Archive for خرداد, ۱۳۸۸

دومین شماره فصلنامه فروزش منتشر شد

پاینده ایران

دومین شماره از فصلنامه ارزشمند “فروزش” به سردبیری سرور ارجمند علیرضا افشاری در ۱۲۰ صفحه و به قیمت دو هزار تومان منتشر شد.آنرا ازروزنامه فروشی ها و برخی کتابفروشی ها بخواهید.این نشریه در خوزستان نیز توزیع گردیده است.

در این شماره می‌خوانید:

۲ سخن نخست

بخش تاریخ و فرهنگ

۴ در ضرورت پارسی شدن / شروین وکیلی

۱۴ ایران‌زمین، خانه‌ی فرهنگی و ابدی ایرانیان / ناصر تکمیل‌همایون

۱۹ حقوق ایران در دریای مازندران محفوظ است / گروه گزارش

۲۲ زمان و زندگی فردوسی / جلیل دوستخواه

۳۰ داستان گِل‌نوشته‌های تخت‌جمشید / عبدالمجید ارفعی

۳۴ روابط سامانیان با اسماعیلیان قرمطی / شاهین پهنادایان

۳۷ تاریخ‌نویسی در ایران باستان / فرشید ابراهیمی

۴۲ جنوب خلیج فارس؛ شور کیستی و چیستی / حمدالله آصفی

بخش ایران‌شهر

۵۴ نیازمند فهمی درست از خود و غرب هستیم / مرتضی ثاقب‌فر

بخش جهان ایرانی

۶۶ داغستان؛ مرزبان شمالی ایران‌زمین / حامد کاظم‌زاده

۷۲ تاجیک‌های جمهوری ازبکستان / ریچارد فولتز

۷۶ نظریه‌ی حوزه‌ی تمدّن ایرانی / محمدعلی بهمنی‌قاجار

۸۶ تالش امروز از تو کمک می‌خواهد، ایران / گروه گزارش

بخش زبان فارسی

۸۸ واژه‌های فارسی عربی‌شده / رضا مرادی غیاث‌آبادی

۹۲ زبان فارسی و هویّت ملی / سیدحسین نصر

۹۹ نگرشی بر نامه‌ی پهلوانی / مینا صالحی

بخش ایران‌گردی

۱۰۴ مراسم آفتاب‌خواهی مردم گیلان / آرش نورآقایی

۱۰۶ سفر با کوله‌پشتی؛ تالش / داراب احمدی

بخش یادگارهای فرهنگی و طبیعی

۱۱۰ گوهر فراموش‌شده / مونا قاسمیان

۱۱۳ سه گزارش فرهنگی / گروه گزارش

بخش چکامه

۱۱۸ آثاری از توران شهریاری، هما ارژنگی، مهدی میرآقایی، کاوه مرادی، امین محمودی و محمدتقی حُرآبادی

Add comment خرداد ۱۰ام, ۱۳۸۸

بیانیه حزب پان ایرانیست در مورد عدم شرکت در انتخابات ریاست جمهوری

به نام خداوند جان و خرد

هم میهنان گرامی

بر اساس اعلامیه های پیشین ، نظر به فراهم نبودن مقدمات و شروط مشارکت آزادانه احزاب و جمعیت ها از جمله وجود محدودیت دروجود باشگاههای حزبی،نداشتن روزنامه ناشر افکار ،عدم دسترسی به رسانه های ارتباط جمعی ، وممانعت از برگزاری کنگره های حزبی ، ممنوعیت از داشتن همه ی امکاناتی که از حقوق  اولیه  احزاب  سیاسی محسوب می شود و وجود نظارت استصوابی در انتخابات خرداد ماه ۱۳۸۸ ونظر به عدم تامین و تعمیم امنیت قضایی عادلانه برای همه و نظر به استمرار استبداد و خودکامگی وانحصار طلبی و عدول از بسط مشارکت تامه ی مردم درتعیین سرنوشت سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی خویش ونظر به اصرار بر تداوم حاکمیت فرقه ای وتشبث به هزار فامیل جدید برای اداره امور کشور ونظر به سرپیچی پیوسته حاکمیت از اصول ومبانی حاکمیت ملی، حزب پان ایرانیست از شرکت در انتخابات جاری خودداری می کند و اعلام می دارد مشارکت این حزب در هر گونه انتخابات مشروط به رفع موانع ومضایق ایجاد شده برای این حزب واندامان آن و احترام به خواست ملت ایران برای ایجاد تغییر در نهادها و ساختار سیاسی کشور است.

پاینده ایران

۱۸/۰۲/۱۳۸۸

حزب پان ایرانیست

Add comment خرداد ۵ام, ۱۳۸۸

خرمشهر به آغوش مام میهن بازگشت

پاینده ایران

* خرمشهر را ناسیونالیسم ملت ایران آزاد کرد  کلیک کنید

خرمشهر آزاد شد

خبر رادیو ایران درباره آزادی خرمشهر به همراه ترانه پیک خوش خبر را از اینجا دانلود کنید.

به گفته ی رهبر وقت انقلاب،خرمشهر و خوزستان دِین خود را به اسلام اَدا کرد و اما پرسش من به عنوان یک خوزستانی میهن پرست از زمامداران کنونی حاکمیت فرقه ای این است :آیا شما نیز دین خود را به خرمشهر و خوزستان اَدا کرده اید؟به عکس های زیر نگاه کنید.این تصاویر غم انگیز سال پیش از تارنمای فردا نیوز برداشته شده است.

*  خرمشهر پس از ۲۷ سال  برای دیدن تصاویر کلیک کنید.

* خاطراتی در باره عملیات بیت المقدس و آزاد سازی خرمشهر روی پیوند های زیر کلیک کنید.(روزنامه های اسکن شده قدیمی)

ناگفته های آزاد سازی خرمشهر در عملیات بیت المقدس – سرلشکر رحیم صفوی

پرواز بر فراز پیروزی – خاطرات سرهنگ خلبان ابراهیم پوردان از فتح خرمشهر

آزادی خرمشهر نقطه عطف دفاع مقدس

نبرد در سحرگاه – عبور از خطر

شش گلوله آرپی جی

باران آتش از دو سو

حادثه صبح بهاری

۲ comments خرداد ۲ام, ۱۳۸۸

اعتراض به اظهارنظرات خانم جین هارمن“Jane Harman” نمایندۀ دموکرات کالیفرنیا پیرامون تجزیه ایران

خانم جین هارمن و درخواست تجزیه ایران؟!

جین هارمن در Aipac

برای ورود به صفحه امضا روی پاینده ایران کلیک کنید.

درباره اظهارات خانم جین هارمن نمایندۀ دموکرات ایالت کالیفرنیا پیرامون تجزیه ایران که در اجلاس “ِای پَک” بیان گردید یک پتیشین (تومار اینترنتی) راه اندازی گردیده که متن فارسی آن به این گونه است:

 ما ایرانیان درون و برون از کشور ایران توسط این طومار اعتراض خود را پیرامون اظهار نظر غیر مسئولانۀ خانم “جین هارمن” نمایندۀ دموکرت ایالت کالیفرنیا در کنگرۀ آمریکا در ارتباط با تجزیۀ ایران اعلام میداریم:

خانم “جین هارمن” در تاریخ ۲۰۰۹-۰۳-۰۵ در اجلاس سالیانه و یکهفته ای که در مرکز “مجمع عمومی ارتباطات آمریکا و اسرائیل” “AIPAC” در واشنگتن برگزار گردید ؛ در یک میز گرد رسمی راه حل گرفتاریهای جهانیان با دولت اسلامی ایران را ضمن گزینۀ نظامی ؛ در جدا ساختن فرهنگهای قبیله ای ایران پیشنهاد کردند!- ایشان با اشاره به کثرت قومها در ایران و تمایز فرهنگی شان با یکدیگر؛ جدائی اقوام از کل بدنۀ ایران ؛ به معنای تجزیۀ ایران را مطرح نمود.

این اظهار نظر غیر مسُولانۀ یکی از نمایندگان کالیفرنیا که با کف زدنهای چندین نمایندۀ –سناتور- و دیپلماتهای برجستۀ آمریکایی و اسراییلی و در حضورآقای شیمون پرز رئیس جمهوری اسرائیل؛در مقابل دوربینهای رسانه های مختلف بود ؛ بر قاطبۀ ایرانیان بسیار گران و تحقیر آمیز آمده وچنین توهمی را در ذهن آنان بوجود آورده که در یک چنین ا جلا س عمده و حائزاهمیتی که تصمیم گیرندگان و تعیین کنندگان خط مشی سیاسی حضور داشتند؛ چرا گفته های غیر مسُولانۀ این خانم ؛ به جای اعتراض؛ با تشویق و کف زدنهای حاضرین در جلسه روبرو شده است. و آیا چنین پیشنهاد خام و غیر مسُولانه با هدف و طرحی از پیش ساخته شده و با نیت از هم پاشیدن یک کشور با قدمت چند هزار سال سابقۀ تاریخی چون ایران نبوده است؟ و آیا به آغاز جنگهای داخلی و به جان هم انداختن اقوام ایرانی که براثر سی سال حکومت سراسر استبدادوشکنجه و دار و تازیانۀ طالبانهای ایرانی به ستوه آمده اند منجر نخواهد شد؟

از یک خانم سیاستمداری که برگزیدۀ آرای مردم است؛ بعید مینماید که با وجود چنین بی اطلاعی نسبت به روحیه؛ فرهنگ و سیاست منطقه به خود اجازه دهد چنان توصیه ها و پیشنهادهایی را بدهد که اگر از تئوری به عمل درآید؛ به دلایل بیشمار استراتزیکی و ژئوپولیتیکی ؛ کل منطقه رابه خاک و خون وآتش میکشد و دامنۀ این تخریب جهان را در خود خواهد بلعید.

با توجه به خشم و وحشت ایرانیان پیرامون این اظهار نظر و راه حل خانم جین هارمن در یک مجمع رسمی حائز اهمیت و تصمیم گیرنده – ما ایرانیان بدینوسیله از این خانم نماینده تقاضا ی تجدید نظر درباره چنان موضع خطرناک و تشنج زا را داشته و از ایشان میخواهیم با پوزش و عذر خواهی از طریق رسانه های عمومی از ایرانیان سلب سوء تفاهم نمایند.

این طومار پس از جمع آوری امضاء به همراه نظرات امضا ء کنندگان به مراکز زیر برای پیگیری و درخواست توضیح و پوزش از جانب خانم “جین هارمن” ارسا ل خواهد شد.

کنگرۀ آمریکا؛ سنای آمریکا؛ کاخ سفید؛ دفاتر خانم “جین هارمن”؛ سفارت اسراییل در آمریکا؛ سفارت آمریکا در اسراییل؛ رسانه های آمریکا و استانداری کالیفرنیا.

برای ورود به صفحه امضا روی پاینده ایران کلیک کنید.

Add comment اردیبهشت ۲۸ام, ۱۳۸۸

خاتمی و یهودای اسخریوطی – به بهانه کاندیداتوری اطلاح طلبان

 از اشتباهات بنیادین برخی از صاحب نظران ما در سالهای اخیر ، اغماضی ناورا در مورد نقش محمد خاتمی رییس جمهور پیشین ایران در نابسامانی اجتماعی عمیق جامعه امروزی ما است ، فاجعه انگیزترین نقشی که یک سیاستمدار ایرانی میتوانسته است در این سالها ایفا کرده باشد، و از دیدگاه واقع بینی بسیار بدفرجام تر از نقشی است که هرکدام دیگر از دست اندرکاران رژیم ایفا کرده اند و همچنان هم میکنند.

محمد خاتمی در مقام یک نامزد ریاست جمهوری ، با شعار برقراری جامعه مدنی در ایرانی که از سرکوبگری ها و واپسگرایی های رژیم آخوندان به تنگ آمده بود پا به میدان انتخابات گذاشت . اگر موج عظیمی از مردم ایران ، به ویژه نسل جوان آن ، بزرگترین رقم آراء انتخاباتی را بدو دادند ، برای این بود که همگی آنها درست خواهان همین جامعه مدنی بودند . در همین راستا بود که مجلس شورایی را نیز با اکثریتی بیش از ۸۰% در اختیار او گذاشتند که هم خود آنها و هم خبرگزاریهای بین المللی بدان عنوان “مجلس اصلاح طلب ” دادند .

در مبارزه ای که خیلی زود شروع شد ، این اکثریت عظیم اصلاح طلب دیگر خواهان سخنان فیلسوفانه ای که در جریان انتخابات بسیار شنیده بود نبود ، خواهان رهایی عملی از غل و زنجیر بود ، خواهان جامعه ای مدنی به مفهموم واقعی آن و نه آنچه در این باره بر روی کاغذ آمده بود. در نوارها و مصاحبه های نوفل لوشاتو ، بنیانگذار جمهوری ولایت مطلقه فقیه صحبت از این کرده بود که دانشگاه باید در صف مفدم آزادی عقیده و آزادی دخالت در سیاست جای داشته باشد ، و اینک همین دانشگاهیان متفق القول خواستار استفاده از این حق بودند .

محمد خاتمی در راستای ایفا به تعهدات انتخاباتی خودش یا میبایست خواسته این اصلاح طلبان را محترم بشمار ، یا از مقام خود کناره گیرد . ولی در عمل نه بدین راه رفت و نه بدان راه ، هم بر سرجای خود ماند و هم راه را بر جهش سرنوشت ساز نسلی تمام از بهترین اجزای جامعه ایرانی بست . با منطق خیالبافانه و برقراری جامعه مدنی در عین حفظ نظام ولایت مطلقه فقیه بطور منظم چوب لای چرخ آنها گذاشت ، و در این راه با مغلطه کاری پای دین و دینداری را به میان کشید ، در شرایطی که اتفاقا میتوانست از طریق برقراری واقعی جامعه مدنی نه تنهای برای ایران که برای تمام جهان مسلمان ، با ارائه ترکیبی واقعی از دین و جامعه مدنی ، هم دین را برقرار نگاه داد و هم اصلاحی بنیادی را که جامعه جهانی اسلام سخت بدان نیاز دارد تحقق بخشیده باشد.

محمد خاتمی با بازی دوگانه خودش در حساس ترین شرایط ، جهش سرنوشت ساز یک نسل تمام از جوانان ایرانی را در هم شکست و در این راستا نقش یهودای آزادی طلبان ایران را ایفا کرد . اگر شعارهای یک نواخت “گفتگوی تمدن ها” ی او شعارهایی میان تهی باقی مانده اند ، برای این است که او از شرط اول چنین گفتگویی یعنی گفتگو با فرهنگ ملت خودش شانه خالی کرد .

صاحب نظران مدافع خاتمی میباید دانسته باشند که محمد خاتمی در پیشگاه تاریخ ایران مسئولیتی به همان اندازه سنگین دارد که دو هزار سال است “یهودای اسخریوطی” در جهان مسیحیت برعهده داشته است.  

Add comment اردیبهشت ۲۶ام, ۱۳۸۸

به یاد آژیر – ویژه نامه سالروز شهادت دکتر محمدرضا عاملی تهرانی آژیر

پاینده ایران

۱٫ وخون هر گز نمی خُسبد – ویژه نامهPDF           دریافت از مدیا فایر

                و خون هرگز نمی خسبد

برای دریافت پوشه های زیر ابتدا روی گزینه “دریافت” کلیک کرده و در صفحه ای جدید که باز می گردد سمت چپ روی گزینه” click here to start download” کلیک کنید. همچنین می توانید آموزش دریافت فایل از مدیا فایر را ببینید.

۲٫نماهنگ به یاد آژیر ۱٫۹ مگابایت     دریافت

۳٫سخنرانی دکتر عاملی در باره نظم شکوهمند آینده ایران –  1.9 مگابایت تصویری          دریافت

۴٫سخنرانی دکتر عاملی شماره۱  انقلاب ناسیونالیستی – ۳ مگابایت تصویری               دریافت          

۵٫ سخنرانی دکتر عاملی شماره۲ شناخت پان ایرانیسم – تصویری ۳٫۵۳ مگابایت            دریافت

۶٫دلایل اعدام دکتر عاملی تهرانی به روایت دکتر علیرضا نوریزاده – ۳٫۴۹ مگابایت تصویری   دریافت

۷٫ برنامه همبستگی ملی ایرانیان (هما) درباره دکتر عاملی تهرانی -۳٫۲۶مگابایت تصویری دریافت

نوشتارهای سال پیش را در اینجا بخوانید.


پوزش از یاران و هم اندیشان گرامی که این ویژه نامه اندکی دیرتر از سالروز اعدام ناجوانمردانه سرور عاملی در دسترس آنان قرار گرفت.تلاش ما این بود که این وژه نامه ۱۷ اردی بهشت به شما مهربان یاران پیشکش شود اما مشکلات پیش بینی نشده ما را ناکام گزارد.امیدوارم دوستان پوشه ها را دریافت کرده و بخوانند و گوش فرا دهند که زنده یاد دکتر عاملی تهرانی این اندیشمند فرزانه در سخنان آموزنده خود به میهن پرستان چه می گفت…. برای دریافت سی دی و نشریه چاپی می توانید با سرور ابوالفضل عابدینی با رایانامه [email protected] پیوند داشته باشید.

Add comment اردیبهشت ۲۰ام, ۱۳۸۸

یک هفته از بازداشت مسعود لقمان در مراسم روز جهانی کارگر میگذرد

                        

مسعود لقمان که از کوشندگان میهن پرست در زمینه فرهنگ ملی ایران زمین می باشد هفته گذشته در مراسم روز کارگر بازداشت و با تمدید قرار بازداشتش روز شنبه به اوین منتقل گردید .تارنمای روزنامک که به مدیریت ایشان اداره می شود در این باه نوشته است :

 مسعود لقمان،سردبیر تارنگار گروه پژوهشی روزنامک، بعد از ظهر روز جمعه دوازدهم اردیبهشت، به طور اتفاقی در مراسمی که برای بزرگداشت روز جهانی کارگر، به دعوت شماری از سندیکاهای مستقل کارگری در پارک لاله تهران برگزار گردیده بود، حضور به هم رسانده و برای ما هنوز روشن نیست که به چه دلیل مضروب و بازداشت می شود. شب هنگام نیز نیروهای امنیتی به خانه مسعود می آیند و کتابها و لوازم شخصی اش را توقیف می کنند.

مسعود لقمان فعالی شناخته شده در عرصه امور فرهنگی است و برای تمامی بستگان و دوستانش، اتفاقی بودن حضور وی در تجمع مورد اشاره، با شناختی که از روحیه فرهنگی و غیر سیاسی وی دارند، محرز است.

البته بی تردید کارگران ایرانی و سندیکاهای مستقل کارگری حق دارند که روز اول ماه مه را همانند همه کارگران جهان، آزادانه و به دور از تعدی نیروهای نظامی و امنیتی برگزار کنند. اما از آنجایی که مسعود لقمان هیچگاه فعالیتی در عرصه جنبش کارگری نداشته، بی گمان حضورش در آنجا کاملن تصادفی بوده است. گذشته از این مسعود لقمان روزنامه نگار عضو انجمن صنفی روزنامه نگاران می باشد و حضور او در صحنه یک تظاهرات خیابانی، از مقتضیات طبیعی حرفه اش می باشد.

مسعود ساعتی قبل بیمارستانی را که یکی از بستگانش در آن بستری بوده ترک کرده تا به منزل برود که تا ساعات پایانی شب که با نیروهای امنیتی به خانه بر می گردد، خانواده و دوستانش از محل نگهداری او بی خبر بوده اند.

روز شنبه نیز قرار بازداشت مسعود تمدید می گردد و او را رهسپار زندان اوین می کنند…

 مسعود عزیز در بند است اما همچنان که او می خواست که روزنامک در هر شرایطی به کار خود ادامه دهد، روزنامکیان همچنان این تارنگار را فعال نگاه داشته و روال طبیعی روزنامک را دنبال می کنند.

***

برگرفته از :روزنامک


 ما نیز خواستار  آزادی مسعود لقمان و همه میهن پرستان در بند رژیم هستیم با امید آزادی ایران و ایرانیان…

گفتگوی شاهین زینعلی از ائتلاف دانشجویان آزادیخواه ملی با صدای آمریکا در باره دستگیری مسعود لقمان در تاریخ ۱۴ اردی بهشت را از اینجادریافت کنید.

Add comment اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۸۸

جمهوری اسلامی نام خلیج فارس را از پوسترهای اجلاس ورزای ورزش آسیا در تهران برداشت

خلیج فارس در پوستر اجلاس وزرای ورزش آسیا جا افتاد

در فاصله کمتر از یک روز تا گشایش اجلاس وزرای کشورهای آسیایی، بنر، پوستر و آرم این اجلاس در حالی منتشر شد و در دایره توجه رسانه‏ها گروهی قرار گرفته که جا افتان نام خلیج فارس در نقشه ایران که در این پوستر و آرم آمده بود، بحث برانگیز شد.

به گزارش خبرنگار ورزشی تابناک، در شرایطی که حساسیت‏ها بر سر صیانت از خلیج فارس در بالاترین حد خود قرار دارد، پس از اتفاقات به وقوع پیوسته در خصوص بازیهای شورهای اسلامی و خواست نامشروع عرب‏ها برای عدم درج نام خلیج‏فارس و یا درج نامی مجعولی به جای خلیج، این حساسیتها دو چندان شده است و فضا به شکلی است که محذوف ماندن این نام تاریخی در نقشه‏های داخلی، با مواضع تندی همراه میشود.

در این شرایط برخلاف عرف معمول که در پوسترها، بروشورها و سایر طراحی‏ها برای برنامه‏هایی اینچنینی که شاهد درج نقشه خلیج‏فارس هستیم، این نقشه‏ها منقوش با نام خلیج فارس پیوند می‏خورد، سازمان تربیت‏بدنی درج این عنوان را در پوستر مسابقات فراموش کرد و عنوان خلیج فارس بدین در پوستر اجلاس وزرای ورزش آسیا جا افتاد تا موضع‏گیری ضمنی در این خصوص صورت پذیرد.

در این میان محمد هادی حسام معاون سازمان تربیت‏بدنی طراحی آرم و پوستر مسابقات را مربوط به دی‏ماه می‏خواند که این الاس در آن مقطع به تعویق افتاد و تاکید دارد که تعامداً این نام حذف نشده است: اجلاس وزرا از آن دست اجلاس نیست که پنج، شش کشور عربی بخواهند حضور پیدا کنند و بیشتر اجلاسی با هدف تبادل نظر و تعیین خط مشی در خصوص مسابقات است که در همین چهارچوب نیز مقرر است دبیرخانه آن در تهران مستقر شود و در خصوص ورزش بانوان، ورزش بومی محلی و ضددوپینگ تصمیمات  جمعی اتخاذ شود و یک مسابقه نیست که قصد دادن گواهینامه و احکام قهرمانی به شرکت‏کنندگان داشته باشیم.

وی در ادامه یادآور شد: ما در بالای نقشه دو بار نام الله را که بالاترین نام‏ها است درج کرده‏ایم و باید به این نکته هم توجه داشته باشید که نام ایران نیز درج نشده و همین که تصویر خلیج‏فارس در نقشه موجود در پوستر وجود دارد، بیانگر حاکمیت ایران بر این حوزه است.

رئیس مرکز ورزش همگانی سازمان تربیت‏بدنی همچنین در پاسخ به اظهارات یوسف‏نژاد در خصوص ورزش همگانی و انتقادات ضریح این نماینده مجلس، عنوان داشت: ورزش همگانی در نظام ورزش کشور جزو اصول چهارگانه تلقی میشود و در واقع توجه به آن و گسترش این بخش جزو نقاط مثبت ورزش به زعم کارشناسان خبره محسوب می‏شود و چنین تعابیری از توسعه ‏یافتگی ورزش همگانی مغرضانه و جهت‏دار تلقی می‏شود.

حسام متذکر شد: انتظار این بود که ایشان تبریک می‏گفت که هر هفته صدها هزار نفز در برنامه‏های ورزش همگانی شرکت میکنند و ابزار امیدواری میکردند که در ورزش همگانی نیز به جایگاه والای برسم، نه اینکه عملکرد این بخش تخطئه شود. ورزش همگانی نه ابزاری برای پوشش ضعف ها است و نه ابزاری سیاسی است و عموم مردم برای حفظ سلامتی‏شان از این بخش استقبال کرده‏اند. تصور می‏کنم این گفته‏ها، عین کلام آقای یوسف‏نژاد نیست که اگر چنین باشد باید تاکید کنم، ایشان چیزی اغز ورزش همگانی نمی‏داند.

وی در خصوص انتقاد وارده به بخش همگانی دستگاه ورزش مبنی بر اینکه بدون فرهنگ‏سازی و صرفاً با در نظر گرفتن جوایزی مشارکت مردمی را در این برنامه‏ها افزایش می دهد و با حذف این جوایز، اساس ورزش همگانی از دست خواهد رفت، تصریح نمود: حتی برای یک دانش‏آموز کلاس اولی هم به جهت تشویق و ترغیب جوایزی در نظر می‏گیرند که این دانش‏آموز جذب درس و تحصیل شود و پس از آن تا دانشگاه، خود این تحصیل را پیگیری میکند. اهداء جوایز دقیقاً همان کاری است که سایر کشورها نیز انجام می‏دهند و یکی از روش‏هایی است که با آن فرهنگ‏سازی می‏شود. تنها تقاوت موجود میان ایران و سایر کشورها این است که در خارج مردم پول می‏گذارند و در آخر جوایزی از این مبلغ جمع شده به نفرات برتر پرداخت میشود اما با توجه به آنکه لاتاری در ایران ممنوع است، دولت این رقم را پرداخت می‏کند و برای ورزش همگانی از بوندجه دولتی هزینه می‏شود.

برگرفته از:تابناک

Add comment اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۸۸

هشدار مهم دکتر حمید احمدی درباره سو استفاده برخی کاندیداها از شکافهای اجتماعی قومیتی

توضیح ضروری:

این مصاحبه در فروردین ماه سال ۱۳۸۴ صورت پذیرفته است و اشاره مستقیم به شیوه های تبلیغاتی مهرعلیزاده و مصطفی معین داشته است. اما همچنان با گذشت چهار سال، این رویه ناپسند توسط شیخ مهدی کروبی دنبال می شود. بنابر این همچنان هشدارهای دکتر احمدی به قوت و اعتبار خود باقیست.  “تیرداد بنکدار

ایران ،ایرانیان و همبستگى ملى، واژگانى هستند که همه قومیت ها و اقلیت هاى این سرزمین باستانى را، در طول تاریخ به هم پیوند داده است .
از سوى دیگر، شاید ایران تنها کشورى باشد که جغرافیاى سیاسى آن، به مراتب کوچکتر از جغرافیاى فرهنگى آن است؛ لذا پاسدارى از این جغرافیاى سیاسى و فرهنگى، در زمره اهدافى به شمار مى رود که مى تواند به افزایش همبستگى میان ایرانیان و اهالى سرزمین هاى جغرافیاى فرهنگى ایران منجر شود.
از آنجایى که در آستانه انتخابات ریاست جمهورى، برخى نامزدها به طرح برخى مسائل قومیتى و اقلیتى پرداخته اند، تحلیل علمى این فرآیند و بیان حساسیت ها و خطراتى که این گونه حرکتها مى تواند براى امنیت ملى به دنبال داشته باشد و ضرورت حرکت به سوى افزایش همبستگى ملى، بستر گفت و گوى ما با دکتر حمید احمدى، کارشناس برجسته قومیت ها است که از نظر خوانندگان مى گذرد.

به اعتقاد شما، آیا انتخابات ریاست جمهورى در یک کشور مى تواند به یک همبستگى ملى منجر شود؟

قطعاً بله، اما شرایط دارد. بستگى دارد که این انتخابات در درجه اول آزاد باشد. یعنى مردم حق انتخاب دقیق داشته باشند و نامزدها هم خواسته هاى اساسى ملى را به بحث بگذارند. زیرا اگر در یک فضاى آزاد نامزدها مشکلات واقعى یک جامعه را به بحث بگذارند، مى تواند باعث همبستگى ملى شود یا جامعه احساس کند چنین فضایى به وجود آمده است. چنانچه در انتخابات دوره قبل آقاى خاتمى در چنین شرایطى بود که مردم احساس مى کردند آزادى هست و نامزد مورد نظرى هم وجود دارد که مى تواند تغییرات مورد نظر مردم را ارائه دهد و حداقل یکى از نامزدها شعارهایى مى داد که از نظر مردم بر اساس خواست هاى واقعى، منافع ملى و نیازهاى آن زمان جامعه استوار بود. بنابراین مى شود در یک انتخابات چنین فضایى فراهم کرد که آزادى باشد، نامزدهاى متنوع و گوناگون باشند تا مردم احساس کنند خواست هاى ملى از طریق نامزدها به اجرا در مى آید.

آیا فرضاً بحث هاى جنسیتى هم مى تواند جزو شعارهاى ملى باشد؟


قطعاً؛ بحث هایى مثل مشکلات اقتصادى مردم ایران، مشکلات منطقه اى و بین المللى ، مسأله جوانان، جنسیتى و زنان، مسائل کلان ملى ما است. یعنى مشکلاتى است که کل جامعه ما با آن مواجه شده است و مسائل حاشیه اى نیست و مى تواند خیلى ها را در جامعه جذب کند.

در حال حاضر با توجه به این که تعدادى از نامزدها، بحث هاى قومیتى را مطرح مى کنند آیا طرح چنین بحث هایى مى تواند به یک همبستگى ملى منجر شود؟

اگر خواسته ها، ملى و سراسرى و طرح مشکلات عام و واقعى مردم باشد در واقع همبستگى ملى یعنى اتحاد همه، پیرامون شعارهاى واحد و کلان و مشکلاتى که مردم سراسر یک جامعه از شرق و غرب و شمال و جنوب با آن مواجه باشند بنابراین اگر شعارها مشکلات همگانى و ملى مردم را حل کند قطعاً منجر به همبستگى ملى خواهد شد. اما اگر شعارهاى نامزدها روى بخش خاصى از جامعه و به منظورهاى خاص و بدست آوردن رأى باشد، قطعاً مشکل پیش خواهد آمد و شکاف هایى مطرح مى شود که ممکن است همبستگى ملى را تحت تأثیر قرار دهد.

با توجه به شعار برخى نامزدها درباره مسائل قومیتى شرایط انتخابات ریاست جمهورى را در ایران چگونه ارزیابى مى کنید؟


فضایى که بر این دوره انتخابات حاکم شده، فضاى خاصى است که با فضاى دوره قبلى انتخابات ریاست جمهورى فرق مى کند. دوره قبل یک روحیه همبستگى ملى و یک فضاى ملى وجود داشت که در یک نامزد تبلور داشت و شعارها بیشتر سراسرى و ملى بود. البته آن زمان هم جریانات کوچک قوم گرایى بودند که مى خواستند بحث قومى را مطرح کنند اما جامعه به آن اهمیت نمى داد. شعار ها همه ملى بود لذا استقبال سراسرى شد. اما امروز آرایش نیروهاى سیاسى و شرایط حاکم بر جامعه به گونه اى شده است که دیگر آن شرایط فراهم نمى شود. اولاً یک نامزد گسترده سراسرى ملى که واقعاً داراى تجمع آراء باشد وجود ندارد. ضمن این که شرایط حاکم بین نیروهاى اجتماعى پراکندگى ایجاد کرده است. بنابراین در چنین شرایطى امروزه بعضى از نامزدها احساس مى کنند شعارهایى که در دوره قبل داده شده، به تنهایى پاسخگو نیست. یعنى جامعه نسبت به آن ها پاسخ مساعد قبلى را نمى دهد. چون هشت سال تجربه کرده و شاهد بوده است که آن شعارهابه اجرا در نیامده است. گذشته از آن شرأیطى حاکم شده است که بعضى از نیروها احساس مى کنند نمى توانند در مناطق گسترده اى از کشور رأى لازم را به دست آورند. بنابراین بین نامزدها یا جریان هاى سیاسى خاص این تحلیل وجود داشته که امروز با بحث هاى ابزارى بتوانند آرایى را از مناطق خاصى جمع کنند. یکى از آن ها بحث مسائل قومى است که بعضى از جریانات داوطلب شرکت در انتخابات روى آن کار مى کنند.

آیا این نگرش قومى در انتخابات ریاست جمهورى در دنیا سابقه دارد؟

چنین سابقه اى در کشورهاى آزاد و دمکراتیک به صورتى که امروز مطرح مى شود وجود نداشته است. نگاه امروز و این دوره انتخابات نگاهى ابزارگرایانه (Instrumentalist) است.

فرضاً بحث هاى قومیتى که در یوگسلاوى مطرح شد و اتفاقاتى که به دنبال آن رخ داد، نمى تواند یک سابقه تاریخى باشد؟

مورد یوگسلاوى متفاوت بود. رویکرد ابزارگرایانه برخى جریانهاى امروزى در ایران در سایر کشورها همچون هندوستان و پاکستان روى داده است. تجربه جهانى نشان داده است که استفاده هاى ابزارى از بحث هاى انتخابات بخصوص در مسائل قومى پاسخ نداده و موفقیت آمیز نبوده است. اما جامعه ایران تجربه ندارد و جریانات سیاسى در این زمینه پختگى کافى را ندارند. در این مرحله بعضى از جریانات، گمان مى کنند با طرح این نوع شعارها مى توانند رأى آن حوزه ها را به دست آورند و بتوانند در مقابل نیروى حریف تعادل را به هم بزنند. اما این نگاه درستى نیست.

در واقع مى فرمایید به لحاظ ابزارى نیز نظریه درستى نیست؟


بحث مسائل قومى و دیدگاه ابزارگرایانه به آن، بحث مهمى در علوم اجتماعى است. اتفاقاً یکى از بحث هاى بسیار مهمى که در تئورى هاى ناسیونالیزم، قومیت و بخصوص قوم گرایى مطرح شده، رهیافت ابزارى و نقش نخبگان سیاسى در آن است و بسیارى از تئوریسین ها چون آنتونى اسمیت و پل براس و کلاسیک هایى مثل «هانس کوهن» و دیگران همیشه معتقد بودند بحث هاى قومى اصولاً ابزارى است؛ یعنى قبل از این که بحث هاى توده اى باشد، نخبگان سیاسى در فرآیند قدرت و مبارزه قدرت براى بسیج سیاسى این مسائل را سیاسى مى کنند، تا ابزار و حمایت مناسبى علیه یکدیگر داشته باشند. البته بعضى موارد نیز اثرات وخامت بار و فاجعه انگیزى به بار آورده است.

مثل هند؟


بله، شبه قاره هند یک ملت بود به نام «ملت هند» که به لحاظ نژادى، زبانى و بسیارى چیزها منسجم بود. اما نخبگان در این کشاکش قدرت به مرحله اى رسیدند که یک جریان از آنها (نخبگان مسلمان) احساس کردند در آینده قدرت را از دست خواهند داد. لذا در سال هاى ۱۹۴۷ که استقلال هند به دست آمد، احساس خطر کردند. البته تا آن زمان به جز دوره استعمار هند تقریباً قدرت در دست مسلمانان بود، یعنى اقلیتى در میان اکثریت هندو. لذا احساس کردند در فضاى بازى که ایجاد شده، جریان دیگرى به نام هندوئیسم (ناسیونالیسم هندى) آمده که قوى تر هم هست و اگر این فضاى آزاد حاکم باشد قطعاً مسلمانان حاشیه نشین خواهند شد. بنابراین از مسائل قومى که در آن زمان مذهب بود استفاده کردند و بحث ملت پاکستان را مطرح کردند و در ملت بزرگى مثل هند شکاف انداختند که به تجزیه کشور و کشتارهاى خونین و چند جنگ خانمانسوز منجر شد. بنابراین نگاه و رهیافت ابزارى، چنین پیامدهاى وخیمى هم دارد. کسانى که به مسائل قومى ابزارگرایانه نگاه مى کنند، مطالعه دقیق ندارند و لذا شعارهایى را مطرح مى کنند که به گمان خود مى تواند بسیج سیاسى ایجاد کند اما با مشکل ایجاد شکاف در جامعه مواجه مى شوند در واقع ندانسته به راهى گام مى گذارند که ممکن است پیامدهاى خطرناکى براى همبستگى ملى، خود آنها و کل نظام اجتماعى داشته باشد.

آقاى دکتر! به اعتقاد شما اصولاً ما در ایران مشکلات قومى داریم؟


پاره اى مسائل هست اما در باره آن بسیار اغراق آمیز و در آن گمراه نمایى شده است.ما در ایران پراکندگى مذهبى و لهجه اى-زبانى داریم، اما در طول تاریخ این ها در زیر یک چتر گسترده اى به نام «ایران» ، فرهنگ ایران،میراث سیاسى و تاریخ و سرزمین ایران گرد هم آمده و ما را از جوامع دیگرى مثل یوگسلاوى، شوروى، عراق، پاکستان و ترکیه متمایز کرده است. در واقع پایه هاى اصلى عناصر سازنده «ملت» در ایران قوى تربوده و هست . عنصر تعریف کننده و سازنده ایران همیشه ملت بوده است نه اقوام. اقوام بخش هایى از ملت هستند که در هم مى تنند و عامل همبستگى اند. واژه قوم در ایران به معنى خویشاوندى است و به لحاظ تاریخى با آن واژه مدرن «گروه قومى» (ethnic group) که در غرب است و معنى کشمکش از آن بر مى خیزد کاملاً متفاوت است. در کشورهایى تازه تأ سیسى مثل جمهورى هاى شوروى و یوگسلاوى گروه قومى به معنى (ethnic group) داشتیم چون آنها رادر قرن بیستم به زور و با پاره پاره کردن سایر جوامع به گرد هم آورده بودند. در ایران اینگونه نبوده است و اینجا «اقوام ایرانى» داریم. یعنى گروه هاى خویشاوندى که در جریان قرنها و هزاره ها در این سرزمین به گرد هم آمده اندو یک رشته عناصر ملى قدرتمند در طول تاریخ آن ها را با هم متحد کرده وبه صورت ملتى در آورده است که پویایى هاى خاصى داشته و در مراحل بحران ساز عزم خود رابراى به نمایش در آوردن همبستگى ملى و رهایى نشان داده است. این پراکندگى وحدت گونه نه تنها در دوره اخیربلکه از دوره هاى تاریخى کهن همیشه وجود داشته و جامعه رادر برابر رویدادهاى ویرانگر نگه داشته است. بنابراین پتانسیل وحدت ملى بسیار قدرتمند است و نخبگان ما باید توجه داشته باشند که چنین سرمایه اى را به آسانى مورد حمله ناآگاهانه خود قرار ندهند. ما اقوام ایرانى داشته و داریم اما اینها هیچگاه مانع وحدت ملى نبوده اند زیرا همواره عناصر متحد ساز در ایران قویتربوده اند. در حقیقت واحد تعریف کننده ایران، ملت است نه اقوام.

آیا طرح این مسائل مى تواند خطرناک باشد؟

قطعاً بله، وقتى نگاه به مسأله ابزارى باشد یعنى گروهها و افرادى صرفاً به دلیل آوردن رأى متوسل به این بحث ها مى شوند، مى تواند زیانبار باشد. بنابراین نه تنها بالقوه مى تواند خطرناک باشد بلکه دامن زدن و مشروعیت دادن به گفتمانى است که بر اساس یک رشته بنیادهاى عمدتاً نادرست ساخته شده است. بحث شکاف هاى قومى گفتمانى است که ریشه در عوامل داخلى و بیرونى ۶۰ سال اخیر داشته است. بخش مهمى از آن نیز قبل از این که از جامعه برخیزد از گفتمان سیاسى غیربومى گروه هاى رقیب برخاسته است. یعنى گروه هاى قوم گرا و بعضى از گروه هاى مرکزى که آن را در گذشته مطرح مى کردند تا مردم را بسیج کنند ودر برابر دولت و رقبا حمایت به دست آورند. علت آن هم این بود که این گروه ها حدس مى زنند در بدنه اصلى جامعه ملى به دلایل مختلف حمایت کافى به دست نخواهند آورد. مثلاً حزب توده تا حدى در گذشته و بیش از آن در اوایل انقلاب جریانات چپ همچون چریک هاى فدایى خلق و سازمان پیکاراین مسائل را مطرح مى کردند. آن ها گمان مى کردند محبوبیت دارند اما فشارهاى سیاسى مانع به تجلى درآمدن این محبوبیت بود. لذا در مناطق حاشیه اى مسائل قومى را مطرح مى کردند. چنانکه شاهد بودیم اقدامات آنها در خوزستان، ترکمن صحرا، بلوچستان و کردستان به حوادث وخیمى منجر شد. بخشى از این قضیه مسأله ابزارگرایى بود. بنابراین امروزه هم این خطر بالقوه وجود دارد. اما معتقدم جامعه ایران امروزه از آگاهى بالاترى برخوردار است و استفاده هاى ابزارى به آن صورت نمى تواند شکاف عمده اى ایجاد کند. و حتى در مناطقى که اقوام ایرانى زندگى مى کنند واکنش منفى خواهد گرفت.

با توجه به این که در همسایگى ما بعضى عناصر بحث هاى قومى را دامن مى زنند، به نظر شما طرح این گونه مسائل از سوى برخى نامزدها امکان سوء استفاده هایى را در کشورهاى همسایه ایجاد نمى کند؟


بله، هم به لحاظ خارجى و هم به لحاظ داخلى امکان سوء استفاده هایى را فراهم مى کند. وقتى بخشى از یک سیستم یعنى نیروهاى درون یک سیستم خودشان گفتمانى را که قبلاً در حاشیه بوده و پایگاه مردمى نداشته، ناآگاهانه مطرح مى کنند، مى تواند دو پیامد داشته باشد. اول این که به آن گفتمان قوم گراى مبتنى بر استدلال هاى تاریخى نادرست مشروعیت مى دهد و به دام بازى سیاسى و استراتژیک آنها مى افتد. براى نمونه به کار بردن اصطلاحاتى نظیر «سرکوب گسترده اقوام در گذشته»، بحث هایى مثل «پان فارسیسم»، «شهروند درجه دو»، «جامعه کثیرالمله»، «ملت هاى متفاوت ایران»، و این بحث که ملت سازى در ایران شکل نگرفته و … در مقالات اخیر برخى از طرفداران نامزدهاى ریاست جمهورى و یا خود آنها نشان از ناآگاهى و کم تجربگى تاریخى در این مباحث دارد.دوم این که وقتى گروهى از سیستم، براى استفاده سیاسى و به گمان خود رأى آوردن چنین مسائلى را طرح مى کند (که پاسخ هم نمى دهد) گروه هاى قوم گراى داخلى احساس مى کنند یک چتر حمایتى ایجاد شده است که مى توان از آن در جهت برنامه هاى سیاسى قوم گرایانه بهره بردارى کرد. در این فضا جریانات پشتیبان خارجى هم وارد عمل مى شوند.

که نمونه آن مسائل خوزستان است؟


به نظر من یکى از عواملى که به مسائل خوزستان دامن زد همین فضا بود. فضایى که درون سیستم و نیروهاى درون حاکمیتى (چپ و راست فرق نمى کند) آن رافراهم و مطرح کردند . گروه هاى قوم گرا نیزاحساس کردند فضا مناسب است و شروع به فعالیت هایى کردند که منجر به حوادث خوزستان شد. البته قوم گرایان مى خواستند چنین جریانى را در جاهاى دیگر نیز به راه بیندازند و در آذربایجان غربى نیز چنین حرکت هایى شد که جواب نداد. طبعاً در چنین شرایطى نیروى خارجى حامى آنها هم فعال مى شود، مانند کارى که شبکه الجزیره مى کرد یا ممکن است کشورهایى که برنامه هاى الحاق گرایانه علیه ایران دارند از این بستر استفاده کنند .آنها به این تحلیل مى رسند که گفتمان قوم گرایانه اى که تا کنون از آن حمایت مى کردند و درایران پیروان مردمى نداشت ودر حاشیه بود اکنون به «گفتمان یک جریان سیاسى» تبدیل شده است که در پى پیروزى در انتخابات است. چنین فضایى باعث آماده تر شدن آن هاو نیروهاى قوم گراى مورد حمایتشان مى شود.

آقاى دکتر! تحلیل شما از اصل ۱۵ قانون اساسى که برخى نامزدها با استناد به آن بحث قومیتها را مطرح مى کنند چیست؟


این اصل در قانون اساسى اولیه (پیش نویس قانون اساسى ایران) نبود و در زمره خواسته هاى مردمى نیز مطرح نمى شد. در اوایل انقلاب نیروهاى فشارى که عمدتاً یا چپ یا قوم گرا بودند چنین بحث هایى رادر نشریات و گردهمایى هاى خود مطرح مى کردند .بخشى از این نیروها توسط افرادى که در مجلس خبرگان داشتند این بحث ها را در حاشیه مطرح کردند. ولى جالب این که در گفت و گوهاى همان زمان مجلس خبرگان، بحث خیلى عمده اى نبود واز نمایندگان مناطقى چون آذربایجان، کردستان، بلوچستان یا خوزستان در این رابطه اصرارى وجود نداشت. تنها برخى گروههاى آن را مطرح مى کردند. برخى نیز همان جا هشدارهایى در مورد پیامدهاى این بحث در همان مجلس در رابطه با وحدت ملى و زبان ملى دادند. به همین خاطر این ماده به گونه اى مبهم و با شتاب براى گریز از عواقب منفى آن به تصویب رسید. در واقع ماده ۱۵ اصلى است که اما و اگر بسیارى دارد به طورى که مى توان آن را به شکل هاى گوناگون تفسیر کرد. خود جامعه نیز آن را بحثى حاشیه اى در نظر گرفت و سراغ آن نرفت. اما همان گروه ها (قوم گرایان) طى این سال هاو بویژه پس از ۱۳۷۶ به طور مداوم در نشریات حاشیه اى خود آن را مطرح مى کردند اما کسى آن رامشکلى اساسى نمى گرفت و این جریانات نتوانستند آن را به یک خواسته توده اى تبدیل کنند. اما اکنون بخشى از نیروهاى سیستم سیاسى حاکم، به گمان این که طرح این اصل مى تواند براى آن ها آراء به دست آورد آن را عمومى کرده اند و به همین دلیل بعضى از کاندیداها روى اصل ۱۵ تأکید مى کنند .در حالى که این اصل داراى ابهامات فراوانى است ودر عمل تلاش براى اجراى آن بحران اجتماعى گسترده اى را بر سر تفسیرآن و بروز اختلاف نظر ها به وجود مى آورد که انرژى و توان جامعه و دولت را خواهد گرفت.

مثلا؟

این اصل مى گوید: زبان فارسى، زبان رسمى ایران در آموزش، نهادها و ادارات است اما مى توان در مدارس ادبیات محلى را نیز تدریس کرد. اما معلوم نیست منظور از این ادبیات محلى چیست، کدام ادبیات؟ آیا منظور زبان محلى است؟ در این صورت در چه سطحى ؟ به همین دلیل تفسیرهاى متفاوتى از آن شده است. فرضاً گروه هاى قوم گرا مى گویند که از ابتدا زبان هاى محلى باشد و زبان فارسى نباشد ودر دوره هاى بعد زبان فارسى وارد شود. برخى مى گویند زبان محلى باید اجبارى باشد و … یک تفسیر دیگر مى گوید ادبیات محلى باید به شکل یک واحد اختیارى زبان محلى آن هم نه در دبستان بلکه در راهنمایى باشد. برخى هم تجربه استفاده زبانهاى محلى در مطبوعات گسترده محلى را که از سالها پیش جریان داشته و از آن به عنوان ابزار هویت سازى تاریخى و فرهنگى قوم گرایانه ضد ایرانى متمایل به کشورهاى همسایه و بسیج جریانهاى سیاسى و اجتماعى ضد ایرانى نظیر ماجراى قلعه بابک مورد استفاده قرار گرفته است تلاش براى عملى کردن ماده مبهم ۱۵ به مثابه خارج کردن غول از چراغ جادو است که جامعه را گرفتار خواهد ساخت و مشکلات اساسى و ملى مردم ایران را تحت الشعاع خود قرار خواهد داد.به نظر آن ها فرضاً اگر این مسأله به بحث گذاشته شود، یک بحران گسترده در جامعه مطرح مى شود که اصلاً وجود نداشته و جزو بحث هاى حاشیه اى ایران بوده است. به این شکل که حتى در مناطق قومى، توده ها و مردم روى این قضیه حساس نبودند فقط گروهى از نخبگان خاص به آن حساسیت داشتند.

آیا طرح چنین مسأله اى در شرایط کنونى این ایجاد حساسیت را کرده است؟

بله. اکنون وقتى خود سیستم یا بخشى از نیروهاى سیاسى دولتى و با استفاده از امکانات و حفاظ دولتى در راه اهداف سیاسى انتخاباتى آن را مطرح مى کنند، بحرانى را شروع مى کنند که ممکن است، بعداً قادر به مهار آن نباشند و به شکل بحران اجتماعى-سیاسى جامعه در آید. گفتمانى که نخبگان قوم گرا در مورد زبانهاى محلى براه انداخته اند و نخبگان حکومتى کنونى نیز با ناآگاهى آن را یک امر مسلم و بى چون و چرا پذیرفته اند، داراى یک پیشینه تاریخى است که باید به درستى یا نا درستى استدلالهاى تاریخى آن وقوف کامل داشت. همچنین باید تاریخ معاصر مبارزه با زبان فارسى و تلاش براى نابودى آن در مناطق همجوار را در نظر داشت و اینکه بخشى از همان بازیگران منطقه اى در یک بازى استراتژیک دامنه تلاشهاى خود را از یکى دو دهه اخیر به داخل ایران کشیده اند. مسأله زبان هاى محلى را باید با در نظر داشتن همه این نکات ودر شرایط غیر سیاسى و غیر بحرانى جامعه و در زمان قدرت ایران در داخل و خارج که نتوان از آن بهره بردارى ضد ایرانى کرد و با مطالعه دقیق همه جوانب آن مورد بررسى قرار داد نه در شرایط بحرانى داخلى و خارجى کنونى و با شتاب و سرا سیمگى بدون مطالعه که پیامدى جز ویرانگرى نخواهد داشت.

قومیت ها نیز مثل همه مردم ایران یک سرى مطالبات اجتماعى دارند که همه آن ها نیز از یک جنس هستند. براى حل این مسأله و این که چنین احساسى وجود نداشته باشد تا افرادى از آن سوء استفاده کنند، چه باید کرد؟

باید خواست هاى ملى مردم ایران که همه جا یکسان است مطرح شود. مثلاً مسأله جنسیتى یکسان است چه در خراسان، کردستان، ترکمن صحرا و … مسأله جوانان، اقتصاد، قدرت ایران در منطقه، در نظام جهانى و … خواست هاى ملى ملت ایران است. فرق نمى کند در آذربایجان یا جاهاى دیگر. بعضى از نامزدها به اشتباه گمان مى کنند بحث ماده ۱۵ مشکل و خواست اساسى یک منطقه است در حالى که بیشتر استراتژى سیاسى یک گروه نخبه قوم گرایى است که اتفاقاً پایگاه اجتماعى قوى در این مناطق ندارد. اشتباه کسانى که نگاه ابزارى به این قضیه دارند این است که شناخت دقیقى از این مسائل در جامعه ایران ندارند و گمان مى کنند که این بحث و مثلاً تأکید روى حقوق اقوام از بعد اصل ۱۵ و موارد دیگر مى تواند جلب نظر کند. در حالى که خواسته هاى اصلى، خواسته هاى سراسرى مردم ایران است و این مسأله مى تواند براى این نامزدها و بقیه جامعه ایران عواقب منفى داشته باشد.

شما به نامزدهاى رئیس جمهورى که این مسائل را مطرح مى کنند چه توصیه اى دارید؟

به نظر من نامزدها باید خواسته هاى سراسرى را مطرح کنند؛ تأکید گذاشتن بر شکاف هایى که خیلى فعال نیست و فعال کردن آن ها، عواقب ناگوارى براى ما دارد.
در واقع مى فرمایید گسل هاى موجود را نباید فعال کرد؟
البته گسل عمده اى در این قضیه نیست و معتقدم شکاف هاى اساسى شکاف هاى سراسرى است. فرضاً مسائل مذهبى و بحث شیعه و سنى یکى از شکاف هاى جامعه ایران است و تأکید بر حل آن و استفاده از اهل سنت و همه شهروندان ایرانى فارغ از مذهب، تبار و لهجه و زبان براى اداره سیاسى جامعه خوب است. به هر حال همه مردم ایران شهروند جامعه ایران هستند و همه حقوق برابر دارند، شیعه و سنى، آذربایجانى و خراسانى، کردستانى و خوزستانى با هر زبان و لهجه اى فرق نمى کند. لذا باید شعارى ملى داده شود که در عین همبستگى سراسرى، همه به این حقوق شهروندى دسترسى دارند. اما انگشت گذاشتن روى بخش خاصى از قضیه که گمان مى کنندباعث رأى آوردن مى شود مثمر ثمر نیست و در درجه نخست به انزواى خود آن جریان منجر خواهد شد. در واقع کسانى که فکر مى کنند مى توانند از طریق انگشت گذاشتن روى مسائل قومى رأى بیاورند، اشتباه مى کنند. زیرا در درجه اول در آن جامعه مورد نظر و حوزه انتخابى به اصطلاح قومى خودشان رأى نمى آوردند و از طرف دیگر در جامعه ملى یعنى بخش هاى اعظم جامعه ایرانى که روى مسائل ملى خیلى حساس است مطرود مى شوند.

در حقیقت اگر فردى در یک منطقه قومى رأى بیاورد نسبت به سایر مناطق پارادوکس پیدا مى کند؟ 

بله. قطعاً سایر مناطق عکس العمل نشان مى دهد. ممکن است در یک منطقه شخصى با این شعارها درصدى از آراء بخشى ازرأى دهندگان را به دست آورد، ولى پیچیدگى در اینجاست که در همان منطقه نیز همه اکثریت آراء را به دست نمى آورند چون در آنجا نیز پراکندگى است. در مناطقى چون آذر بایجان، خوزستان، بلوچستان و حتى گلستان دیدگاه قوم گرایانه در حاشیه قرار دارد و نگاهها ملى و سراسرى است و بنابر این نامزد هاى داراى شعارهاى قوم گرایانه رأى نمى آورند. تنها در کردستان آن هم تا حدى دید گاه قوم گرا قدرت دارد. در اینجا نیز پراکندگى وجود دارد و یک سرى نخبگان و قوم گرایانى هستند که با این نگاه ابزارى مخالفند. بنابراین آن ها نیز حوزه انتخاباتى خود را دارند و عکس العمل نشان مى دهند. لذا ممکن است تنهادرصد کمى در یک منطقه به نامزدى که طرح شعار قومى مطرح مى کند بیشتر رأى دهندو نه همه حوزه انتخاباتى آن منطقه. مشکل دیگر اینجاست که کسانى که امید داشتند با طرح مسائل قومى آرایى از مناطق خاص را به دست بیاورند، این فکر را نمى کردند که دیگران نیز ممکن است از این ابزار استفاده کنند . این مسأله هم اکنون پارادوکس ایجاد کرده است.

 
به اعتقاد شما، نامزدها با طرح چه شعارهایى مى توانند مقبولیت ملى بیشترى پیدا کنند؟


اشتباه جریاناتى که به مسائل قومى نگاه ابزارى دارند این است که این بحث ها از دیدگاه آنها خط قرمزنیست ولى از دیدگاه عموم جامعه ایران خط قرمز است. جامعه ایرانى خواسته هایى دارد که اگر امروز نامزدها آن ها را به طور واقعى مطرح کنند مى توانند جامعه را به دادن رأى تشویق کنند. بالا بردن موقعیت منطقه اى و موقعیت جهانى ایران و بیرون آوردن آن از انزواى بین المللى و رهانیدن از خطر هولناک کشمکش نظامى با قدرتهاى جهانى و منطقه اى. دیگرى بحث ایران و امریکا، موضع ما در قبال مسأله اعراب و اسرائیل و ضرورت در پیش گرفتن یک سیاست خارجى مبتنى بر منافع ملى ایران ، بحث اتمى و در داخل رسیدگى به مشکل بیکارى، استثمار هولناک کارگران و کارمندان توسط شبکه هاى اختاپوسى شرکتهاى به اصطلاح خدماتى ، رسیدگى به مشکلات اجتماعى و فرهنگى نسل جوان، حقوق نیمى از جامعه یعنى زنان ایران و، مبارزه با از میان رفتن اصل مهم تحصیلات رایگان در قانون اساسى و از میان برداشتن بار سنگین شهریه هاى دانشگاهى کمر شکن بر همه خانواده هاى کم در آمد و جلوگیرى از نابودى بنیادهاى علمى در نتیجه رانت خوارى هاى تحصیلى وابستگان به ارگانهاى حکومتى و گسترش بى رویه دانشگاهاى سطحى در هر شهر و شهرستان و …. این بحث هایى است که مردم ایران نگران آن هستند. بحث قومى بحثى بسیار حاشیه اى است که این ها به خطا فکر مى کنند باعث رأى آوردن خواهد شد. اگر نامزدها بحث هاى محورى و بحث هایى را که واقعاً مردم احساس کنند جدى است مطرح کنند و نامزدهایى که شجاعت کافى داشته باشند که روى مسائل بحرانى امروزه ایران انگشت بگذارند رأى مى آوردند. اما هیچکس این کار را نمى کند چون براى خود و جریان سیاسى حامى وى هزینه آور است. لذا به جاى طرح مشکلات اصلى و واقعى مردم بحث هاى حاشیه اى را مطرح مى کنند…

متأسفانه سیستم هم در مورد خطرات ناشى از قوم گرایى ابزارى حساسیت نشان نمى دهد.

بله، همین طور است. اما مردم ایران حتى در مناطق قومى به این نکات حساس هستند. مردم احساس مى کنند چون سیستم روى این مسأله حساسیت ندارد جریان هاى سیاسى آن را مطرح مى کنند تا بتوانند رأى بیاورند و هزینه اى نیز نپردازند این در واقع جریان ها بحثى را که از نظر سیستم خطرناک است اما مردم آن رامى خواهند مطرح نمى کنند و به استفاده کنندگان ابزارى از مسائل قومى روى مى آورند.

چه کسى باید جلوى طرح این مسائل (حاشیه اى و قومیت ها) را بگیرد؟

اگر فضا باز باشد و مسائل شفاف شود، سیستم بهینه و نخبگان حساس به مسائل و منافع ملى مانع این ابزارگرایى فرصت طلبانه مى شوند. باید روى یک رشته امور مثل حاکمیت ملى،منافع ملى و وحدت ملى حساسیت وجود داشته باشد. اما اکنون جامعه نخبگان دچار یک نوع بیمارى آنارشى گونه شده است و فضاى حاکم بر انتخابات با توجه به استفاده ابزارى از مسائل قومى حالت آنارشى و بى نظمى به خود گرفته است. بنابراین هر کسى شعارى مطرح مى کند تا رأى به دست آورد زیرا قواعد بازى روشن نیست که چه چیزهایى باید خط قرمز باشد و چه چیزهایى نباشد. در واقع چیزهایى که نباید خط قرمز باشد، خط قرمز است و بالعکس یک سرى چیزهایى که باید خط قرمز باشد مثل وحدت ملى، خط قرمز نیست زیرا سیستم روى آن حساسیت کافى ندارد. البته در شعار گفته مى شود که حساسیت دارد، مقامات هم این را مى گویند اما شناخت کافى ندارند که مرزهاى این همبستگى ملى کجاست، چگونه مى توان آن را تقویت کرد و…

برگرفته از تارنمای دانشجویان آزادیخواه ملی

Add comment اردیبهشت ۱۴ام, ۱۳۸۸


تازه ها :

پیوندها

بایگانی