Archive for دی, ۱۳۸۶

عهدنامه ۱۹۷۵الجزایر

 

متن کامل عهدنامه الجزایر درباره مسایل مرزی ایران و عراق

 

چندی پیش خبرهایی در گستره ی رسانه های بین المللی پخش شد مبنی بر اینکه آقای طالبانی رییس جمهور عراق اعلام کرد که عهدنامه ۱۹۷۵الجزایر را قبول ندارد! حالا ایشان کدام قسمت را واینکه چرا قبول ندارند برای نگارنده مبهم است!

بی مناسبت نیست متن عهدنامه که در ۶ مارس ۱۹۷۵  (15 اسفند ۱۳۵۳) بین صدام حسین ، معاون رییس جمهور آن زمان عراق و محمدرضا پهلوى آریامهر شاهنشاه ایران و زیر نظر هوارى بوم دین ، رییس جمهور وقت الجزایر امضا شد،بار دیگر مرور گردد .

 

شاهنشاه ایران و رییس جمهور عراق نظر به اراده صادقانه طرفین،منعکس در توافق الجزیره مورخ ۶ مارس ۱۹۷۵ براى رسیدن  به حل و فصل قطعى و پایدارى کلیه مسایل ما به اختلاف بین دو کشور، نظر به اینکه طرفین بر اساس پروتکل قسطنطنیه مورخ ۱۹۱۳ و صورتجلسات کمیسیون محدود کردن حدود ۱۹۱۴ به علامت گذارى مجدد قطعى مرز زمینى و برمبناى خط تالوگ به تحدید مرز رودخانه‌اى خود مبادرت نموده‌اند.

نظر به اراده طرفین به برقرارى امنیت و اعتماد متقابل در طول مرز مشترک خود، نظر به پیوندهاى همجواری تاریخى و مذهبى و فرهنگى و تمدنى موجود بین ملت‌هاى ایران و عراق، با تمایل به تحکیم پیوندهاى مودت و حسن همجوارى و تشدید مناسبات فیما بین در زمینه‌هاى اقتصادى وفرهنگى و توسعه مبادلات و مناسبات انسانى بین مردم خود، بر اساس اصل تمامیت ارضى ومصونیت مرزها از تجاوز و عدم مداخله در امور داخلى، با تصمیم به همکاری در جهت برقرارى عصرى جدید در مناسبات دوستانه بین ایران و عراق بر مبناى احترام کامل استقلال ملى و سلطه حاکمیت مساوى دولت‌ها، با اعتقاد به مشارکت در اجراى اصول وتحقق اهداف میثاق ملل متحد از این طریق، تصمیم به انعقاد عهدنامه حاضرگرفتند و بدین منظور نمایندگان تام الاختیار خود را به ترتیب ذیل تعیین نمودند

از طرف شاهنشاه ایران: جناب آقاى عباسعلى خلعتبرى ، وزیر امور خارجه ایران.

از طرف رییس جمهورى عراق: جناب آقاى سعدون حَمادى ، وزیرامور خارجه عراق.

مشارالیهم پس از ارایه اختیارنامه‌هاى خود که در کمال صحت واعتبار بود نسبت به مقررات مشروحه زیر توافق نمودند:


ماده ۱- طرفین قرارداد ، تایید مى‌نمایند که مرز زمینى دولتى بین ایران و عراق همان است که علامتگذارى مجدد آن بر اساس و طبق مقررات مندرج در پروتکل مربوط به علامت گذارى مجدد مرز زمینى و ضمایم پروتکل مذکور که به این عهدنامه ضمیمه مى‌باشند انجام یافته است.

 

ماده ۲- طرفین ، تایید مى‌نمایندکه مرز دولتى دراروندرود (شط العرب) همان است که محدود شدن  آن بر اساس و طبق مقررات مندرج در پروتکل مربوط به محدود کردن مرز رودخانه‌اى و پیوست های پروتکل مذکور که به عهدنامه حاضر پیوست مى‌باشند، انجام یافته است.

 

ماده ۳- طرفین ، متعهد مى‌شوند که بر اساس و طبق مقررات مندرج در پروتکل مربوط به امنیت در مرز و ضمیمه های آن که پیوست به این عهدنامه مى‌باشند، در طول مرز به طور مداوم کنترل دقیق و موثر به منظور پایان دادن به هر نوع رخنه ی اخلال‌گرانه، صرف نظر از منشا آن، اعمال دارند.

 

ماده ۴- طرفین ، تایید مى‌نمایندکه مقررات سه پروتکل و پیوست آنها، مذکور در مواد ۱،۲ و۳ عهدنامه حاضر که پروتکل‌هاى فوق الذکر بدان پیوست و جزء جدایی ناپذیر آن مى‌باشند، مقرراتى قطعى و دایمى وغیر قابل نقض بوده و عناصر غیر قابل تجزیه یک راه حل کلى را تشکیل مى‌دهند. در نتیجه خدشه به هر یک از عناصر تشکیل دهنده این راه حل کلى اصولا مغایر با روح توافق الجزیره خواهد بود.

 

ماده ۵- در قالب غیر قابل تغییر بودن مرزها واحترام کامل به تمامیت ارضى دو دولت، هر دو طرف تایید مى‌نمایند که خط مرز زمینى و رودخانه‌اى آنان بدون تغییر و دایمى و قطعى مى‌باشد.

 

ماده ۶-۱- در صورت اختلاف درباره تفسیر یا اجراى عهدنامه حاضر و سه پروتکل و پیوست های آنها، این اختلاف با رعایت کامل مسیر خط مرز ایران و عراق، مندرج در مواد ۱ و ۲ فوق و نیز با رعایت حفظ امنیت در مرزایران و عراق، طبق ماده (۳) فوق الذکر، حل و فصل خواهد شد.  6-2  این اختلاف در مرحله اول طى مهلت دو ماه ازتاریخ درخواست یکى از طرفین از طریق مذاکرات مستقیم دو جانبه بین هر دو طرف ، حل و فصل خواهد شد. ۶-۳ در صورت عدم توافق، طرفین طی مدت سه ماه، به همکاری یک دولت سوم ِدوست توسل خواهند جست. ۶-۴  در صورت خوددارى هر یک از طرفین از توسل به همکاری یا عدم موافقت همکاری دولت سوم(ثالث)، اختلاف طى مدت یک ماه از تاریخ رد همکاری یا عدم موفقیت آن، از طریق داورى حل و فصل خواهد شد. ۶-۵ در صورت عدم توافق بین طرفین نسبت به آیین داورى، هر یک از طرفین مى‌تواند ظرف پانزده روز از تاریخ آشکار شدن عدم توافق، به یک دادگاه داورى مراجعه نماید. براى تشکیل دادگاه داورى و براى حل و فصل هر یک ازاختلافات، هر یک از طرفین یکى از اتباع خود را به عنوان داور تعیین خواهد نمود و دو داور یک سرداور انتخاب خواهند نمود.اگر طرفین ظرف مدت یک ماه پس از رسیدن درخواست داورى از جانب یکى از طرفین از دیگرى به تعیین داور مبادرت نمایند ویا چنانچه دوران قبل از پایان همین مدت در انتخاب سرداور به توافق نرسند طرف بزرگتر متعهدى که داورى را درخواست نموده است حق خواهد داشت از رییس دیوان بین‌المللی دادگسترى تقاضا نماید تا طبق مقررات دیوان دایمى داورى داورها یا سرداور را تعیین نماید. ۶-۶ تصمیم دادگاه داورى براى هر دو طرف الزام آور و لازم الاجرا خواهد بود و هر کدام نصف هزینه داورى رابه عهده خواهند گرفت.

 

ماده ۷- این عهدنامه حاضر و سه پروتکل و پیوست های آنها طبق ماده (۱۰۲) منشور ملل متحد به ثبت خواهد رسید.

 

ماده ۸- عهدنامه حاضر و سه پروتکل و پیوست آنها،طبق مقررات داخلى به وسیله هر یک از طرفین به تصویب خواهد رسید.

عهدنامه حاضر و سه پروتکل و ضمائم آنها از تاریخ مبادله اسناد تصویب که در تهران انجام خواهد شد، به موقع اجرا در خواهند آمد.بنا به مراتب، نمایندگان تام الاختیار طرفینمعظمین متعاهدین عهدنامه حاضر و سه پروتکل، و ضمائم آنها را امضا نمودند.

بغداد ۱۳ ژوئن ۱۹۷۵

عباسعلى خلعتبرى ، وزیر امور خارجه ایران                سعدون حمادى ، وزیر امور خارجه عراق

                                

***

عهدنامه ۱۹۷۵ الجزایر که داراى ۸ ماده و سه پروتکل و پیوست های آن مى‌باشد با حضور عبدالعزیز بوتفلیقه، عضو شوراى انقلاب و وزیر امور خارجه الجزایر به امضا رسیدو در تاریخ ۲۱ اردیبهشت ۱۳۵۵ و ۲۹ اردیبهشت ۱۳۵۵ به ترتیب به تصویب مجلس شوراى ملى و مجلس سناى وقت رسیده است.

 

 

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

 

پاینده ایران

 

Add comment دی ۱۰ام, ۱۳۸۶

متن نامه مسئول امور جوانان حزب پان ایرانیست به کشورهای حاشیه خلیج فارس :

پاینده ایران

بنام خداوند جان و خرد

سفیر محترم دولت های عربستان,قطر,کویت وعمان درایران

احتراما به آگاهی می رساند ,همانگونه که خود مستهظرید,سفارت دولتها دریچه ایست رسمی برای ارتباط مردمان کشورها با یکدیگر و محلی برای کوشش جهت فزودن بر رونق دوستی ها.از اینروست که دوستدار بعنوان عضوی از جامعه بزرگ ایرانی و متعلق به ملت شریف ایران که واجد اراده ملی است;سفارت آن کشور دوست را که عضو شورای همکاری خلیج (فارس)نیز می باشد,فارغ از روابط رسمی دیپلماتیک دولتها ,جهت بیان پاره ای مطالب ضرور ,مخاطب قرار داده است.

نظر به اشتیاق دوستدار به همزیستی مسالمت آمیز و نیز فزودن بر امکانات همکاری میان کشورهای همسایه خصوصا ملت ایران و دولتهای عربی حوزه ی خلیج فارس,لازم آمد پاره ای موارد که در صورت عدم رفع سبب خواهد شد;ملت ایران نوع و کیفیت نگاه و سطح روابط با همسایگان عرب خود را مورد بازبینی جدی قرار دهد را متذکر شود.

سفیر محترم ,به گواهی منصفان و آگاهان و نیز آنگونه که لابد خود شما نیز با حسن ظنی که برایتان متصور است, متذکر خواهید بود;ایرانیان بعنوان ملتی فرهنگ پرور و تمدن ساز نقشی مهم در تاریخ تمدن بشری بعهده داشته و همواره کوشیده اند خوی و خصال آزادگی را پاس داشته و آنرا بگسترانند.همسایگان خودرا دوست داشته و به آنها احترام گذارند .آنچه ازآنهاست به آن خستو باشندو اینست عصاره و جوهره ی فرهنگ ایرانیان .

اما مدتی است تحت عواملی چند,برخی از دولتهای عربی روشی خصمانه در برابر ملت ایران اتخاذ کرده اند و شگفتی آنکه شیخ نشینهای امارات متحده عربی ادعای جزایر جنوبی ایران را داشته و برخی دولتهای دیگر عربی و از جمله دولت مطبوع آنحضرت به کرات وبر خلاف رویه ی دوستی میان ایرانیان و اعراب ازآن ادعاهای واهی و بی پایه پشتیبانی کرده اند.برآگاهانست که نسبت به عواقب وخیم و نگران کننده این روند هشدار دهند .از بدیهای این منش آن که بر بدگمانی ها می افزاید که بری تلخ دارد و زهر کامی پدید آورد.بالطبع این روند اگر بالا بگیردبر نشیب بیافزاید.زخم زدن آنهم برکسی که از وی گریزی نیست نه کار بخردمندی است که کین کاشتن در خانه ی همسایه آتش به خرمن خود انداختن ,باد کاشتن و توفان درویدن است.

مردمان گیتی بویژه همسایگان بهر آنکه کنار هم به شادی بزیند;می بایست بهر یکدیگر نیکی بخواهند و از کینهای نابجا و بدخواهیها بپرهیزند و داد همدیگر دهند.منش نیکو است;حد نگه داشتن و بر حقایق و راستی ها خستو بودن.اندودن روی خورشید حقیقت از نادانی است و خود نادانی آورد.

ایرانیان و اعراب از دیرباز با هم زیسته اند .خوشیها و تلخیها با هم دیده اند ,پیرو دین واحدی هستند و امروز همسایه اند.ما بهر همسایگان خود بهترین شادی ها را می خواهیم و رشد و توسعه ی آنها را آرزومندیم .بر دانایان و بینایان عرب و بر اهل سیاست آن مردمان است که راه راست برگزینند.ریشه ی این پرخاش برکندن سزاوار باشد.این منش راست که چونان جدی مر مسلمانان,ستاره راهنمای سیاست اعراب باشد.اگر چنین شد آینده ای روشن برای منطقه متصور است و قدرت ملت ایران بهترین و مطمئن ترین حامی برای مردمان همسایه و آسایش آنها خواهد بود.

اما با قاطعیت ضروری اعلام میداریم اگر چنین نشد;طبیعی است که در صورت ادامه ی توطئه ها و تکرار ادعاهای بی پایه و یا حمایت از چنین ادعاهایی ,ملت ایران از دستگاه دیپلماسی خود بخواهد که نوع نگاه و سطح روابط فی مابین تجدید نظر جدی بعمل آید.

دوستدار به شما و دیگر دوستان عرب نسبت به پی آمدهای ناگوار و ناخوشایند هشدار جدی میدهد که از این توطئه ها و زیاده خواهی ها بر حذر بوده و از اتفاقات ناگوار پیشگیری کنید .در صورت عدم اصلاح روشهای پیشین و پای فشردن برآن ,باید بدانید که ایرانیان نمی توانند ;ادعاهای بی پایه و چشم طمع به سرزمین و شرف و تمامیت ارضی و هر وجب از خاک پاک ایران زمین که به خون پاک هزاران شهید سرفراز تاریخ آبیاری شده است برتابند.اگر این روشها پی گرفته شود پای به میدان گذاریم و تا آخرین نفش حقوق خود را پاس داریم.بدیهی است که از این پس به کرده ی شما سزایی در خور آن داده خواهد شد.ما دوستانی صادق و یکرنگ و دشمنانی سرسختیم و شکست ناپذیر.سرمملکت گاهی سالم است وگاه نیست و این گردش گردون گردننده است اما ایران زمین ز رادان تهی نیست.من آنچه شرط بلاغ بود گفتم و اتمام حجت کردم.بردانایان عرب سهی را نشان دادم ,امید که چشم خرد آنها قمر را نبیند.

                                                   پاینده ایران

                                                    حجت کلاشی

                                                       از طرف سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

لازم به ذکر است که نامه ای جداگانه از سوی سازمان جوانان حزب پان ایرانیست به شیخ نشین های امارات تنظیم شده است که آن نیزبصورت مجزا منتشر خواهد گردید.

 

Add comment دی ۴ام, ۱۳۸۶

گفتگوی بردیا سپند با صدای آمریکا در مورد سرورعابدینی

با درود به یاران و به پایندگی ایران زمین

بردیا سپند از فعالین حقوق مدنی و شهروندی با آقای جمشید چالنگی در بخش تفسیر خبر صدای آمریکا در روز سه شنبه ۲۸ آذرماه گفتگویی را پیرامون مسائل پیش آمده برای کارگران نیشکر هفت تپه ونقش سرور ابوالفضل عابدینی انجام داده اند که در زیر میتوانید فایل شنیداریMP3 (صوتی) آن را دریافت کرده وبشنوید.

              دریافت گفتگوی بردیا سپند با صدای آمریکا (۸:۰۴ دقیقه – ۹۴۶ کیلوبایت)



                      به امیدایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

Add comment دی ۳ام, ۱۳۸۶

ابوالفضل عابدینی : بازهم میگویم پاینده ایران

پاینده ایران


اگرتکه تکه ام کنند واگر نیست ونابود شوم بازهم میگویم

پاینده ایران


متن زیر از نوار صدای سرور ابوالفضل عابدینی پیاده شده است. این فایل صوتی در آذرماه ۱۳۸۶زمانی که وی در زندان اهواز به سر می برد ضبط شده و منتشر شد. در ان زمان در روزنامه های استان و برخی سایت های منتسب به دولت اتهام وی را تلاش برای بمب گذاری عنوان کرده بودند!! قسمت هایی که در سدا وقفه می افتد و پرش دارد بدلیل اشکال درهنگام ضبط شدن است.

نیرزد آن خون که نریزد به راه پاسداری این خاک
جمله ای که سراسر وجود هر وطن پرستی را به غرور وامی دارد همیشه و در همه لحظات زمان ها از آن زمان که من با حزب پان ایرانیست آشنا گشتم با من همراه بود
.
آری در ایران بودن و در راه ایران ماندن بهایی دارد ،امروز زندانی شدن فرزندان این آب و خاک و سرزمین اهورایی است. چگونه می توان باور کرد وطن دوست جز ایران هیچ اندیشه ی دیگری در زهن داشته باشد، من فرزند همین آب و خاکم؛ آب و خاکی که خون ها و جانها به راهش فدا گشته تا به جهان سرافراز بماند.زندگی من با ارزش تر از زندگی هیچ آزاده ی دیگری و دل و دیده ی مادر من از دل مادر هیچ وطن پرستی داغدیده تر نیست.اگر تکه تکه ام کنند و اگر نیست و نابود شوم باز هم می گویم پاینده ایران
.

فایل صوتی سخنان ابوالفضل عابدینی را می توانید ازاینجا دریافت کنید.(۱۰۴کیلوبایت)

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

مزدک

۴ comments دی ۲ام, ۱۳۸۶

جشن شب چله ( یلدا) برهمه ایرانیان خجسته باد

پاینده ایران

جشن شب چله( یلدا) برهمه ایرانیان خجسته باد

زندان ِشب ِیلدا

 

)به یاد دوست و همرزم ابوالفضل عابدینی که شب یلدا را در زندان رژیم می گزراند)

 

چند این شب و خاموشی؟ وقت است که برخیزم

ویش آتش خندان را با صبح برانگیزم

گر سوختنم باید افروختنم باید

ای عشق بزن در من کز شعله نپرهیزم

صد دشت شقایق چشم در خون دلم دارد

تا خود به کجا آخر با خاک در آمیزم

چون کوه نشستم من با تاب و تب پنهان

صد زلزله برخیزد آن گاه که برخیزم

برخیزم و بگشایم بند از دل پر آتش

وین سیل گدازان را از سینه فرو ریزم

چون گریه گلو گیرد از ابر فروبارم

چون خشم رخ افروزد در صاعقه آویزم

ای سایه! سحر خیزان دلواپس خورشیدند

زندانِ شبِ یلدا بگشایم و بگریزم

 

ه.ا.سایه

 

***

نوشتارهایی در این باره

از چلّه‌ی دیروز تا یلدای امروز (دوست گرامی روزبه)

جشن زمستانه -تارنمای روزنامک (بهرام روشن ضمیر)

ثبت جشن یلدا به عنوان میراث معنوی جهانی (دکتر شاهین سپنتا)

شب چله (یلدا)شب زایش خورشید و آغاز سال نو میترایی (دکترقیاس آبادی)

جشن شب چله(یلدا) شب زایش مهر، ریشه ی کریسمس (از دوست گرامی کوروش محسنی )

***

خانم نوشین شاهرخی به مناسبت شب چله (یلدا) برنامه‌ای صوتی تدارک دیده است که در آن به گفتگوهایی با آقایان دکتر جلیل دوستخواه، دکتر جلال خالقی مطلق، دکتر پرویز رجبی و این نگارنده پرداخته است. این برنامه را در اینجا بشنوید. 

 

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

مزدک

Add comment آذر ۲۹ام, ۱۳۸۶

پرسش چپ، پاسخ راست !

پرسش چپ!    پاسخ راست 

در پاسخ به پرسش های آقای سیاوش مدرسی 

 
 
سلام مزدک عزیز و ممنون از اطلاع رسانى شما

 دوست من! من از آزادى عقیده انسانها با تمام وجودم دفاع میکنم، سرلوحه و رهنماى فکر من این گفته نغر  است که: ” دوست من با تمام وجودم با عقاید تو مخالفم! اما جانم را میدهم که تو آزاد فکرت را بیان کنى! با توجه به این پرنسیب و با حفظ حرمت حق آزادى اندیشه هر انسانى به قیمت جانم! اما در یک محور دوستانه دلم میخواست از شما سوال کنم حقیقتاً انسان دوستى چه اشکالى دارد که به خاک پرستى پناه میبریم؟

چرا ما انسان پرستى نمی کنیم و خاک پرست هستیم؟ چرا مزدک ایران پرست و نه مزدک انسان پرست؟ چرا ازرش جان من و شما بیشتر این کشور بغل دستیست که فعلان عراق نام دارد؟ لطفا می شود براى من توضیح بدهید که چرا ازرش آدمى که در طى تاریخ و علیرغم میل خودش و به ضرب و زور شمشیر نادر و آغا ممدخان قاجار متحد شده اند و یا شاه قندهار و انگلستان برایش وطن ساخته اند، از جان و حرمت و کرامت آن انسانى که مهر عراقى و افغان و عرب خورده کمتر است؟ جداً چرا؟

امیدو آرزو دارم روزى مثل من این سیاره آبى زیبا را وطن خود بدانید نه صرفاً بخاطر زیبایى آن! بخاطر آزادى انسانها و برابرى آنها مستقل از جنسیت، رنگ پوست! وطن، مذهب و سرمایه آنها.

 با احترام

دوست و نه سرور شما

سیاوش 

***

پاسخ 

با درود بر شما و به پایندگی ایران زمین 

جناب مدرسی ابتدا باید بگویم که من سرور شما یا فرد دیگری نیستم بلکه سرور خود هستم و نه بنده ی دیگری. ما پان ایرانیست ها چون عقیده داریم که ایرانی بنده و برده نیست به جای کلمهء ترکی آقا ، واژه ی ایرانی سَروَر را برای یکدیگر به کار می بریم. یکبار برنامه تان*را در کانال NCTV (کانال جدید؛ حزب کمونیست کارگری) دیدم.از نوع ادبیات نوشتاری تان دریافتم که وامدار اندیشه چپ هستید.دوست گرامی من یک پان ایرانیست هستم و نمی دانم شما در این باره چه اندازه آگاهی دارید ولی به هر روی پرسش بسیار به جایی را مطرح کردید که در این مجال در اندازه توان خود و کوتاه پاسخ می گویم.

علم ناسیونالیست مانند هر علم دیگری داری اصطلاحاتی است که با شناختن آن اصطلاحات می توان به محتوای این علم آشنا گشت و در زمینه این علم به بررسی های تازه پرداخت.از نخستین اصلاحات علم ناسیونالیسم اصطلاح “خاک” و اصطلاح” خون” است.

خاک و خون در علم ناسیونالیسم به عنوان دو نشانه به کار برده می شود که هر یک از نشانه ها به بخشی از موجودیت ملت اشاه می کند و از هریک از این دو بخش الزاماتی پدید می آید که مجموعه این الزامات یا “بایدها” ، راه آینده یک ملت را مجسم می سازد و رسالت های تاریخی یک ملت را مشخص می کند.

کلمه خاک اشاره ایست به سرزمینی که یک ملت در آن زندگی می کند؛سرزمینی که بر اثر مجموع کوشش های نسلهای گذشته یک ملت برای آن ملت حاصل آمده و باقی مانده است و اکنون نسل های وابسته به آن حق دارند در آن سرزمین به حیات خود ادامه دهند.الزاماتی که چگونگی سرزمین پدری یا نیا خاک یک ملت ایجاب می کند یا به عبارت دیگر«باید های خاک» عبارت از خصوصیاتی است که به مناسبت وضع جغرافیایی سرزمین ملت یا نیاخاک عایت آن ضروری است.**

به عبارت دیگر در اندیشه راست یا ناسیونالیسم هر ملت دارای میهنی است ،برخلاف اندیشه چپ که به میهن و وطن اعتقادی ندارد چون اصولاً به واژه ملت اعتقادی ندارد و بلکه با آن مخالف است به همین دلیل به قائل به جهان وطنی بودن یا انترناسیونالسم است.

“خون” در علم ناسیونالیسم اشاره به موجودیت انسانی یک ملت است و اشاره به سلسله نسل های گذشته و حال و آینده می باشد و از مفهوم آن به دو عامل می رسیم:یکی عامل جمعیت که همان بخش موجود از زنجیره زنده موجودیت ملت است و دیگری عامل فرهنگ که ساخته ی جمعیت و شکل دهنده آن است. 

می دانید که کلمه پرستش از ریشه پرست و پرستاری به معنا نگاه بان و محفاظت کننده است؛ من ایرانپرست هستم و به چندین دلیل این خاک برای من ارزشمند است و آن را شایسته پرستش و نگاه بانی می دانم از آن روی که این دو اصل را در برگرفته و خون هایی زیادی از همین انسان هایی که شما از آنان سخن گفته اید برای نگاهبانی و پرستاریش بر روی آن ریخته شده است.صد البته خاک میهن من بدون انسان هایی که بر روی آن گام می نهند و فرهنگ و تاریخ پرافتخار بشریت را ساخته اند چیزی کم دارد و بی معناست پس بدون تردید عشق هم میهنانم که با آنها پیوندهای دیرینه و ناگستنی دارم را در دل دارم و پس از آن انسان های دیگر.من نمی توانم مهاجمان به فرهنگ و تاریخ خود را دوست داشته باشم چه برسد که آنان را بپرستم! شما سعد ابی وقاص و چنگیز و تیمور  اسکندر را شایسته پرستش می دانید و یا آن حاکمی که به فرهنگ و تاریخ من می تازد را شایسته پرستش می دانید؟؟جناب پوتین هم یک انسان است اما شایسته پرستش است (البته برای برخی جواب آری است)همه اینها از دید شما انسان هستند!… اگرنه پس معیار انسان بودن را برای من مشخص کرده و از آن تعریفی ارائه دهید.فرد در شناسایی ما در بستر زیستی یک ملت، مجرای موقتی است و در فضای فرهنگی ،تاثیر پذیری است تاثیرگذار.فراموش نکنید که شاهنشاه کوروش بزرگ این ناسیونالیست و در واقع نخستین پان ایرانیست تاریخ ایرانِ بزرگ، در ۲۵۰۰ سال پیش به انسان ها و آزادی ایشان احترام می گذاشت و به گفته دبیرکل سازمان ملل متحد، حقوق بشر برای یکبار در درازای تاریخ بشر به طور کامل اجرا گردیده و آن هم در شاهنشاهی هخامنشی و فرمانروایی کوروش بزرگ بوده است و این افتخار برای من ایرانی است! بله ما چنین نیاکانی داشته و نمونه هایی داریم و نیازی نیست که به دنبال نمونه های وارداتی حقوق بشر ِقرن بیست و یکمی برویم.این نمونه ها بیشتر در جهت تباه نمودن حقوق بشر هستند! 

جناب مدرسی در قسمت دیگر نوشتارتان گفته اید که شاهان ایران زمین انسان های درون جغرافیای ایران را به زور شمشیر در کنار یکدیگر نگه داشتند!!!!….عجب!!و من از شما می پرسم: چرا پس از قربانی کردن اقتدار حکومت پیشین و سرنگونی شاهنشاهی ایران با همکاری همفکران شما و مذهبیون و درهنگامه ی برپایی حکومت اسلامی این انسانها که به گفته شما بزور در کنار یکدیگر بودند از هم جدا نگشتند و ایران زمین به ایرانستان دگرگون نگردید؟؟؟ چرا پس از ۲۰۰ سال جدایی جگرگوشه های ایران از یکدیگر هنوز عشق به این آب و خاک و شراره ی فروزان فرهنگ ایرانی در دل مردمان تاجیک، افغان، و قفقاز،چچن و دیگر باشندگان اسیر ایرانی در آنسوی مرزهای پوشالی کنونی وجود دارد…؟چیزی که این انسان ها که شما سنگ آنان بر سینه می زنید را متحد ویکپارچه کرده است پیشینه ی تاریخی و فرهنگی و گذشته ی مشترک آنان است که همچو زنجیری ناگسستنی است.در پایان بایاست بگویم انسان ها معمولا در زندگی چیزهایی را دوست دارند گاهی عاشق می شوند و دایره موارد این دوشارم (عشق) گستردگی فراوان دارد اما معمولا در عشق به هم نوع و یا جنس دیگر خلاصه می گردد؛ چیزی که فنا شدنی است؛ اما من برتری می دهم عاشق چیزی باشم که همیشگی و فنا ناشدنی است. بله من نیز عاشق هستم؛ عاشق آن چه که بوده، هست و خواهد بود، من آنچه را که ابدی است می پرستم:

من ایران پرست هستم. 

 

* ایشان در تارنمای شخصی شان خود را یک برنامه ساز تلویزیونی معرفی کرده اند.

** ناسیونالیسم چون یک علم؛ زنده یاد سرور دکتر محمد رضا عاملی تهرانی؛۱۳۵۴؛ چاپ پرچم 
 

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران 
 
 مزدک

Add comment آذر ۲۵ام, ۱۳۸۶

اسناد جدیدخبرنگاری سرور عابدینی و پاسخ به غروب

پاسخی به «غروب»

 

 

 مزدک – شاهین

بادرود بر خوانندگان گرامی و به پایندگی ایران زمین

هم میهن گرامی پیام شما با نام مستعار “غروب ” در حمایت از محمد مالی سردبیر هفته نامه بهار سبز و اظهارات ایشان را در تارنمای هواداران پان ایرانیست کرمان و پان ایرانیست خوزستان خوانده و از آنجایی که این سخنان ابهاماتی برای خوانندگان ایجاد می کند شایسته دیدیم که نکاتی چند در این مورد به شما و دیگر خوانندگان یاد آوری کنیم.

 

ابتدا پیام جناب «غروب» را میخوانیم:

وقتی موج فرومی نشیند تنها کفی می ماند که شاید از دریا تنها تصوری نچندان درست در ذهنش وجود داشته باشد.اما آفتاب روزگار مدیدی پشت ابر نمی ماند چرا که قصه قصه بی غصه ای است.

تصور نمی کنم که هر سخنی را باید پاسخ داد.اما از آنجایی که آنچه در مورد محمد مالی رفته است را بی انصافی محض در برابر شخصیتی می دانم که با دانستن عواقب احتمالی همکاری با انسانی که به هر حال درست یا نادرست در مضان اتهاماتی قرار داشته است در دوره ای که حتی دوستان هم حزبی اش از نزدیکی به او خود داری می کرده اند و شرایطی را فراهم آورد تا او بتواند روزهای خود را در شرایط بهتری بگذراند و از هیچ کمک و مساعدتی به او دریغ نکرد. نکاتی را که خود با پرسش از او دریافته ام و تنها می خواهم نقل پاسخ او را در برابر این همه بی انصافی نمایم لازم می دانم:

نخست آنکه همکاری عابدینی با بهار سبز از زمستان ۸۵ نبوده.بلکه سالنامه بهار سبز ویژه نوروز۸۶ بوده که عابدینی به صورت پاره وقت و فقط به عنوان آگهی گیرنده در آن ویژه نامه فعالیت داشته است. به قول آقای مالی خوشبختانه پول هیچکدام از آگهی هایی که ایشان گرفتند هم وصول نشد. در ضمن عنوان دبیر سرویس اقتصادی هم به عنوان مسئول جذب آگهی ها و به همین دلیل عنوان شده است .دوم.ایشان باز هم تاکید کردند که همکاری عابدینی با نشریه تحت سرپرستی شان تنها در حوزه مسائل اقتصادی نشریه چون جذب آگهی و پیگیری امور اقتصادی نشریه بوده است.

و در پایان آقای مالی اظهار نظر کردند که هل جزا الحسان الا احسان.

در مورد برخی نظرات هم تنها ایشان به این نکته اشاره کردند که امیدوارم همه ما به راه راست هدایت شویم .

 

و اما پاسخی برای ایشان:

۱.از این که عنوان فرمودید آقای مالی در این تریبون مورد اتهاماتی قرار گرفته به گمان نگارندگان چنین نیست تا آن جا که می دانیم ما تنها نقل گفتگوهای ایشان رابیان کردیم که عنوان کرده بودند آقای عابدینی هیچ گونه کار خبرنگاری برای نشریه بهار سبز انجام نداده اند و ما اسناد و مدارکی را از نشریه بهار سبز در این تارنما نشان دادیم و آشکار کردیم که نشان از آن داشت که ایشان مدتی بیش از آن چه آقای مالی عنوان کرده بود خبرنگار این نشریه بوده است حالا تعداد خبرهای که از ایشان چاپ شد کم یا زیاد بوده مهم نیست مساله این است که ایشان به جرم انعکاس اخبار کارگران نیشکر هفت تپه بازداشت شده اند و اگر هم جرمی را مرتکب شدند جرم مطیوعاتی محسوب می شود تازه جناب عابدینی تا آن جا که می دانیم و همگان آگاه هستندحدود ۷سالی است که در عرصه ی مطبوعات خوزستان مشغول به کار هستند و الیته از این محل نیز زندگی را به سختی همچون دیگر روزنامه نگاران می گذرانند.انتظاری که ما از همکاران ایشان بوِیژه آقای مالی داشتیم این بود که دست کم اگر خیری نمی رسانند به انکار فعالیت های مطبوعاتی ایشان نپردازند چرا که هر کس که موضوع بازداشت ایشان را مورد کنکاش قرار دهد متوجه خواهد شد که انکار خبرنگار بودن وی و اتهام تلاش برای بمب گذاری در مراکز اقتصادی استان مرتبط بوده است تا بدین وسیله راه برای دادگاه های به اصطلاح انقلاب و نیز بازجویان ایشان بازتر شود.ما این اسناد را همچنان استفاده خواهیم کرد تا افکار عمومی خود به قضاوت بنشیند.

 

۲٫این که گفته ایدکه آقای مالی در زمانی که هیچکدام از دوستان حزبی با او ارتباط نمی گرفتند به ایشان پناه دادند که امری است غیر واقع و دروغ چرا که حضور ایشان در همه ی آیین های ویژه ی وطن پرستان ویا پان ایرانیست ها خلاف این گفته را می رساند؛ تازه در همین مدت که ایشان بازداشت شده اند بیشترین پوشش خبری را پان ایرانیستها از خود نشان دادند و چند تن از اعضای شورای عالی رهبری در این باره گفتگوهایی را بارسانه های بین المللی انجام دادند و نیز متن درخور تاملی به حمایت از ایشان و کسرا الاسوندبه نام همرزمانم ، هان، با شمایم چاپ و در سطح وسیع پخش گردید و البته همچنان تلاش ها ادامه دارد و درباره ی سند و وثیقه هم که برای ایشان بریده اند این موضوع نیز در حال پیگیری و انجام است.به نوشتارهای پیشین ما در تارنمای تریبون آزاد پان ایرانیست در خوزستان و دیگر سروران در پایگاه های فرمان آریا،پان ایرانیست کرمان ،پان ایرانیست مازندران،جوانان پان ایرانیست  و… مراجعه کنید.

ما هیچ گاه او را تنها نگذاشتیم و تلاشهایمان در این باره آشکار است.

 

۴٫ شما بگویید ما کدام حرف را قبول کنیم؟؟ ابتدا به گفته خودتان نگاهی بیاندازید و سپس حساب کنید ازفروردین ۱۳۸۶که به گفته شما آغاز همکاری عابدینی با بهار سبز بوده تا آذرماه که زمان گفتگوی محمد مالی با خبرگذاری جمهوری اسلامی ایرنا بوده، ۵ ماه است؟؟در ضمن به این سند نگاهی بیاندازیذ تا ببینید عابدینی از زمستان سال گذشته با بهار سبز همکاری نموده است نه از فروردین ماه.(به سند انتهای نوشتار نگاه کنید.)

 

۵٫نوشته بودید “اگر هم در این دوره ۵ ماهه یک مقاله یا یک عکس از ایشان به چاپ رسیده چنانچه دوستان آگاه می دانند نمی تواند بر خبرنگار بودن وی در این نشریه تعبیر شود” .یک عکس؟ یک مقاله؟ شما ظاهرا اسناد را ندیده ای برادر. در ضمن ایشان چگونه بازاریابِ ِخودشان را دبیر سرویس اقتصادی و نیز سردبیر ویژه نامه می نامید؟ در کدام شماره نشریه نام سرور عابدینی به عنوان آگهی گیرنده(بازاریاب) آمده است واگر جزب آگهی با دبیر سرویس اقتصادی یکی است (که می دانیم نیست)،از این پس بازاریاب های محترم نشریات می توانند خود را دبیرسرویس اقتصادی بنامند!! هم من و هم شمامی دانیم اگرهمکاری او در همه زمینه ها نبود آقای مالی قادر به بیرون آوردن نشریه می گردید؟؟در باره کوشش های ابوالفضل به نوشتاری از مسئولین نشریه در مورد ایشان که در سالنامه بهار سبز درج شده بود نگاهی بیاندازید.

(این سند که ایشان سردبیر ویژه نامه رامهرمز بهار سبز در بهمن ۱۳۸۵ بوده در انتهای نوشتار آمده است)

 

۶٫ از قول آقای مالی گفته بودید” خوشبختانه پول هیچکدام از آگهی هایی که ایشان گرفتند هم وصول نشد”. بیچاره عابدینی که یک اتهام دیگربه اتهاماتش افزوده شد.امیدوارم روزی که از زندان آزاد شد خودش در این باره روشنگری کند.

 

۷٫ هر کس در این تارنما آزاد است که نظرات خود را بیان کنند آقا و یا خانم رهگذر هر که هستند نظر شخصی خود را بیان کرده اند همانطور که جناب غروب گفتارهایی را بیان نمودند و این ها هیچکدام نظر پان ایرانیست ها نمی باشد بلکه نشان از اعتقاد به دموکراسی در این تارنماست. ما هم هرگز در این تارنما آقای مالی را مامور امنیتی و یا مرتبط با این نهاد معرفی نکردیم هر چند به نظر من صرف مامور امنیتی بودن دلیل بر متهم یا گناه کار بودن نیست و چه بسا عناصر بسیار وطن پرستی نیز در این ارگان وجود داشته باشد که وظیفه پاسداری از نیاخاک را برعهده دارند تنها گله ی ما از جناب مالی این است که نمی بایست در این شرایط که از هر سو به آقای عابدینی اتهامات ناروا زده می شود ایشان و دیگر همکارشان همجون آقای افتخار به نمایندگی از خانه ی مطبوعات که خوب می دانیم مدتی حتی از برگزاری کنگره خود عاجز گشته اینچنان ایشان را به همراه دیگر رزونامه های استانی مورد بی مهری قرار دهند. بله آقای محمد مالی معنای راه راست را هم فهمیدیم.این راهی که ما میرویم کج است و آن راه که شما برگزیدید صراط المستقیم …دست کم در این راه راست که می روید،راست گویی را نیز پیشه کنید.

در پایان باید بگویم همین یاران حزبی که گفته اید از ایشان کناره می گرفته اند تا آخر از او دفاع خواهند نمود و هیچگاه او را تنها نخواهند گزارد. سرانجام روزی همه ی پرده ها کنار خواهد رفت و چهره هر کس آشکار می گردد، امیدواریم این توضیحات خود اندکی بر روشن تر شدن این گفتار ها که از سوی جناب غروب مطرح شده بود بیفزاید و خواننده خود به داوری بنشیند.

نوشتار شما و پاسخ های ما پیش روی خوانندگان است.قضاوت را به آنان می نهیم .

 

اسناد جدید را حتماً ببینیدبا کیفیت اسکن شده اند ذخیره کنید سپس نگاه کنید:

http://paniran.persiangig.com/image/vizhe%20name_jeld.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/vizhe%20name_roye.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/vizhe%20name_page2.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/vizhe-name_page4.jpg

 

                                                    پاینده ایران

 

سربازان میهن

شاهین فرازدوست

مزدک ایران پرست

 

۲۳/۹/۱۳۸۶

Add comment آذر ۲۴ام, ۱۳۸۶

اعتصاب غذای ابوالفضل عابدینی در زندان

پاینده ایران

بنابر آخرین اخبار رسیده ابوالفضل عابدینی دست به اعتصاب غذا در زندان زده است.

 

 ابوالفضل عابدینی از دیشب ۲۱ آذر ماه ۱۳۸۶ در بند ۶ زندان کارون اهواز دست به اعتصاب غذا زده است. به گفته خانواده ایشان، این اعتصاب غذادر اعتراض به تبدیل شدن وثیقه ی ۱۰۰ میلیون تومانی به قرار بازداشت انجام پذیرفته است. علیرغم اینکه تهیه این مبلغ وقیقه از سوی خانوداه ایشان بسیار دشوار است این حرکت مراجع قضایی نشان می دهد که ایشان تلاش دارند در هر صورت سرور عابدینی همچنان در بازداشت بماند. خبر مذکور برای نخستین بار در این تارنما عنوان می گردد وهنوز از سوی منابع خبری و رسانه ها عنوان نشده است.

 

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

مزدک

Add comment آذر ۲۲ام, ۱۳۸۶

۲۱ آذر روز گریز اهریمن از آزرآبادگان

پاینده ایران

۲۱ آذر روز گریز اهریمن از آزرآبادگان خجسته باد

 

در۲۱ آذرسال ۱۳۲۵ پس ازیک سال حکومت خودسرانه بیگانه پرستان در آذربایجان با رستاخیز ایران پرستانه ی مردم آن سامان و دلاوری رزم آوران ایران،خاک آزرآبادگان رهایی یافت و دستیاران اهریمن که آن دیار را به خاک و خون کشیده بودند به لانه های خود گریختند. دولت شوروی سوسیالیستی قصد داشت بوسیله ارتش سرخ و مزدوران خود بوسیله برپایی فرقه ای خائن به نام دمکرات آزربایجان باز هم قسمتی از مام میهن را به اسارت ببرد که باجانبازی و فداکاری مردم ایران این خواب تعبیرنگردید

نوشتاری از زنده یاد دکتر عاملی تهرانی و شعری از استاد شهریار در باره فرار فرقه دمکرات را در ادامه نوشتار بخوانید…

 

(بیشتر…)

۱ comment آذر ۲۱ام, ۱۳۸۶

سالروز تصویب اعلامیه جهانی حقوق بشر در سازمان ملل متحد

پاینده ایران

امروز ۱۹ آذر ماه سالگرد تصویب نهایی اعلامیه جهانی حقوق بشر به تاریخ دهم دسامبر سال ۱۹۴۸ میلادی است. این اعلامیه  که دارای یک مقدمه و ۳۰ اصل  است به تصویب نهایی مجمع عمومی سازمان ملل رسید که باید از سوی اعضای این سازمان به عنوان یک استاندارد عمومی درباره هر فرد و هر گروه و جمعیت رعایت شود و در مدارس تدریس گردد تا در حافظه همگان باقی بماند.نخستین اعلامیه حقوق بشر که به مانند بیانیه کنونی می باشد در سال ۵۳۸ پیش از میلاد (۲ هزار و ۵۴۵ سال پیش) از سوی کوروش بزرگ شاهنشاه و بنیادگذار کشور امپراتوری ایران بزرگ درشهر بابل (واقع در عراق امروز) صادر شده بود که سفال نبشته آن (به نام استوانه کوروش بزرگ) هم اکنون موجود است و باعث افتخار ما ایرانیان است.

نشان سازمان ملل متحد

ماده ۱

تمام افراد بشر آزاد به دنیا می آیند و از لحاظ حیثیت و حقوق با هم برابرند . همه دارای عقل و وجدان می باشند و باید نسبت به یکدیگر با روح برادری رفتار کنند.

ماده ۲

هر کس می تواند بدون هیچ گونه تمایز، خصوصا از حیث نژاد، رنگ ، جنس ، زبان، مذهب ، عقیده سیاسی یا هر عقیده دیگر و همچنین ملیت، وضع اجتماعی، ثروت، ولادت یا هر موقعیت دیگر، از تمام حقوق و کلیه آزادی هایی که در اعلامیه حاضر ذکر شده است، بهره مند گردد. به علاوه هیچ تبعیضی به عمل نخواهد آمد که مبتنی بر وضع سیاسی ، اداری و قضایی یا بین المللی کشور یا سرزمینی باشد که شخص به آن تعلق دارد. خواه این کشور مستقل، تحت قیمومیت یا غیر خود مختار بوده یا حاکمیت آن به شکل محدودی شده باشد.

ماده ۳

هر کس حق زندگی، آزادی و امنیت شخصی دارد .

ماده ۴

هیچ کس را نمی توان در بردگی نگه داشت و داد و ستد بردگان به هر شکلی که باشد ممنوع است.

ماده ۵

احدی را نمی توان تحت شکنجه یا مجازات یا رفتاری قرار داد که ظالمانه و یا بر خلاف انسانیت و شئون بشری یا موهن باشد .

ماده ۶

هر کس حق دارد که شخصیت حقوقی اش در همه جا به عنوان یک انسان در مقابل قانون به رسمیت شناخته شود .

ماده ۷

همه در برابر قانون، مساوی هستند و حق دارند بدون تبعیض و به مساوات از حمایت قانون برخوردار شوند.همه حق دارند در مقابل هر تبعیضی که ناقض اعلامیه حاضر باشد و بر علیه هر تحریکی که برای چنین تبعیضی به عمل آید به طور تساوی از حمایت قانون بهره مند شوند.

ماده ۸

در برابر اعمالی که حقوق اساسی فرد را مورد تجاوز قرار بدهد و آن حقوق به وسیله قانون اساسی یا قانون دیگری برای او شناخته شده باشد، هر کس حق رجوع به محاکم ملی صالحه دارد .

ماده ۹

هیچ کس را نمی توان خود سرانه توقیف ، حبس یا تبعید نمود .

ماده ۱۰

هرکس با مساوات کامل حق دارد که دعوایش به وسیله دادگاه مساوی و بی طرفی ، منصفانه و علنا رسیدگی بشود و چنین دادگاهی درباره حقوق و الزامات او یا هر اتهام جزایی که به او توجه پیدا کرده باشند، تصمیم بگیرد.

ماده ۱۱

الف) هر شخصی که به بزهکاری متهم شده باشد، بی گناه محسوب می‌شود تا هنگامی که در جریان محاکمه ای علنی که در آن تمام تضمین‌های لازم برای دفاع او تامین شده باشد، مجرم بودن وی به طور قانونی محرز گردد.

ب) هیچ کس برای انجام دادن یا انجام ندادن عملی که در موقع ارتکاب آن، به موجب حقوق ملی یا بین المللی جرم شناخته نمی‌شده است، محکوم نخواهد شد. همچنین هیچ مجازاتی شدیدتر از مجازاتی که در موقع ارتکاب جرم به آن تعلق می‌گرفت، دربارهء کسی اعمال نخواهد شد.

ماده ۱۲

هیچ کس در زندگی خصوصی، امور خانوادگی، اقامتگاه یا مکاتبات خود نباید مورد مداخله های خود سرانه واقع شود و شرافت و اسم و رسمش نباید مورد حمله قرار گیرد . هر کس حق دارد که در مقابل این گونه مداخلات و حملات ، مورد حمایت قانون قرار گیرد.

ماده ۱۳

الف) هر کس حق دارد که در داخل هر کشوری آزادانه عبور و مرور کند و محل اقامت خود را انتخاب نماید.

ب) هر کس حق دارد هر کشوری و از جمله کشور خود را ترک کند یا به کشور خود باز گردد.

ماده ۱۴

الف) هر کس حق دارد در برابر تعقیب ، شکنجه و آزار ، پناهگاهی جستجو کند و در کشورهای دیگر پناه اختیار کند.

ب) در موردی که تعقیب واقعا مبتنی به جرم عمومی و غیر سیاسی و رفتارهایی مخالف با اصول و مقاصد ملل متحد باشد، نمی توان از این حق استفاده نمود .

ماده ۱۵

الف) هر کس حق دارد ، که دارای تابعیت باشد.

ب) هیچ کس را تمی توان خود سرانه از تابعیت خود یا از حق تغییر تابعیت محروم کرد.

ماده ۱۶

الف) هر مرد و زن بالغی حق دارند بی هیچ محدودیتی از حیث نژاد، ملیت، یا دین با همدیگر زناشویی کنند و تشکیل خانواده بدهند. درتمام مدت زناشویی و هنگام انحلال آن، زن و شوهر در امور مربوط به ازدواج حقوق برابر دارند.

ب) ازدواج باید با رضایت کامل و آزادانه زن ومرد واقع شود .

پ) خانواده رکن طبیعی و اساسی اجتماع است و حق دارد از حمایت جامعه و دولت بهره مند شود.

ماده ۱۷

الف) هر شخص ، به تنهایی یا به صورت جمعی حق مالکیت دارد .

ب) هیچ کس را نمی توان خود سرانه از حق مالکیت محروم نمود.

ماده ۱۸

هر کس حق دارد که از آزادی فکر، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد.

ماده ۱۹

هر کس حق آزادی عقیده وبیان دارد و حق مزبورشامل آن است که از داشتن عقاید خود بیم و اضطرابی نداشته باشد و در کسب اطلاعات و افکار و در اخذ و انتشار آن ، به تمام وسایل ممکن و بدون ملاحظات مرزی، آزاد باشد .

ماده ۲۰

الف) هر شخصی حق دارد از آزادی تشکیل اجتماعات، مجامع و انجمن‌های مسالمت آمیز بهره مند گردد.

ب) هیچ کس را تمی توان مجبور به شرکت در اجتماعی کرد.

ماده ۲۱

الف) هر کس حق دارد که در اداره امور عمومی کشور خود ، خواه مستقیما و خواه با وساطت نمایندگانی که آزادانه انتخاب شده باشد شرکت جوید.

ب) هر کس حق دارد با تساوی شرایط،به مشاغل عمومی کشور خود نایل آید.

پ) اساس و منشأ قدرتِ حکومت ، اراده مردم است . این اراده باید به وسیله انتخاباتی ابراز گردد که از روی صداقت و به طور ادواری، صورت پذیرد.انتخابات باید عمومی و با رعایت مساوات باشد و با رای مخفی یا روشهای نظیر آن انجام گیرد که آزادی رای را تامین نماید .

ماده ۲۲

هر کس به عنوان عضو اجتماع ، حق امنیت اجتماعی دارد و مجاز است به وسیله مساعی ملی و همکاری بین المللی ، حقوق اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی خود را که لازمه مقام و نمو آزادانه شخصیت اوست با رعایت تشکیلات و منابع هر کشور به دست آورد.

ماده ۲۳

الف) هر کس حق دارد کار کند، کار خود را آزادانه انتخاب نماید ، شرایط منصفانه و رضایت بخشی برای کار خواستار باشد و در مقابل بیکاری مورد حمایت قرار گیرد.

ب) همه حق دارند که بدون هیچ تبعیضی در مقابل کار مساوی ، اجرت مساوی دریافت نمایند.

پ) هرکسی که کار می‌کند حق دارد مزد منصفانه و رضایت بخشی دریافت دارد که زندگی او و خانواده اش را موافق شئون انسانی تامین کند و آن را در صورت لزوم با هر نوع وسایل دیگر حمایت اجتماعی، تکمیل نماید. ت) هر کس حق دارد که برای دفاع از منافع خود با دیگران اتحادیه تشکیل دهد و در اتحادیه ها نیز شرکت کند.

ماده ۲۴

هر شخی حق استراحت، فراغت و تفریح دارد و به ویژه باید از محدودیت معقول ساعات کار و مرخصی‌ها و تعطیلات ادواری با دریافت حقوق بهره مند شود.

ماده ۲۵

الف) هرکس حق دارد که سطح زندگی او ، سلامتی و رفاه خود و خانواده اش را از بابت خوراک ومسکن ومراقبتهای پزشکی و خدمات لازم اجتماعی تأمین کند و همچنین حق دارد که در مواقع بیکاری ، بیماری ، نقص اعضا ، بیوگی ، پیری یا در تمام موارد دیگری که به علل خارج از اراده انسان ، وسایل امرار معاش او از بین رفته باشد از شرایط آبرومندانه زندگی برخوردار شود.

ب) مادران و کودکان حق دارند که از کمک و مراقبت ویژه برخوردار شوند. همه کودکان چه براثر ازدواج و چه بدون ازدواج به دنیا آمده باشند ،حق دارند که از حمایت اجتماعی یکسان بهره مند گردند.

ماده ۲۶

الف) هر کس حق دارد که از آموزش و پرورش بهره مند شود. آموزش و پرورش لااقل تا حدودی که مربوط به تعلیمات ابتدایی و اساسی است باید مجانی باشد.آموزش ابتدایی اجباری است. آموزش حرفه ای باید عمومیت پیدا کند و آموزش عالی باید با شرایط تساوی کامل ، به روی همه باز باشد تا همه ، بنا به استعداد خود بتواند از آن بهره مند گردند.

ب) هدف آموزش و پرورش باید شکوفایی همه جانبهء شخصیت انسان و تقویت رعایت حقوق بشر و آزادی‌های اساسی باشد. آموزش و پرورش باید به گسترش حسن تفاهم، دگرپذیری و دوستی میان تمام ملت‌ها و تمام گروه‌های نژادی یا دینی و نیز به گسترش فعالیت‌های ملل متحد در راه حفظ صلح یاری رساند.

پ) پدر و مادر در انتخاب نوع آموزش و پرورش فرزندان خود نسبت به دیگران اولویت دارند.

ماده ۲۷

الف) هر شخصی حق دارد آزادانه در زندگی فرهنگی اجتماع، سهیم و شریک گردد و از هنرها و به ویژه از پیشرفت علمی و فواید آن بهره مند شود.

ب) هر کس حق دارد از حمایت منافع معنوی و مادی آثارعلمی ، فرهنگی یا هنری خود برخوردار شود.

ماده ۲۸

هر کس حق دارد برقراری نظمی را بخواهد که از لحاظ اجتماع و بین المللی ، حقوق و آزادی هایی را که در این اعلامیه ذکر گردیده ، تامین کند و آنها را به مورد عمل بگذارد.+

ماده ۲۹

الف) هرکس در مقابل آن جامعه ای وظیفه دارد که رشد آزاد کامل شخصیت او را میسر سازد.

ب) هر کس در اجرای حقوق و استفاده از آزادی های خود ، فقط تابع محدودیت هایی است که به وسیله قانون ، منحصرا به منظور تامین شناسایی و مراعات حقوق و آزادی های دیگران و برای مقتضیات صحیح اخلاقی و نظم عمومی و رفاه همگانی ، در شرایط یک جامعه دموکراتیک وضع گردیده است.

پ) این حقوق و آزادی ها ، در هیچ موردی نمی تواند بر خلاف مقاصد و اصول ملل متحد اجرا گردد.

ماده ۳۰

هیچ یک از مقررات اعلامیه حاضر نباید طوری تفسیر شود که متضمن حقی برای دولتی یا جمعیتی یا فردی باشد که به موجب آن بتواند هر یک از حقوق و آزادی های مندرج در اعلامیه را ازبین ببرد ویا در آن راه ، فعالیتی بنماید.

 

دریافت منشور حقوق بشر سازمان ملل متحد(نسخه pdf مناسب برای چاپ)

 

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

مزدک

Add comment آذر ۱۹ام, ۱۳۸۶

چند سند از فعالیت های مطبوعاتی و روزنامه نگاری سرور عابدینی

پاینده ایران

یاران گرامی همانگونه که آگاه هستید سرور “ابوالفضل عابدینی”(آریو) در تاریخ ۲۲ آبان ماه امسال از سوی ماموران وزارت اطلاعات در اهواز بازداشت شده و پس از سپری کردن دو هفته در سلول انفرادی در تاریخ۶ اذر ماه ۱۳۸۶ از سوی ماموران حکومت ناجوانمردانه به بمب گذاری متهم گردید.همچنین در اقدامی هماهنگ رییس خانه مطبوعات خوزستان آقای “ابراهیم افتخار” اعلام داشتند که بر اساس تعاریف اداره ایشان، ابوالفضل عابدینی روزنامه نگار نبوده و همچنین محمد مالی سردبیر نشریه بهار سبز بیان داشتند: عابدینی امسال حدود پنج ماه در کارهای اجرایی و جذب آگهی، با این نشریه همکاری را داشته است با توجه به تعریفی که از خبرنگار وجود داردایشان از خبرنگاران این نشریه نبود است. (متن کامل  خبر را از اینجا بخوانید)

در این بخش اسنادی از همکاری عابدینی با نشریه بهار سبز برای آگاهی هم میهنان می آید. باید گفته شود که اینها فقط چند سند از همکاری سرور عابدینی با هقته نامه بهار سبز بوده و ایشان از سال ها پیش در هفته نامه های دیگری از جمله همدلی و نیز همکاری داشته که در پی یافتن شماره های پیشین ان هستیم.

 

تصاویر با کیفیت بالا اسکن شده اند پس از ذخیره کردن اندازه را بزرگ کرده و نگاه کنید.

 

      نوشتاری در سالنامه بهار سبز در مورد ابوالفضل عابدینی

 

 

 

http://paniran.persiangig.com/image/ario.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/bahar79.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/bahar79_roye.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/bahar83.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/bahar83_roye.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/bahar85.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/bahar85_roye.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/bahar91.jpg

http://paniran.persiangig.com/image/bahare%20sabz.jpg

 

گقتگوی سرور میرانی با صدای آمریکا در همین باره(ویدیو گوگل)

 

فایل صوتی گفتگوی سرور میرانی را از اینجا دریافت کنید

 به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

مزدک

 

Add comment آذر ۱۸ام, ۱۳۸۶

گفتگوی سرور دکتر ابراهیم میرانی با صدای امریکا

 

پاینده ایران

 

در پی اتهام جدیدِ و بی پایه و اساسِ ” تلاش برای بمب گذاری” که از سوی حاکمیت به ابوالفضل عابدینی ایشان زده شد چند روزپیش صدای امریکا با سرور دکتر ابراهیم میرانی مسئول تشکیلات خوزستان حزب پان ایرانیست واز اندامان شورای عالی رهبری حزب گفتگویی کوتاه انجام داد.

 

دانلود گفتگوی سرور دکترابراهیم میرانی با صدای آمریکا این فایل تصویری به مدت ۵دقیقه و به گنجایش۶۰/۲ مگابایت است. با برنامه یQuickTimیا  real playerبازکنید.

 

گفتگوی سرور میرانی با صدای آمریکا ( ویدئو گوگل)

 

گفتگوی صوتی سرور میرانی را از اینجا دریافت کنید

    به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

مزدک

Add comment آذر ۱۸ام, ۱۳۸۶

Previous Posts


تازه ها :

پیوندها

بایگانی