Archive for تیر, ۱۳۸۷

تیرگان خجسته باد

 

جشن باستانی تیرگان بر ایرانیان خجسته باد

جشن تیرگان بر پایه دو روایت:

روایت نخست:نبرد تِشتَر و اَپوش در آسمان ایران‌ زمین


تیر روز از تیرماه برابر با ۱۳ تیر در گاهشماری ایرانی

تشتر، ستاره ی رایومند فرهمند را می ستاییم؛ که شتابان به سوی «فراخکرت» بتازد
چون آن تیر ِدر هوا پَران که آرش تیرانداز – بهترین تیرانداز ایرانی –
از کوه «اَیریو خشتوثَ» به سوی کوه «خوانونـَت» بیانداخت …

آنگاه آفریدگار اهوره مزدا بدان دمید، پس آنگاه [ ایزدان ] آب و گیاه، مهر فراخ چراگاه، آن [ تیر ] را راهی پدید آوردند.

اوستا – تشتر یشت، کرده ی چهارم

«جشن تیرگان» از بزرگ ترین جشن های ایران باستان است در ستایش و گرامیداشت «تیشتـَر»(تِشتـَر- تیر- شباهنگ – شِعرای یَمانی)، ستاره ی باران آور در باورهای مردمی، و درخشان ترین ستاره ی آسمان که در نیمه ی دوم سال، همزمان با افزایش بارندگی ها، در آسمان سرِ شبی دیده می شود.

فرتور آرش کمانگیر

 

(بیشتر…)

Add comment تیر ۱۰ام, ۱۳۸۷

بی اطلاعی از وضعیت ویدا دهقانیان فعال مدنی بازداشت شده در روز ۲۴ خرداد

پاینده ایران

ادوارنیوز: ویدا(فاطمه)دهقانیان ، از فعالین مدنی و فرهنگی که در روز ۲۴ خرداد سال جاری حوالی میدان ونک توسط نیروهای امنیتی دستگیر شده بود، با گذشت بیش از ۱۵ روز همچنان در وضعیت نامعلومی به سر می برد.

بنا بر گزارش ها دهقانیان به همراه دیگر دستگیرشدگان  در روز ۲۴ خرداد ماه به بند ۲۰۹ زندان اوین انتقال دادند ، اما کسانی که در این بند همراه او بودند، پس از آزادی اعلام داشتند که وی را از ما جدا کرده و به مکان نامعلومی انتقال دادند. خانواده او نیز می گویند که دخترمان تا کنون هیچ گونه تماسی با منزل نداشته و از این بابت ابراز نگرانی می کنند.گفته می شود وی در خصوص  حزب پان ایرانیست تحت بازجویی قرار دارد.

برگرفته از :ادوار نیوز

 بازتاب در ایران ب ب ب

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

Add comment تیر ۹ام, ۱۳۸۷

بیانیه سازمان جوانان حزب پان ایرانیست – بازداشت سرور دهقانیان

پاینده ایران

نشانی تارنمابدون فیلتر:http://paniran.blogfa.blogfa.com 

ویدا(فاطمه)دهقانیان از اعضای خانواده ی بزرگ پان ایرانیست ,روز جمعه مورخه ی ۲۴/۳/۱۳۸۷ در حوالی میدان ونک,با فرض احتمال شرکت در تظاهرات منعقد شده در پارک ملت علیه مفاسد اقتصادی ,از سوی مامورین لباس شخصی بازداشت و به زندان اوین منتقل شد.در حالی که دوازده روز از بازداشت این بانوی فرهیخته می گذرد ایشان دوبار با خانواده خود تماس داشته و سلامت خود را به اطلاع رسانده است.

حزب پان ایرانیست نسبت به این نوع برخوردها هشدار داده و متذکر این نکته می شود که مردم خواهان برخورد با مفاسد اقتصادی و سیاسی می باشند و نه بازداشت افراد فرهیخته و پاک کردن صورت مساله .

تعرض به حقوق مردم به بهانه ی تامین امنیت و بازداشت های بی ضابطه و برخوردهای خود سرانه ,فاقد توجیهات منطقی و بشدت مردود است.دستگاه امنیتی و قضایی می بایست با آزادی هر چه سریعتر افراد بی گناه این حادثه و از جمله سرور ویدا دهقانیان ,انگیزه و دلیل اصلی این قبیل برخوردها با مردم را شناسایی و ضمن اقدامات و برخوردهای لازم به افکار عمومی اطلاع رسانی کنند.

حزب پان ایرانیست خواهان آزادی و بازگشت هر چه سریعتر بانوی اهل فرهنگ به آغوش خانواده ی بزرگ خود می باشد.

                                                             پاینده ایران

                                                             4/4/1387

                                                           سازمان جوانان حزب پان ایرانیست

***

بارتاب خبر دستگیری سرور دهقانیان در تارنماهای دیگر:

فعالان حقوق بشر در ایران   کمیته دانشجویی گزارشگران حقوق بشر   انحمن زندانیان سیاسی

 ایران پرس نیوز    دنباله    اخبار گویا (گویا نیوز)       سلام دمکرات     تارنمای خبری ایران ب ب ب   

  خبرنامه امیر کبیر     شیر زن پان ایرانیست در انفرادی ۲۰۹ اوین

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

Add comment تیر ۵ام, ۱۳۸۷

اطلاعیه / وضعیت نگران کننده سه تن از بازداشت شدگان ۲۴ خردادماه

فعالان حقوق بشر در ایران

تاریخ :۴/۴/۸۷
شماره :۸۲۱ – ۸۷

                                                

محبوبه کرمی ، ویدا دهقانیان و جلال اقدامی هر سه از فعالان مدنی بازداشت شده در تجمع ۲۴ خرداد ماه در محدوده پارک ملت تهران میباشند . هر چند حداقل بازداشت شدگان بیش از ۲۵۰ تن اعلام شده اند اما وضعیت سه فرد مذکور متمایز و نگران کننده تر از سایرین میباشد.
جلال اقدامی ۳۰ ساله ، برادر زندانی سیاسی سابق جعفر اقدامی از اعضای این مجموعه میباشد که هم اکنون در سلول انفرادی در بند ۲۴۰ زندان اوین به سر میبرد ، این مجموعه گزارشاتی را مبنی بر بدرفتاری با ایشان دریافت نموده است . وی فارغ از اینکه به اتهام شرکت در تجمع که حتی خود وی نیز عنوان میدارد که در حاشیه تجمع و بدلیل بازداشت کور و دسته جمعی دستگیر شده است به خاطر فعالیتهای برادر خود تحت فشار قرار گرفته است.
همچنین محبوبه کرمی ، ۴۰ ساله ، ژورنالیست و از اعضای کمپین یک میلیون امضا که پس از بازداشت و انتقال به زندان اوین به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتقل و با انتقال به سلول انفرادی تحت فشار قرار گرفته است و ایشان نیز فارغ از اتهام فاقد وجاهت مبنی بر شرکت در تجمع در مورد فعالیتهای کمپین و سایر مسائل غیر مرتبط با علل بازداشت مورد بازجویی قرار گرفته است ، وی همچنان تحت فشار روحی و روانی و در بند ۲۰۹ زندان اوین به سر میبرد.
ویدا (فاطمه) دهقانیان ۳۰ ساله و از فعالان سیاسی و از دستگیر شدگان روز و تجمع مذکور میباشد ، وی نیز فارغ از اتهامات وارده منجر به بازداشت به بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات منتقل گردیده است ، وی هم اکنون در سلول انفرادی به سر می برد و بعلت عضویت در حزب پان ایرانیست تحت بازجویی قرار گرفته است .
این مجموعه علیرغم نگرانی از وضعیت صدها بازداشت شده اخیر در تجمع موسوم به ۲۴ خرداد وضعیت سه فرد یاد شده را بعنوان وضعیت خاص ، بلاتکلیف و تحت فشارهایی خارج از علل بازداشت عنوان میدارد و خواهان پایان برخورد غیرقانونی با این افراد ، دادن اجازه تماس و تسریع در روند رسیدگی به وضعیت این افراد که خواهان آزادی آنان هستیم میباشد.

دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
سه شنبه ۴ تیرماه ۱۳۸۷ برابر با ۲۴-۰۶-۲۰۰۸

ویدا دهقانیان شیر زن پان ایرانیست درسلول انفرادی ۲۰۹ اوین

پیوند خبر در فعالان حقوق بشر در ایران

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

Add comment تیر ۴ام, ۱۳۸۷

ویدا دهقانیان شیر زن پان ایرانیست در انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین

پاینده ایران
ویدا دهقانیان شیر زن پان ایرانیست درسلول انفرادی ۲۰۹ اوین
 
بانو ویدا دهقانیان

پس از گذشت ۱۱ روز از بازداشت بانو ویدا دهقانیان از فعالین سیاسی –اجتماعی که در تاریخ ۲۴ خردادماه سال جاری توسط وزارت اطلاعات دستگیرشده بود ، شب گذشته بار دیگر از بند نسوان اوین به بند ۲۰۹منتقل گردید 

بنا بر گزارشات رسیده از زندان اوین دیروز ویدا دهقانیان پس ازدر پی اعتراض شدید به شرایط بسیار بد نگهداری زندانیان اوین با مسوولین این زندان درگیر می شود و نگهبانان زندان ایشان را به سلول انفرادی در بند 209 بازگرداندند تا مورد بازجویی های دوباره قرار گیرد. سرور ویدا دهقانیان یکی از بانوان دلاور  عضو خانواده بزرگ حزب پان ایرانیست بوده که در سالیان گذشته همیشه در گردهمایی های اعتراضی در تهران حضوری فعال داشته است و به همین اتهام از سوی وزارت اطلاعات،که ادعای غیرقانونی بودن این اجتماعات را دارد ، بازداشت گردید.
بازداشت اخیر ایشان به دلیل شرکت در گردهمایی اعتراضی ۲۴ خرداد ماه در پارک ملت تهران و در اعتراض به مافیا اقتصادی رخ داد.
بایسته است گفته شود اعضای حزب پان ایرانیست همیشه در گردهمایی های ملی در سراسر کشورحضوری فعال داشته اند که به همین شوند بار ها از سوی اداره اطلاعات بازداشت شده اند. به امید آزادی این بانوی دلاور و میهن پرست و همه عاشقان ایران زمین.
 
ویدا دهقانیان را آزاد کنید
شیر زن دلیر ایرانی در بند ناقضان امنیت ملی
پان ایرانیست کرمان
 

به امید ایرانی آباد و آزاددر سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

۲ comments تیر ۳ام, ۱۳۸۷

پرونده بهرام آبتین به دلیل عدم صلاحیت دادگاه اهواز به شیراز منتقل شد

نشانی تارنمابدون فیلتر:http://paniran.blogfa.blogfa.com 

بهرام آبتین و اتهام بمب گزاری در سد سیوند…!

 

صبح امروز شنبه اول تیرماه سال جاری  از سوی بازپرسی شعبه اول دادگاه انقلاب اهواز قرارعدم صلاحیت پرونده بهرام آبتین صادر و به وی اعلام شد . بهرام آبتین مسئول کانون فرهنگی لر بختیاری ایرانیان است که در تاریخ ۲۴اسفند ماه به همراه عده ای از اعضای کانون در اعتراض به تغییر نام خلیج پارس و ادعاهای واهی  شیخ نشین های حاشیه خلیج فارس به خصوص امارات متحده ی عربی در مقابل سفارت امارات تجمعی اعتراض آمیزبرگزار کردند ،که پس از این تجمع آبتین مدت ۴۸ ساعت در زندان اوین بازداشت و سپس آزاد شد. وی زمانی که به اهواز برگشت در عصر  چهار شنبه ۲۸فروردین توسط اداره اطلاعات خوزستان بازداشت شد و پس از ۱۰ روز با سپردن وثیقه ۳۰۰میلیون ریالی  آزاد گشت . در مدت بازجویی از  آبتین در اطلاعات خوزستان  سوالاتی در خصوص بمب گزاری از وی شد که امروز بازپرس پرونده اش به وی اعلام کرد: محل وقوع جرم در استان فارس می باشد زیرا بر اساس گزارشات اطلاعات خوزستان شما قصد بمب گزاری سد سیوند در سال ۸۴ را داشتید و به همین دلیل ادامه رسیدگی پرونده در شیراز پیگری خواهد شد.
بهرام آبتین خود را یک فعال فرهنگی و مدافع میراث  باستانی ایران می داند و هر گونه ارتباط با بمب گزاری و یا عملیات خرابکارانه  را رد کرده و می گوید: این اتهام یک تهمت بی پایه و اساس است و هر کس مرا می شناسد به خوبی می داند که از کودکی عاشق ایران و ایرانی بودم و هیچگاه به براندازی و قیام مسلحانه اعتقاد نداشتم.

گفتگوی صدای آمریکا با سرور ابوالفضل عابدینی پیرامون دستگیری بهرام آبتین (۲۳ فروردین)

پیوند : فعالان حقوق بشر در ایران

به امید ایرانی آباد و آزاددر سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

Add comment تیر ۱ام, ۱۳۸۷

نقدی بر «فدرالیسم»

نشانی تارنما بدون فیلتر:http://paniran.blogfa.blogfa.com 

فرهاد طالع

همبستگی تیره‌های ایرانی در درازای هزاره‌ها، همواره مهم‌ترین ضامن حفظ امنیت ملی در این سرزمین بوده است. در درازای تاریخ، تیره‌های ایرانی با حفظ گویش و باورهای گوناگون، احساس اشتراک در سرنوشت با دیگر تیره‌ها را، از دست ندادند. حتا در مواردی که در برخی از مناطق ایران، زبان بیگانه جانشین گویش پیشین گردید، هیچ‌گاه سرنوشت خود را جدا از بقیه ندانستند. هر گروه، هر تیره و هر قوم، خود را بخشی از ملت ایران دانستند، یعنی پدیده‌ای بزرگ‌تر از جمع اعضای آن. بدین سان هر تیره، سرنوشت خود را در سرنوشت ایران و نه جدا از آن می‌دانست و می‌داند.

همبستگی ملی ایران، ضامن بقای تیره‌های گوناگون ایرانی، به عنوان یک ملت و پاسداری از واحد سیاسی‌ای بود که در درازای تاریخ، پهنه‌ی جغرافیای آن، دستخوش تغییر گردیده است. شکل‌گیری «ملت»‌ در ایران، چند هزاره پیش‌تر از زمان پیداش ملت در غرب صورت گرفت. برخلاف اصرار غربیان به منسوب کردن این ملت به تیره‌ای ویژه، مانند «پرسیا»، لازم است توجه شود که این ملت، همیشه خود را با نام ایرانی مشخص کرده است.

در سال‌های اخیر، به خاطر قطبی شدن شدید جامعه در تمام ابعاد آن، ایران به سوی رادیکالیسم رانده شده است. در حالی که اقتصاد کشور، قدرت رقابتی خود را از دست داده است، فساد و شکاف طبقاتی، با شتاب و نسبت بیش‌تر افزایش یافته. پایه‌های همبستگی ملی سست گردیده است. احساس اشتراک در سرنوشت، به دلیل عدم احساس امنیت فردی و حقوقی، اجتماعی، نبود آزادی، تنرل سطح زندگی اقتصادی، سستی گرفته که از نشانه‌های آن، مهاجرت دستکم ۳ میلیون ایرانی است. از این رو، امروز همبستگی ملی و در نتیجه امنیت ملی ایران، با چالش‌های سهمگین و فزاینده روبرو است.

با این چالش، تنها در قالب مردم سالاری آزاداندیش می‌توان مقابله کرد. یعنی تاسیس نظام سیاسی، حقوقی و اقتصادی که حقوق فردی، گروهی و اقلیت‌ها (در وجه‌های متفاوت آن) را تضمین کرده و همزمان نظام حکمرانی را به بازتاب اراده‌ی ملت، تبدیل کند. تنها با ریشه‌گیری ارزش‌های مردم سالاری آزاداندیش در کشور است که از خط‌کشی‌ها و جدایی‌ها به‌وجود آمد. کاسته شده و در نتیجه هم‌نوایی و نزدیکی بیش‌تر می‌شود. راهکار حل مسالمت‌آمیز مسایل که در کانون نظام دموکراتیک وجود دارد، به تدریج مصالحه را جانشین برخورد خواهد کرد. با شکل‌گیری جامعه‌ی مدنی و پویا، راه هرگونه تجاوز صاحبان قدرت به حقوق افراد و گروه‌ها، سد خواهد شد. برپایی دولتی که بر مبنای اصول مردم سالاری برگزیده شود، به معنای سروری و پیروزی اراده ملی، است که برقراری حاکمیت قانون و ساز و کار حساب‌رسی را همراه خواهد داشت. پس تنها در صورت تحقق این امر، می‌توان انتظار داشت که بازده اقتصادی در کشور افزایش یابد. می‌توان انتظار داشت که در چنین شرایطی، دادگستری بی‌طرف و مسئول در برابر قانون، ریشه بدواند. تمامی این عوامل، احساس سرنوشت مشترک و در نتیجه امنیت ملی ایران را پایدارتر خواهد کرد.

مساله‌ی ایران در درجه‌ی نخست مردم سالاری است. بدون روشن بودن دقیق مرزهایی که قرار است مردم‌سالاری در آن شکل گیرد، برقراری و استحکام چنین نظمی با مانع مواجه خواهد شد. از هر عاملی که کارکرد آن» به زیان استواری مردم‌سالاری تمام شود، باید به شدت پرهیز کرد. پهنه‌ی جغرافیایی واحد سیاسی برای برقراری مردم‌سالاری باید مشخص و معلوم باشد.

پس، شرط استقرار مردم‌سالاری در یک واحد سیاسی، در برگیری تمامی آن واحد و همکاری بخش‌های مختلف آن است و نه ایجاد تنش میان بخش‌های مختلف آن. بدین‌سبب، در بسیاری از کشورهای جهان، مانند روسیه و یا گرجستان، بدون در نظر گرفتن عوامل گوناگون دیگر، تا موضوع بخش‌های جدایی‌طلب حل نشود، امکان پاگیری مردم‌سالاری پایدار، دور از دسترس خواهد بود. از سوی دیگر، طرح مسایل غیر واقعی و ضروری که سبب انحراف و یا کاهش نیاز عمومی به برقراری نظم مردم‌سالاری آزاداندیش شود، نتیجه‌ای به جز طولانی کردن بدون دلیل بحران همبستگی نخواهد داشت.

تیره‌های ایران

آیا تیره‌های گوناگون ایرانی با مساله‌ای جز از آن‌چه که تمامی ملت ایران با آن دست به گریبان است، یعنی نبود حاکمیت‌ها روبرو است؟ آیا خواستی واقعی و خودجوش برای سرنوشتی جدا از پیکره‌ی ملی ایران وجود دارد؟ آیا مسایلی از این دست که طرح می‌گردد، خواست واقعی تیره‌های ایرانی است و یا تنها بازتابی است از برداشت‌هایی که با واقعیات تاریخی ایران هم‌خوانی ندارند؟ در این باره تنها می‌توان به دو واقعه، در بحرانی‌ترین دوران سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ایران، پس از جنگ جهانی دوم اشاره کرد و بر مبنای تجربه‌های تاریخی به نتیجه‌گیری رسید.

نخست، هرچند گفته‌ای است تکراری، اما باید این حقیقت را در نظر گرفت که قدرت‌های استعماری به ویژه بریتانیا و شوروی، برای کاستن از همبستگی ملی، همیشه بر تفرقه‌افکنی و جدایی اقوام در ایران کوشیده‌اند. آنان همیشه از ستمی که بر اقوام ایرانی رفته است، سخن گفته‌اند، اما هرگز از راه‌حل آن که برقراری مردم‌سالاری است سخنی نگفته‌اند. با وجودی که نظام حکومتی انگلستان، دموکراسی لیبرالی و شوروی در پی برپایی دیکتاتوری پرولتاریا، و در نتیجه، در دو قطب مخالف هم بودند، اما همواره ما شاهد هم‌نوایی و همکاری آنان بر ضد منافع و همبستگی ملی ایران به بهانه حمایت از «ملیت‌های ایرانی»، بوده‌ایم.

وقایع آذربایجان را در سال‌های ۲۴ و ۲۵ که با مداخله‌ی مستقیم ارتش سرخ به وجود آمد، در نظر آوریم. حکومت خودمختار مورد نظر شوروی در آذربایجان و کردستان، چیزی بیش از یک تشکیلات دست‌نشانده نبود که به بهانه‌ی اعاده‌ی حقوق از دست رفته ملت‌های جداگانه، با زبانی متمایز؟! انجام گرفت. در این توطئه، انگلستان همراه با شوروی (و البته همراه با همکاری سرسپردگان وابستگان داخلی هر دو کشور)، با تمام توان وارد شدند. این همگامی به قدری شدید بودکه سفیر وقت آمریکا در ایران چندین بار این مطالب را به واشنگتن ابراز می‌دارد. به یک سند توجه کنیم: در تاریخ ۱۰ ژانویه ۱۹۴۶ (۲۰ دی ۱۳۲۴) در بحبوحه‌ی وقایع آذربایجان، سفیر آمریکا در تهران، درباره‌ی فعالیت‌های دو متحد کشور خود در جنگ جهانی، به این جمع‌بندی می‌رسد: «دولت انگلستان، امکان برقراری توازن در برابر آذربایجان خودمختار تحت سلطه روسیه را به وسیله خوزستان خودمختارِ تحت سلطه انگلستان تصور می‌کند»۱ باید توجه کرد که هیچ‌کدام از دو قدرت استعمارگر، احترام به حقوق بشر، دموکراسی و حاکمیت قانون را تجویز نمی‌کنند. هر دو خودمختاری و ضربه زدن به همبستگی ملی را راه نجات «ملت‌های تحت ستم»‌ می‌دانند. در این باره ابراهیم حکیمی، نخست‌وزیر به تقی‌زاده، سفیر ایران درا نگلیس و نماینده ایران در سازمان ملل در تلگراف رمزی به تاریخ ۱۰/۱۱/۲۴ می‌نویسد: «… سفیر انگلیس موافقت نمی‌کند و می‌خواهند دولت به زبان‌های ترکی، کردی و عربی که نام آن‌ها را اقلیت گذارده‌اند رسمیت دهد…»۲

بدون وارد شدن به دلایل شکست چنین توطئه‌ی نیرومندی که با هم‌نوایی دو قدرت فاتح جنگ جهانی و عمال داخلی آنان بر ضد همبستگی ملی و تمامیت اراضی ایران شکل گرفته بود، واکنش «ملت‌های تحت ستم» برخلاف انتظار آنان بود. با خروج نیروی نظامی شوروی، حیات حکومت خودمختار که از کم‌ترین حمایت مردمی هم برخوردار نبود، به سرعت در هم پیچیده شد و فرو پاشید. وقایع آذربایجان ثابت کرد که همبستگی ملی، ضمن دارا بودن ریشه‌ای بسیار کهن، از توان بیشتری نسبت به اختلاف در زبان محاوره‌ای برخوردار است.

هم‌چنین، در حمله صدام به ایران که در یکی از بحرانی‌ترین دوران تاریخ معاصر ایران اتفاق افتاد، بار دیگر ثابت شد که اختلاف در زبان میان تیره‌های ایرانی، دلیلی بر جدایی‌خواهی نیست. با این‌که نیروهای نظامی عراق توانست به سرعت خود را به دروازه‌های اهواز برساند، کم‌‌ترین همبستگی از جانب ایرانیان عرب زبان با نیروهای متجاوز مشاهده نشد. این مردم شهرها و روستاهای خوزستان بودند که بیش از رسیدن نیروهای نظامی ایران، در مقابل این تجاوز به طور خودجوش دست به مقاومت زدند. پاره‌ای از این نیروها، عرب زبان بودند. لازم است توجه شود که ایرانیان عرب زبان و دیگر تیره‌های ایرانی، در این واقعه یک بار دیگر همبستگی ملی خود را به نمایش گذاردند اما در باره‌ی برخی گروه‌های سیاسی تشنه‌ی قدرت، قضیه عکس بود.

فدرالیسم و مردم‌سالاری

چگونه می‌توان این همبستگی را استحکام بخشید؟ پاسخ به این پرسش عبارت است از برقراری نظام مردم‌سالاری آزاداندیش که حقوق فردی و گروهی را حفظ کرده و با خود دادگستری مستقل را به ارمغان آورد. اما باید در نظر داشت که ارزش‌های آزاداندیشی. حافظ حقوق فردی است نه آن‌که حقوق بیش‌تری را برای برخی ضمانت کند. هر نوع خط‌کشی و جدایی به همراه خود خواست‌هایی جدا و بیش از بقیه، طلب می‌کند. تقسیمات کشوری به صورت فدرالیسم و در صورت حادتر آن، با مناطقی خودمختار، خواستار قدرتی بیش از دیگر نقاط کشور خواهند شد.

به تجربه‌ی فدرالیسم در آمریکا که جامعه‌ای است لیبرال با دموکراسی جا افتاده، نگاه می‌کنیم. در آمریکا با اتحاد کلنی‌ها، در محدوده‌ی خاصی، ایالت‌ها به وجود آمدند و از اتحاد ایالات، کشور به وجود آمد. بر این مبنا، ایالات بدون توجه به جمعیت و یا توان تولیدی، به صرف این‌که یک واحد حقوقی مجزا بودند، بسیاری از امتیازات خود را حفظ کردند. هر ایالت دارای دو نماینده در مجلس سناست و دوره‌ی نمایندگی شش سال است. شهر واشنگتن به عنوان پایتخت، بی‌طرف بوده و نماینده‌ای ندارد. بدین‌سان کالیفرنیا با جمعیت ۳۳۸۷۱۶۴۸ نفر دارای دو نماینده (و یا هر ۱۷ میلیون نفر یک نماینده) و ایالت وایومینگ با ۴۹۳۷۸۲ (و یا هر ۲۴۷ هزار نفر یک نماینده)، نیز دو نماینده دارند.۳ به عبارت دیگر هر فرد در ایالت وایمینگ ۶۹ برابر یک آمریکایی که در ایالت کالیفرنیا زندگی می‌کند، قدرت تاثیرگذاری بر انتخابات را دارد. قدرت تاثیرگذاری یک فرد در ایالت وایومینگ، بر انتخابات مجلس سنا چندین و چند برابر تاثیرگذاری فردی است که در شهر واشنگتن زندگی می‌کند. اگر از جنبه‌ی اقتصادی نگاه کنیم به همین نتیجه، می‌رسیم. کالیفرنیا ششمین قدرت اقتصادی جهان و با یک تریلیارد و سیصد و سی میلیارد دلار تولید ناویژه‌ی داخلی، همان‌‌قدر در مجلس سنا حضور دارد که ایالت ورمونت با ۱۸ میلیارد دلار تولید ناویژه داخلی. شهر واشنگتن با ۶۰ میلیارد دلار تولید ناویژه داخلی، هیچ‌گونه حضوری در مجلس سنا ندارد.۴

در انتخابات ریاست جمهوری در سال ۲۰۰۰، نامزد انتخاباتی که بالاترین رای را در سطح کشور به دست آورد، به مقام ریاست‌جمهوری دست نیافت. کسی که بالاترین امتیاز انتخاباتی ایالات را به دست آورد به این مقام انتخاب شد. روشن است که فدرالیسم در آمریکا، به حریم دموکراسی که تضمین کننده برابری در حق انتخاب کردن و شدن دارد، تجاوز کرده است. باید توجه کرد که مرزبندی ایالات مختلف آمریکا بر مبنای قومی و زبانی نبود. اما با این همه امتیازات زیادی را برای خود حفظ کرده است. می‌توان تصور کرد که اگر عامل قومی و زبانی هم در آن مداخله داشت، تضمین حقوق بیش‌تر، تا کجا می‌توانست پیش رود. به نمونه‌های کبک در کانادا و باسک در اسپانیا توجه شود که به نظر می‌رسد حتا خودمختاری هم دیگر، کافی نیست.

پایه خودمختاری و یا فدرالیسم، عبارت از مجزا بودن و امتیازات ویژه داشتن است. از این رو، همیشه این مساله با یک دسته مسایل اقتصادی، همراه است که در نهایت، حق ویژه نسبت به درآمد کشور و سهم بیش‌تر در هزینه کردن آن است. امروزه این امر به شدت خود را در عراق نشان می‌دهد، بدون این‌که بخواهیم همبستگی ملی در عراق را با ایران بسنجیم. قسمت‌های کردنشین خواستار تمامی درآمد و یا حداقل بخش عمده‌ی درآمد نفت هستند. هم‌چنین، خواستار درآمدهای گمرکی منطقه خود که هم‌جوار کشورهای دیگر است، می‌باشند. این تقسیم درآمد بدون در نظر گرفتن اولویت‌های کشور است. یا این حقیقت که بسیاری از نقاط دارای منبع درآمد خاص نبوده و برای ایجاد اشتغال در آن مناطق، نیاز به سرمایه‌گذاری بیش از معمول دارد که تنها دولت مرکزی خواهان انجام آن است. نمونه بارز در ایران بلوچستان است که منابع طبیعی‌ هم‌ترازی مانند نفت نداشته و سرمایه‌گذاران خصوصی، شاید رغبت کمی برای سرمایه‌گذاری دارند. از سوی دیگر، خوزستان می‌تواند در مورد تنها منبع ارزی کشور ادعای بسیار بالایی داشته باشد. این حرکت درست برعکس خواست ملت ایران که کاستن از کانون‌های تنش باشد، حرکت می‌کند زیرا به دنبال خود اختلاف درآمد بالاتری در نقاط مختلف کشور، به همراه خواهد آورد. مسایل دیگر اقتصادی مانند نظام مالیاتی و طریق تقسیم آن، برخورد و تعارض آن با دولت مرکزی از دیگر موارد است.

مسایل حقوقی که هرگونه خط‌کشی و در نهایت امتیاز بر مبنای قومی و زبانی ایجاد می‌کنند و جدایی دستگاه‌های حافظ نظم عمومی و اجرای قانون و تقسیم آن به وظایف در حد دولت فدرال و مرکزی، کانون مساله آفرین دایمی خواهد بود. قدرت دولت مرکزی به طور دایم به چالش طلبیده خواهد شد. دوباره‌کاری، تعارض و برخورد، اجتناب‌ناپذیر خواهند بود. موارد اختلاف بین قوانین محلی و مرکزی چگونه حل خواهد شد؟ آیا قوانین مرکزی بر قوانین فدرال برتری خواهند داشت یا خیر؟ اگر پاسخ مثبت باشد که باز هم «ستم بر ملت‌ها»؟! پابرجاست. اگر قوانین  محلی دست ‌بالا را داشته باشد که در آن هنگام، ایالات مختلف دارای قوانین متفاوت خواهند بود. این امر هم‌اکنون در آمریکا هر روزه مشاهده می‌شود. به عنوان نمونه قوانین ازدواج، طلاق، سرپرستی کودکان، تقسیم دارایی خانواده در هنگام طلاق و بسیاری از موارد دیگر در ایالات مختلف متفاوت است که خود مسایل بسیاری ایجاد کرده است. حقوق «اقلیت‌ها» در این واحدهای خودمختار و «تحت ستم» قرار گرفتن آنان، مساله‌ای خواهد بود که دور از تصور نیست.

تقسیمات کشوری

مردم‌سالاری آزاداندیش پایدار باید از پایین، یعنی از محل زندگی ریشه دوانده تا به سطوح بالاتر برسد. تقسیمات کشوری در اجرای گسترش دموکراتیک امور و تمرکززدایی، باید در سطح زیست‌گاه باشد. اداره هر زیستگاه در محل و ضامن آن شورای محلی خواهد بود. بدین‌ترتیب، دو پایه اصلی مردم‌سالاری که مشارکت و آزادسازی باشد، خواهد توانست در درازای زمان ریشه دوانده و به سوی سطوح بالاتر حرکت کند. نباید تنها وجه آزادسازی را در نظر گرفت و مشارکت که مفهوم آن از سطح محلی آغاز می‌گردد، به دست فراموشی سپرده شود. بدون مشارکت همه جانبه ملت، مردم‌سالاری لنگ خواهد زد. پس، تقسیمات کشوری برپایه‌ی جلب مشارکت عمومی و تمرکززدایی باید انجام گیرد و در نهایت با هدف افزایش همبستگی ملی که بتواند جامعه را آماده پاسخ‌گویی به توان بالقوه ایران، نماید انجام گیرد. جهان پیش‌رفته، در حال ادغام بیش‌تر در یک‌دیگر و ایجاد همبستگی بیش‌تر، میان جوامع خود هستند. روند این جهان در جهت برداشتن خط‌کشی‌هاست.

به نمونه‌ی اروپا توجه کنیم. کشورهای این قاره تا پایان جنگ دوم جهانی، سده‌ها در نبردهای خونین و خانمان برانداز درگیر بودند. با برقراری مردم‌سالاری آزاداندیش و پاگیری اقتصاد بر مبنای بازار در اروپای غربی، این کشورها توانستند در آغاز بازار مشترکی برای کالاهای خود به بوجود آورند که در حال حاضر تبدیل به اتحادیه اروپا شده است.

کشورهای اروپای شرقی که تنها تا پانزده سال پیش در مقابل نیروهای غربی صف کشیده بودند، برخی از آنان اکنون وارد این اتحادیه شده‌اند. مردم‌سالاری توانسته است همبستگی لازم برای برداشتن گمرکات، آزادی بازرگانی و سرمایه‌گذاری، آزادی حرکت نیروی کار و در بخش عمده‌ای از آن برقراری نظام یکسان پولی را فراهم کند. مردم‌سالاری، نیروی محرک برای برداشتن امتیازات، مرزها و کاستن دایم از خط‌کشی را فراهم کرده است. در میان این کشورها، با وجود تمام خصومت‌های تاریخی و قتل‌عام‌های صورت گرفته در گذشته نه چندان دور، اینک در سایه مردم‌سالاری،‌ همبستگی رو به استحکام است.

ما در ایران این همبستگی را از گذشته‌های بسیار دور داشته و داریم که با ملات تاریخی هزاران ساله، پرتوان و استوار شده است. وظیفه‌ی ما، کوشش در نگاهداری این موهبت است که به آسانی به دست نیامده است. در پرورش آن باید بکوشیم. خواست تاریخی ملت ایران یعنی دست‌رسی هم‌زمان به استقلال و آزادی در سایه استحکام همبستگی ملی است که به نوبه خود در گرو، ریشه‌گیری مردم سالاری است.

ایران وظیفه دارد که نه تنها مردم‌سالاری را در چهارچوب مرزهای سیاسی خود برقرار کند، بلکه در راستای افزایش امنیت ملی، با تمام توان در برقراری مردم‌سالاری در کنار مرزهای خود کوشش کند. چنین امری در حال حاضر بسیار دور از دسترس است. از این گفته، کوچک‌ترین نظری درباره تغییر مرزها و یا ادعای سرزمینی نباید برداشت شود. اما بر مبنای منافع دراز مدت ملی و دفاع از حقوق تیره‌های ایرانی که در خارج از مرزهای سیاسی کشور زندگی می‌کنند (به طور مشخص باید از آذری‌ها و کردها نام برد) باید به کوشش پیگیر خود ادامه دهد. ایران و تمامی منطقه به برقراری مردم‌سالاری و حکومت قانون، بیش از هر چیز دیگر نیاز دارند.

 

پی‌نوشت‌ها:

۱ـ اسناد وزارت خارجه آمریکا،

۷۹۱٫۹۱/۱٫۱۰۴۶ Telegram, The Ambassador in Iran (Murray) to Secretary of State, Tehran, January 10, 1946

۲ـ نمره ۴۹۱۰ که طی شماره ۲۲۵ در تاریخ ۱۰/۱۱/۱۳۸۴ در وزارت خارجه به ثبت رسیده است.

۳- آمار سرشماری رسمی آمریکا، بر مبنای موقعیت آوریل سال ۲۰۰۰

۴ـ US Bureau of Economic Analysis

 

برگرفته از :مرکز پژوهش های کاربردی

 

به امید ایرانی آباد و آزاددر سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

Add comment تیر ۱ام, ۱۳۸۷

نجات بخشی محوطه باستانی زرگان بخش دیگر تاریخ اهواز را احیا می کند

مجتبا گهستونی

 

پس از اینکه دیواره های ایسگاه قطار شهری در اهواز برپا شدند تا در پشت این نرده ها تجهیز کارگاه صورت بگیرد و بیل های مکانیکی شهر باستانی اهواز را از دم تیغ بگذرانند هیچ گاه مسئولین استانی  فکر نمی کردند که بر سر باستانی بودن اهواز به این میزان واکنش به دنبال داشته باشد. پیش از اینکه مباحث به سطح جامعه منتقل شود و پیدایش تعدادی اشیا در میدان دروازه اهواز علنی گردد اظهار نظر های متعددی عنوان شد. از جمله این مباحث گستردگی شهر باستانی اهواز (هرمز اردشیر)بود.در ادامه پیگیری های انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان بود که یک سال بعد  در شمال شرقی شهر اهواز و در مسیر جاده اهواز به شوشتر صحبت از وجود محوطه یی ۴۰هکتاری مطرح شد بخشی از باستانی است.محوطه یی ظاهراً هفت هکتاری که بقایای یک شهر تاریخی پیش از اسلام است. کشف مقادیری سفال، سنگ های صیقل یافته، دیوار های خشتی، آثاری از معماری و تپه هایی که تسطیح شده اند گواه از وجود شهری می دهد که در دل زمین وجود دارد. به رغم اینکه در سال ۱۳۸۰گمانه زنی هایی انجام گرفته و باستانی بودن محوطه محرز شده است اما تاکنون اقدام جدی برای نجات بخشی آن و شناسایی هرچه بیشتر این محوطه صورت نگرفته است.با آنکه برخی از باستان شناسان از وجود شهری مدفون و تاریخی در اطراف شهر اهواز خبر می دهند، اما اداره میراث فرهنگی و گردشگری خوزستان از بررسی های بیشتر در این باره خودداری می کند. 


گرچه باستانی بودن این محوطه به اثبات رسیده، اما تاکنون پرونده ثبتی برای آن تهیه نشده است. پس از انتشار یک گزارشی خبری مبنی برتهدید یک محوطه باستانی در زرگان توجه پژوهشکده باستان شناسی میراث فرهنگی کشور به این موضوع جلب شده واز سازمان میراث فرهنگی خوزستان خواستند که گزارشی از این محوطه ارائه دهد. از خوزستان نیزگزارشی مبنی بر باستانی بودن این محوطه ارسال شد.پس از چند نامه نگاری با مسئولان برای تاکید بر توجه به این محوطه ، کارشناسانی که گزارش چاپ شده جام جم و نامه های انجمن دوستداران و سازمان میراث فرهنگی ضمیمه ماموریتشان بود به اهواز آمدند تا بار دیگر مهر تایید بر باستانی بودن این محوطه بزنند.     


پیگیری های انجمن دوستداران میراث فرهنگی تاریانا خوزستان حاکی از آن است که اعزام آن افراد نه برای سامان دادن به محوطه تاریخی زرگان و جلوگیری بدون مجوز از ساخت یک نیروگاه بلکه برای پاسخ دادن به افکار عمومی صورت گرفته است. واحد حفظ و احیای سازمان میراث فرهنگی خوزستان نیز درباره اینکه وظیفه به ثبت رساندن این محوطه تاریخی محوطه با کیست، تنها این جواب را داد که به دلیل آنکه تاکنون واحد پژوهشی این اداره گزارشی درباره میزان ارزش تاریخی این محوطه به این واحد ارائه نکرده، بنابراین هنوز این محوطه به ثبت نرسیده است.

انجمن تاریانااعتقاد دارد نجات بخشی این محوطه وسیع باید در دستور کار واحد پژوهشی سازمان میراث فرهنگی قرار بگیرد.این در حالی است که به رغم اصرار افکار عمومی و تشکل های دوستدار میراث فرهنگی برای کاوش و نجات بخشی شهر هرمز اردشیر هیچ تلاش جدی صورت نگرفته است اما باید اظهار داشت سازمان میراث فرهنگی خوزستان تاکنون نه تنها هیچ تلاشی برای نجات بخشی هرمز اردشیر انجام نداده بلکه هیچ برنامه یی برای انجام کاوش در محوطه باستانی زرگان در دستور کار قرار نداده است چرا که هم اکنون یک شرکت خصوصی با ایجاد پایه های بتونی، محدوده نیروگاه را نیز مشخص و با استقرار چند دستگاه کانتینر و تجهیز کارگاه، مقدمات تخریب این محوطه بزرگ باستانی را آغاز کرده است.

بی شک نجات بخشی محوطه باستانی زرگان بخش دیگر تاریخ اهواز را احیا می کند.

 

به امید ایرانی آباد و آزاددر سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

 

Add comment خرداد ۲۹ام, ۱۳۸۷

عربها در خلیج فارس پیشروی میکنند

Add comment خرداد ۲۷ام, ۱۳۸۷

خانه فروغ فرخزاد در اهواز تخریب شد

پاینده ایران

نشانی تارنما بدون فیلتر:http://paniran.blogfa.blogfa.com 

سرمایه-سحر افاضلی:بالکن مهدیان اهواز که پنج سال خانه فروغ فرخزاد و همسرش پرویز شاپور بوده تخریب شد.

 این بنای تاریخی که متعلق به دوران پهلوی اول است سال ۱۳۸۱ در فهرست میراث ملی به ثبت رسیده اما در تعطیلات هفته گذشته به طور کامل تخریب شده است.

 مجتبی گهستونی، سخنگوی انجمن دوستداران میراث فرهنگی خوزستان (تاریانا) با اعلام این خبر از نابودی این بالکن ۱۸ متری می گوید: «این بنا که سال ها محل اقامت خارجی های مقیم اهواز بوده متعلق به شخصی به نام دهدشتی بوده که بعدها توسط مهدیان خریداری شده است.این مکان روزگاری دفتر روزنامه ابرار بوده و قرار بود با همکاری شهرداری و سازمان میراث فرهنگی به یک مرکز فرهنگی تبدیل شود.» این بالکن که به مخروبه ای تبدیل شده مدتی انبار مغازه هایی بود که زیر بالکن قرار داشتند. این مغازه های قدیمی الان به فروشگاه لوازم یدکی اتومبیل تبدیل شده اند.یکی از مستاجران این مغازه از بنای نوسازی می گوید که پشت بالکن تاریخی مهدیان در حال ساخت است.مالک این بنای تاریخی سعی کرده با رها کردن بنا و حالا با تخریب یکباره آن، بنای نوسازی در حاشیه خیابان اصلی قرار گیرد.

صادق محمدی، رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری استان خوزستان از تخریب این بنای ثبت شده اظهار بی اطلاعی می کند.حدود سه ماه پیش بخشی از این بنا با همکاری مالک بنا توسط شهرداری تخریب شد. این تخریب به بهانه خطرساز بودن وضعیت استقامت بالکن بود.محمدی به شکایت سازمان میراث فرهنگی نسبت به اقدام شهرداری اهواز و مالک این بنای تاریخی اشاره می کند: «حکم توقف تخریب این بالکن دریافت و به تخریب کنندگان ابلاغ شده است.»با آنکه سازمان میراث فرهنگی از تخریب این بنا اظهار بی اطلاعی می کند. گهستونی شکایت سازمان میراث فرهنگی از تخریب کنندگان بخشی از بالکن در گذشته را به خاطر فشار رسانه ها و افکار عمومی می داند. او بی توجهی سازمان میراث فرهنگی را باعث تخریب این بنای تاریخی می داند: “مغازه های پایین بالکن نیز که در فهرست آثار تاریخی به ثبت نرسیده اند باید هر چه زودتر تخلیه شوند.بعضی از مردم اهواز معتقدند با تخریب این بنای تاریخی، تعریض خیابان برای شهرداری راحت تر می شود و صاحب ملک نیز از امتیاز تجاری ساختمان نوساز خود که پشت این بنا قرار داشت بهره مند می شود.”

خانه فروغ فرخزاد در اهواز

به امید ایرانی آباد و آزاددر سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

۴ comments خرداد ۲۳ام, ۱۳۸۷

نام جعلی خلیج عربی هنوز بر گوگل باقی است

پاینده ایران

آخرین تصاویر گرفته شده از “گوگل ارت” در ۲۱ خرداد ۱۳۸۷ نشان می دهد که در پی اعتراضات ایرانیان به این عمل و گرداوری  7767۲۰  امضا در تومار اینترنتی  (تا ۲۲ خرداد)هنوز این شرکت اقدامی برای برداشتن این نام ننموده است.

به امید ایرانی آباد و آزاددر سایه حاکمیت ملی

پاینده ایران

Add comment خرداد ۲۲ام, ۱۳۸۷

نقشهء جدید ایران بدون دریای مازندران و خلیج پارس…!

نشانی تارنما بدون فیلتر:http://paniran.blogfa.blogfa.com 

نقشهء جدید ایران بدون دریای مازندران و خلیج پارس…!

هشداری به میهن پرستان

پاینده ایران

یاران گرامی و میهن پرست همانگونه که می دانید این روزها روزهایی تلخ و دشوار برای ایران و ایرانی است.دست های دشمنان در چیدن دسیسه های ضد ایرانی سخت بکار است.از همه مهمتر و آشکارتر توطئه های شیخک نشین امارات و دیگر هم پیمانان عرب آن در نامیدن خلیج پارس با نام غیر واقعی خلیج عرب و همچنین ادعاهای واهی نسبت به سه جزیره همیشه ایرانی  است.این موضوع که اقدام علیه امنیت ایران و تمامیت ارضی مام میهن است با پاسخ محکم و بجای جامعه ایرانی روبرو گشته است و این پاسخ ها و مقاومت هاهمچنان ادامه دارد که نمونه آن گردهمایی هایی در برابر سفارت امارات در تهران و نیز تومار اینترنتی( که تا امروز بیش از ۷۶۰ هزار امضا بر آن نقش بسته) در دفاع از نام خلیج پارس و زدودن نام خلیج عربی از روی برنامه گوگل-زمین کمپانی بزرگ گوگل می باشد. اما با دوستان سخنی از روی دوستی وبرای آگاهی آنان دارم:

             نقشه جدید ایران....!!!!!!!!


چندی است که در برخی از تارنماها، برنامه های ماهواره ای و همچنین نشریات اینترنتی اپوزیسیون خارج نشین دیده می شود که نقشه ایران را بدون خلیج پارس و دریای مازندران نشان می دهند که همه ایران دوستان را نسبت به این موضوع مهم توجه می دهم که اینگونه برخورد با نقشه ایران در آینده خطرات مهمی را متوجه ما میکند.همانگونه که هر اثرِ اینگونه ای می تواند در آینده دستاویز حمله ای دیگر علیه تمامیت ارضی ایران قرار گیرد، باید گفت که رسم نقشه ایران بدون خلیج پارس و همچنین دریای مازندران در رسانه های پر مخاطب ماهواره ای یا از سوی هواداران مهمترین آلترناتیو مخالف حکومت ایران را چگونه می توان تفسیر کرد؟ این گونه اقدامات چه تفاوتی با شرکت رییس جمهور نادان ایران در کنفرانس کشورهای اتحادیه عرب و نشستن زیر تابلوی “کنفرانس همکاری کشورهای خلیج عربی!( المجلس للتعاون الدول الخلیج العربیه) دارد.ما در پی گردآوری یک میلیون امضا برای برداشته شدن نام خلیج عربی در گوگل-زمین (google earth)هستیم ولی امروز مبازران راه آزادی ایران دو دریای ایرانی را از نقشه ها زدودند!!!این کار یا از روی غرض وزری و آگاهانه و یا از روی ناآگاهی و بدون غرض است که در هر دو صورت تبعات منفی در پی خواهد داش و مخالف با منافع ملی و تمامیت سرزمینی ایران می باشد .همانگونه که این دو دریا جزیی از سرزمین ما هستند، ترسیم نکردن آنان در نقشه کاری خطا و نادرست است و اصولا این نقشه، نقشه ایران نیست. ما با دستان خود سرزمین خود را کوچک تر می کنیم و فریاد خود را بر سر کشورهای بیگانه  می زنیم؟ اندیشه پان ایرانیسم سالهاست که در پی بازپس گیری سرزمین های ایرانیست که استعمارگران بیگانه بیش از دو قرن است که آنها را به اسارت برده اند و تلاش دارند آهسته آهسته بخش های دیگری از سرزمین ما را به یغما برند و ما یکباره خلیج پارس را با همه جزایر و ۵۰ درسد دریای مازندران را به یکجا بخشیدیم و ناآگاهانه به یاری آنان رفتیه ایم…؟؟!!همانگونه که نمی توان نقشه کنونی ایران را بدون آذربایجان یا خوزستان یا کردستان ویا سیستان و بلوچستان و مهمتر از آن نقشه ایران بزرگ را بدون چچن و قفقاز و بحرین و آریانا(افغانستان) و دیگر سرزمین های ایرانی اسیرشده نقاشی کرد، بدون دریای مازندارن و خلیج فارس هم نمی توان ترسیم کردچرا که این دو دریا نیز بخشی از ایرانزمین هستند.اگر امروز بر سر این اشتباهات در ظاهر کوچک ولی بسیار بزرگ حساس نباشیم و واکنش نشان ندهیم فردا دامنه  این بی مسئولیتی بسیار گسترده ترخواهد شد.ما گاه نادانسته عملی خطا و در خلاف منافع و مصالح ملت ایران را انجام می دهیم اما بجاست که هر آینه که آگاه گشتیم دگر باره آنرا تکرار نکنیم و در جبران آن بکوشیم.

در پایان از همه آنانی که قلبشان برای ایران می تپد خواهش می کنم به هیچ روی نقشه ایران بدون این دو دریا در تارنماها و نوشته های خود و هر جایی دیگر بکار نبرده و به آنانی که این نقشه ی مجعول را بکار میبرند نیز هشداری و بیداری دهند.

به امید ایرانی آباد و آزاد در سایه حاکیمت ملی

پاینده ایران

 

۶ comments خرداد ۱۹ام, ۱۳۸۷

Previous Posts


تازه ها :

پیوندها

بایگانی