاه ملت ایران زبان مادری هر منطقه ای شایسته احترام و آزادی کامل است . هم وطنان عزیز آذرآبادگانی ما با نگرشی به تاریخ می بینند که بسیاری از حکام ایران در پس از اسلام از این خطه آریای بوده اند ( سلجوقیان , قاجارها , غزنویان , صفوی ها . . . ) برای ملت ایران گویشهای کردی , آذری , بلوچی و . . . همگی دارای اهمیتی بسیار است . این مقاله پژوهشی بود پیرامون پروژه ملت سازی برای اقوام ایران و شیوه خنثی کردن آن . امری که بسیار قابل توجه است و بایستنی است نه تنها مانع چنین رویاهای استعمارگرانه ای شویم بلکه باید بر ضد آن نیز اقدام نمیاییم . مهم ترین عامل در از بین بردن این فتنه انگیزی های ضد ایرانی تشکیل اتحادیه بزرگ اقوام ایرانی است که امید بسیار داریم با این رخ داد باردگیر ایران همچون زمان کوروش بزرگ متحد ترین کشور , دموکرات ترین کشور , برترین کشور آسیایی و حتی جهانی شود . این امر نیازمند یاری تک تک ما ایرانیان است .


 برگرفته از تارنمای آهنگهای خون

 

                                          پاینده ایران

                                              مزدک

 

۷ comments مهر ۲۲ام, ۱۳۸۶

بیانیه حزب پان ایرانیست پیرامون فریاد حق طلبی کارگران نیشکر هفت تپه

 

بنام خداوند جان و خرد

                                   

فریاد حق طلبی کارگران  نیشکر هفت تپه

دو سال از اولین اعتراض شرافتمندانه ی کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه خوزستان می گذرد ولی هنوز مسئولین شرکت و نمایندگان دولت به هیچ یک از وعده های خودعمل ننموده و هزاران کارگر زحمتکش را از ابتدایی ترین حقوق شان محروم ساخته اند.
جای بسی تاسف است،دولتی که خود را حامی قشر زحمتکش و سازنده می داند ، نه تنها قادر به انجام درخواست های به حق و قانونی کارگران نبوده بلکه فساد مترتب بر این جریان را که قدرت نمایی مافیای مالی کشور می باشد نادیده گرفته و یکی از بزرگترین پروژه های اقتصادی کشور را که یادگار دوران نظام پیشین است بدست بی اعتنایی و فراموشی و نابودی سپرده است .
 عدم توجه و رسیدگی به مطالبات کارگران ،چیزی نیست جز بی حرمتی به سفره خالی زحمتکشانی که در همه این سالها باعزت نفس و وفاداری به رسالتی که بر دوش داشته و دارند از حریم خانواده و میهن و ارزش های فرهنگی با دست خالی پاسداری نموده اند .
 حزب پان ایرانیست تاسف و نگرانی ژرف خود را از آنچه که در مناسبات کارگری خوزستان و سایر نقاط کشور می گذرد و نیز برخورد نامناسب و غیر قانونی حاکمیت فرقه ای با این طبقه شریف و موثر در چرخه اقتصادی کشور را اعلام و اقدامات ناقض حقوق انسانی کارگران را محکوم می نماید.

  
                                        حزب پان ایرانیست
                                     تهران بامداد روز دوشنبه 
                                  ۱۷ 
مهر ماه ۱۳۸۶ خورشیدی


                                              پاینده ایران

Add comment مهر ۱۹ام, ۱۳۸۶

سرچشمه ناسیونالیسم ایرانی

پاینده ایران

 

نوشتاری از :سالار سالاری

 

 محال است که هنرمندان بمیرند وبی

هنران جای ایشان بگیرند . (سعدی)

 

آیا ناسیونالیسم ایرانی آنگونه که برخی مدعی هستند ملهم از عصرنوگرایی غرب بوده است؟و پدیده یی است وارداتی همچون اتومبیل، رادیو و …؟؟!!!این شبهه یی است که برخی منتقدان ،ناقدان و مخالفان در برابر جریان ملی گرایی مطرح میکنند.در سطور زیر خواهیم کوشید این مسئله را مورد کاوش قرار دهیم.

 

ناسیونالیسم در آغاز سده ی گذشته یکی از عمده ترین و نیرومندترین ایدوئولوژی هایی بود(اگر نگوئیم عمده ترین آنها) که خیل عظیمی از نخبگان ایرانی را بسوی خود کشانید.در کنار ناسیونالیسم ، چپگرایی (در ابعاد گوناگون آن) و اسلامگرایی دو رقیب اجتماعی بودند که در حین رقابت به دشمنی با با ناسیونالیسم پرداختند.چپگرایان به شُوند اندیشه های جهان-وطنی خود و ایدوئولوژی کمونیستی، مسئله ی ملیت و ملی گرایی را به عنوان هدف و دشمن بزرگ خود تلقی میکردند.اسلامگرایان و مذهبیون نیز بآن شوند که با روی کار آمدن دولت پهلوی و نیز پیش از آن در انقلاب مشروطه بسیاری از نهادهای قدرت را توسط همین ناسیونالیست ها از دست داده بودند ، به دشمنی با اندیشه ی این گروه می پرداختند.از سوی دیگر ملی گرایان ایرانی روحانیون را به سبب ستم های مذهبی بر ملت ایران(از دوران صفوی) و خیانتهای سیاسی و تاریخی (در دوران قاجار ،که جنگهای ایران و روس نمونه بارز آن بود) و نیز به علت فسادهای مالی و اخلاقی _البته در مورد عده ی قلیل_ هرگز قابل تحمل نمیدانستند.

چنین بود که سه طیف بزرگ در جامعه ی ایرانی تشکیل شد که هریک به نوعی به دشمنی با یکدیگر می پرداختند.از دوران پهلوی ها به بعد ناسیونالیسم به عنوان ایدئولوژی غالب در کشور سرکار آمد و این وضعیت تا تا سال ۵۷ همچنان ادامه داشت.تا اینکه در این سال دو طیف اسلامگرا و کمونیست با همایه یی(ائتلاف) گذرا زمام امور را بدست گرفته و خود بر اریکه ی قدرت تکیه زدند.(البته گروهای دیگرسیاسی همچون ملی-مذهبی ها نهضت آزادی ،جبهه ملی و… در روند انقلاب درگیر بودند که جا گذاری ی این گروهها در در سه طبقه یادشده تا اندازه یی مشکل به نظر میرسد.چون نه کمونیست ها حاضرند حضرات را از خود بدانند و نه اسلامی ها.به نظر میرسد زبانزد ازاینجا مانده و از آنجا رانده شیواترین ، در حق آقایان باشد).

باری ، با پیروزی انقلاب و قبضه شدن قدرت بوسیله ی اسلامگرایان ،ناسیونالیسم ایرانی نیز مورد یورشهای سهمگین از هر سو قرار گرفت و مجال برای گشودن عقده های سد ساله فراهم گشت . این انتقام تنها به عرصه سیاست محدود نماند ،بلکه در جنبه فرهنگی نیز روی آن کار شد .به گونه یی که بر نمادهای هویت ملی ایرانیان ناجوانمردانه ترین حملات صورت گرفت و حتی هویت ایرانی از طرف حاکمیت زیر پرسش که نه ،به زیر گیوتین برده شد.در کتابهای درسی ،در سخنرانی های آموزشی برای دانش آموزان ،در تلویزیون و خلاصه همه جا تبلیغات علیه ملی گرایی بازار گرمی داشت. حتی در برنامه ها و سریالهای تلویزیونی چهره های منفی نام ایرانی و چهرهای مثبت نام اسلامی !!! داشتند….

واما در سطح آکادمیک و دانشگاهی، گفتمان تهاجم فرهنگی و غربگرایی و “غربزدگی” توسط طیف سعید امامی (از مریدان دکتر احمد فردید،مبتکر زبانزد غربزدگی) مطرح و یا بازتولید شد.در این پروسه هرآنچه که مطابق میل و سلیقه ی حاکمان وقت نبود در قالب یک پدیده ی غربی به بدترین شکل به زیر سوال می رفت .

ناسیونالیسم نیز از این میان سهم خود را برد .همه ناسیونالیست ها غربزده نام گرفتند و ناسیونالیسم نیز یک پدیده ی اروپایی از آب درآمد که پس از مشروطه وارد ایران شده. ناسیونالیستهای ایرانی عامل استعمار شناخته شدند ، که استعمار بوسیله ی آنان در صدد نابودی جهان اسلام برآمده.(نمونه آشکار آن گفتگوی علی اکبر ولایتی در سیمای ایران در چند سال پیش).همه این دست و پا زدن ها و تلاشها یک هدف عمده داشت: اتحاد جهان اسلام با شعار بیداری اسلامی و به قهرمانی سیدجمال الدین اسدآبادی (فراماسون بزرگ و عامل استعمار انگلیس در جهان اسلام).

 

****

 

پیشینه ی ناسیونالیسم ایرانی:

 

حال به بررسی ی پرسش آغازین نوشتار بپردازیم. ریشه و آبشخور ناسیونالیسم در ایران به چه زمانی برمیگردد؟ به دوران مشروطه ؟پس از آن؟ آیا آنرا از فرنگ آورده ایم؟

اگر جوهر ناسیونالیسم را در یک تعبیر ساده به آگاهی ملی تعبیر کنیم که هماهنگ با نیازهای زمان و مکان در صورتهای گوناگون جلوه میکند ،آنگاه به راحتی میتوانیم ردپای این آگاهی ملی را در سده ها و بلکه هزاره های پیشین ِ تاریخ ایرانیان بیابیم.

آیا تلاش کورش هخامنش برای به زیر یک پرچم آوردن همه سرزمینهای ایرانی و ایرانی نشین یک گونه از آگاهی ملی در ۲۵۰۰ سال پیش نیست؟آیا حرکت دلیرانی چون آریوبرزن،آذر،بابک،مازیار و یعقوب لیث و مردآویج بر اساس آگاهی و نیاز توده نبوده است؟ آیا حرکت فراگیرو خودجوش و هناییده ی شعوبیه بی هدف و بی ریشه بوده است؟ شاهنامه که شکل منظوم خداینامکهای دوران ساسانی است از هزاران سال پیش حکایت دارد .در شاهنامه می بینیم که چگونه شخصیتهای اساطیری و حماسی آن همچون پروانه یی گرد شمعِِ ِ ایران می چرخند و برای پاسداری از کیان آن از فدای جان نیز دریغ ندارند.

نهضت سربداران،نهضت سرخ جامگان،سیاه جامگان، سپیدجامگان( المقنع) وحتی نهضت شیعی هریک در سطح گسترده یی مربوط به واکنش های ایرانیان در برابر دشمنان ملی بوده است.در مقوله ی شناخت ملت نیز ایرانیان همواره سایر نژادهای همسایه را از خود متمایز می کردند.اشاره های فراوان به زبانزدهایی(اصطلاح) چون تورک و تازی ،آزادگان(ایرانیان)، انیران و ایران در ادبیات گذشته ما نشانگر اهمیت و توجه عامه ی مردم ایران به مقوله ملت و ملیت میباشد.در تاریخ، پیرامون خاندان زیاری و مردآویج می خوانیم: وی در نظر داشت پس از بازپسگیری همدان و اصفهان و شمال ایران و خوزستان و پس از برگزاری جشن سده به تیسفون برود و در پایتخت ایرانشهر تاجگذاری نماید.به همین دلیل به فرماندار خوزستان دستور داد تا مداین را آباد کرده آنرا به وضع پیشین برگرداند.وی تاجی جواهر نشان همچون ساسانیان بر سر می نهاد و آئین های آن دوران را اجرا میکرد … ودر اقامه رسوم اعیاد ایرانی مبالغات شدید می نمود (ابن مسکویه). واگر مردآویج بدست یک غلام تورک_ که در آن زمان درحکم سگان و ریزه خواران خلافت عربی بودند_ شهید نمی شد به احتمال فراوان خلافت عباسی از صحنه ی تاریخ محو میشد.سررشته داری آل بویه نیز دست کمی از زیاریان نداشت.” شاید اگر مردان دیلم ظهور نمکردند و خلفای عباسی را از تخت به زیر نمی کشیدند چیزی از ملیت ایرانی نمی ماند تا صفویان آنرا اساس حکومت خود قرار دهند”.(حسینعلی ممتحن)

با همه این اوصاف و بسیاری دیگر از موارد ذکر نشده که در تاریخ موجود است آیا بازهم میتوان گفت که :ناسیونالیسم درایران پدیده یی نوظهور است که توسط روشنفکران نسل اول وارد جامعه شد و بوسیله باستانگرایان و نخبگان روشنفکر که نسل دوم روشنفکران را تشکیل می دادند تداوم یافته است.!!!؟

البته اینکه پیدایش ناسیونالیسم در اروپا و بسیاری از کشورهای دیگر پدیده یی متاخر است کمابیش درست به نظر میرسد واین تا اندازه یی بستگی به موقعیت هر جامعه یی دارد و سدالبته نیاز آن ملت.

میهن پرستی سهشی است گوهرین که در جنم هر توده ی اصیلی یافت می شود ولیکن تبلور آن به رویه ی ناسیونالیسم (میهن پرستی آگاهانه و عملی) تا حدی با نهش ها(شرایط) تاریخی – اجتماعی پیوستگی دارد.شرایطی که زمان و آینده ممکن است پیش روی هر ملتی قرار دهد.

 

بن مایه ها:

۱- نهضت شعوبیه. حسینعلی ممتحن

۲- ایران باستان و هویت ایرانی . گفتگو با مرتضی ثاقب فر.

۳- باستان گرایی در تاریخ معاصر ایران. رضا بیگدلو. نشر مرکز.

۴-برای نمونه این بیت بارها در شاهنامه مکرر شده است که

 

چو ایران نباشد تن من میاد…………بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

و یا

همی دارم از موبد راد یاد……………چو ایران نباشد تن من مباد

ویا

همه یک به یک مهربانی کنید……. به ایران زمین پاسبانی کنید

بگویید این جمله در گوش باد……..چو ایران نباشد تن من مباد

ویا

بنام خداوند کیوان و هور ……..که چشم بد از ایران به دور

چو ایران نباشد تن من مباد……بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

هرآنکو شود کشته زایران سپاه……..بهشت برینش بود جایگاه

 

                                      پاینده ایران

                                                مزدک

Add comment مهر ۱۸ام, ۱۳۸۶

دومین نامۀ کارگران نیشکر هفت تپه به سازمان جهانی کار

 

به سازمان جهانی کار و اتحادیه های کارگری جهان،

احتراما به اطلاع می رسانیم که شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه خوزستان در حدود ۴۷ سال است تاسیس شده است و تولیدمحصول شکر می کند و اولین تولید کنندۀ شکر از نیشکر در ایران می باشد. که توسط کارشناسان حارجی ۴۷ سال پیش تاسیس گردیده و با ایجاد آن تحول شگفت انگیزی در اقتصاد شمال استان خوزستان بوجود آورد. بطوریکه تاکنون تاثیر گزارترین شرکت در اقتصاد شمال استان می باشد و اقتصاد شهرهای شوش ، اندیمشک ، دزفول ، شوشتر ،میانرود ، حر ریاحی و شهرکهای اطراف مستقیما به وجود آن بستگی دارد. ولی در حدود ۲ سال است به دلیل عدم حمایت دولت و واردات شکر و با اجرای شتاب زده و غیر کارشناسی اصل ۴۴ و سیاستهای غلطی که دولت، شرکت را به بحران مالی مواجه شده و اقتصاد شهرهای مذگور به صورت راکد در آمده و داد و ستد به حداقل رسیده و بدیهای شرکت به حدود ۸۶ میلیارد تومان رسیده که شرکت توان پرداخت آن را ندارد.

پاینده ایران

مزدک

Add comment مهر ۱۶ام, ۱۳۸۶

دادنامه ای برای حمایت از کارگران نیشکر هفت تپه

پاینده ایران

دوستان گرانقدریک پتیشین برای حمایت از کارگران نیشکر هفت تپه آماده گردیده که با کلیک بر روی آن و وارد کردن نام و رایانامه خود می توانید هواداری خودتان را از حرکت ایشان اعلام کنید. برای دیگر دوستان هم پیوند(لینک) را بفرستید.

http://www.ipetitions.com/petition/nyshekar/

 

پاینده ایران

مزدک

Add comment مهر ۱۵ام, ۱۳۸۶

رشادت سرور ابوالفضل عابدینی و بازتاب جهانی تظاهرات کارگران نیشکر هفت تپه

کارگران،اعتصاب،تظاهرات،خوزستان،نیشکر،هفت تپه

گزارش تجمعات اعتراض آمیز هزاران کارگر نیشکرهفت تپه که از

 خوزستان به تمام دنیا گسترش یافت و مهیا نمودن امکان گفتگوی

 کارگران با رادیو فردا، کار بی پروای سرور ابوالفضل عابدینی عضو

 حزب پان ایرانیست ، تشکیلات خوزستان است.   

کارگران معترض نیشکرهفت تپه روبروی فرمانداری شوش

                          

 

شایسته است هم پیمانان پان ایرانیست و هم اندیشان و نیروهای ملی و ناسیونالیست این نوشتار مهم را در تارنماهای خود بازتاب دهند.

***

 چندروزی است که گزارش گردهم آیی های اعتراض آمیز و تظاهرات چند هزار نفره کارگران نیشکر هفت تپه دراعتراض به عدم پرداخت ۳ ماه حقوق خود ، جزو اخبار مهم رسانه های گوناگون جهان است که همه روزه به آن پرداخته می شود و رسانه های میهنی و بین المللی اعم از چپ و راست و جمهوری خواه و سلطنت طلب تلاش در جهت پوشش بیشتر و بهتر این رویداد دارند.اما نکته ای که از دید بسیاری پنهان مانده و عده ای ههم به عمد از ذکر آن خودداری می کنند(به جز رادیو فردا) این است که این گزارش ها و صداهای ضبط شده (مهم ترین آنها:ما کارگر هفت تپه ایم گرسنه ایم گرسنه ایم) چگونه و بدست چه کسی در اختیار این رسانه ها قرار گرفت.در گفتگویی که امروز سرور دهقان با سرور عابدینی داشتند ایشان دلخوری خود از عدم ذکر نام و پان ایرانیست بودن خود را درگزارش های رسانه ای ابراز کردند. البته سرور عابدینی تاکید داشتند هدف ایشان پوشش خبری این جریانات و رساندن صدای کارگران به گوش مسئولین و نهاد های بین المللی و تلاش در جهت بدست آورن حقوق برحق آنان بود اما….

بایدیاد آوری شود در این چند روز تنها گزارشگری که با رشادت و علی رغم تهدیدات نیروهای امنیتی و انتظامی در محل گردهم آیی و در میان کارگران نیشکر هفت تپه حضور داشت و گزارش های خود را  گاهی مستقیم و گاهی ظبط شده  به رادیو فردا و رسانه های دنیا می فرستاد کسی نبود جز سرور ابوالفضل عابدینی که این عکس ها و صداها را برای ثبت در تاریخ ظبط کردند.این نکته از آن جهت مهم است که نیروهای چپ و کمونیست در برنامه ها و رسانه ها ی خود تلاش داشتند که این اعتراض صنفی کارگران را به سود خود مصادره کرده و این حرکت را یک حرکت کارگری کمونیستی و خلقی جلوه دهند(در صورتیکه بر اساس گزارش سرور عابدینی اغلب کارگران هر روز با زبان روزه به محل تجمع می آمدند)!!! به عنوان نمونه برنامه های کانال ماهواره ای “کومله”(حزب کومله کردستان و حزب کمونیست ایران) و “کانال جدید(ارگان حزب کمونیست کارگری”) با پخش عکس ها و صدا های کارگران نوای حمایت از حقوق کارگران و خلق زحمت کش سر دادند. پرسش این است:اندیشه ی پرتاب شده به بایگانی تاریخ که شما تلاش در جهت زنده کردن آن دارید چه جایگاهی در بین کارگران زحمت کش معتقد و نماز روزه خوان دارد؟ آقایان چپ آزموده را آزمودن خطاست؛ از این بازی های سیاسی دست بردارید چرا که از گذشته ی سیاسی شما آشکار است که در پی چه هستید.حمایت شما از حقوق کارگر و زحمت کش همان اندازه برای ما مضحک است که ادعای دوستی انگلستان با ملت ایران…. در ادامه می توانید بخش هایی از گفتگوهای ابوالفضل عابدینی با رادیو فردا و همچنین صداهای ظبط شده کارگران معترض را دریافت کنید.

تارنمای سرور عابدینی برای پوشش اخبارهفت تپه

مجموعه شعارهای کارگران نیشکر هفت تپه در تظاهرات

گقتگوی ابوالفضل عابدینی با رادیو فردا_(کارخانه کاغذسازی کارون شوشتر )

گفتگوی ابوالفضل عابدینی با رادیو فردا_۲

 شعارهای کارگران نیشکرهفت تپه۱

شعارهای کارگران نیشکر ۲

شعارهای کارگران نیشکر۳

همین نوشتار در آژانس خبری کوروش البته بدون آوردن بن مایه!

همین نوشتار در قسمت لینکهای خبری بازتاب

پاینده ایران

مزدک

۱۰ comments مهر ۱۳ام, ۱۳۸۶

Previous Posts


تازه ها :

پیوندها

بایگانی