مبانی پان ایرانیسم

در این مختصر می خواهیم بدانیم پان ایرانیسم چیست و این عقیده بر پایه چه مکتبی استوار گشته است.

برای این منظور ابتدا مختصری از اصول پان ایرانیسم را معرفی کرده و سپس مکتب ناسیونالیسم را شرح می دهیم ، آنگاه با شناخت کلی این دو مبحث به آشکار ساختن مبانی پان ایرانیسم می پردازیم . پس این گفتار شامل سه بخش است :

تعریف و اصول پان ایرانیسم ، شناخت مکتب ناسیونالیسم و ناسیونالیسم پایه پان ایرانیسم است.


۱ . تعریف و اصول پان ایرانیسم


پان ایرانیسم نهضتی است که عقیده دارد تمام ایرانیان باید در میهن حقیقی خود در زیر یک درفش زندگی کنند . پان ایرانیسم زاییده وضع تاریخی کنونی ملت ایران است. لازم به گفتن نیست که در مدت  ۲۰۰  سال اخیر کشور ایران تجزیه گشته است و ایرانیان در قطعات جداگانه با رژیمهای گوناگون زیست می کنند .برای دانستن کامل پان ایرانیسم باید دو مسئله اساسی این مکتب و نهضت را به خوبی بررسی نمود :


میهن ایرانیان کجا است ؟ و ایرانیان چه کسانی هستند ؟

مسئله اول را تاریخ سیاسی یک قرن و نیم اخیر به خوبی حل می کند و به ما می فهماند که سیاست دول بیگانه و خیانت طبقه حاکمه ایران سبب شد که میهن حقیقی ما تجزیه شود و در شمال ، شرق ، جنوب و غرب گروهی از هم میهنان ما از دیگر برادران و خواهران خود به دور افتتد .

برای حل مسئله دوم اسناد و مدارکی لازم است که در صفحات تاریخ شش هزار ساله ما نهفته است و تاریخ ما بهترین معرف کسانیست که ایرانی شناخته می شوند و در پدید آوردن فرهنگ ایرانی دست داشته اند . این است دو مسدله پان ایرانیسم و راهنمایی برای حل آن .

۲ شناختن مکتب ناسیونالیسم


ناسیونالیسم مشتق از کلمه « ناسیون » به معنی ملت است و به مکتبی اطلاق می شود که در آن ملت به منزله یک واحد قائم به خود شناخته شده است. غالباً به ناسیونالیسم از دو نظر نگریسته می شود :


الف ـ به منزله یک مکتب تاریخی

ب ـ به منزله یک مکتب اجتماعی

الف ـ مکتب ناسیونالیسم تاریخی چه می گوید

کیفیات پدیدهای تاریخ جزئیست از سرنوشت ملتها و تاریخ جز سرگذشت و تغییرات و تحولات ملتها چیزی نیست . بنابراین در این مکتب هر چیزی را برای آنکه بشناسند رابطه اش را با ملت تعیین می نمایند . مثلاً نمی گویند ملت اجتماعی از مردمان است ، بلکه مردم را به منزله سلول های ناپایداری از پیکر ملت می دانند . در مکتب ناسیونالیسم ِ تاریخی هر واقعه تاریخی برای هر ملتی متکی بر “نیاز ملی” است و نیاز ملی عبارت است از اقتضای حیات ملت در آن دوران تاریخ . مثلاً از نظر ناسیونالیسم تاریخی ملی شدن نفت صرفاً یک مسئله اقتصادی توجیه نمی شود بلکه تمایل ملت ایران را به استقلال طلبی و بیرون راندن نیروی بیگانه آشکار می سازد . کوتاه سخن ، مکتب ناسیونالیسم می گوید سیر تاریخ همان تکوین و تحول ملتها است و بس و عناصری اصیل تر از ملت نمی شناسد.

ب ـ مکتب ناسیونالیسم اجتماعی چه می گوید…

عقاید این بخش از مکتب ناسیونالیسم مبنای قوانین و مقررات اجتماعی است.باید دانست هر یک از مکاتب اجتماعی هنگام وضع مقررات منافع واحد خاصی را مورد توجه قرار می دهد . در مکاتب فردپرستها واحد مورد نظر فرد است و در قوانین آنها همیشه سعی می شود حقوق افراد محفوظ بماند و آزادی آنها محدود نشود و هر کسی هر چه می خواهد بکند ، قوانین فقط هنگامی مانع عمل شخصی می شود که آن عمل حقوق فرد دیگری را ضایع و باطل کند . “روسو” نمونه این گونه متفکرین حتی ملت را اجتماعی از افراد می دانست …. در مکاتب اجتماعیون ( سوسیالیستها ) ابتدا سخن از این بود که واحد مورد نظر اجتماع است و در قوانین و مقررات به جای آنکه حقوق فرد محفوظ باشد حقوق اجتماع را مقدم دارند و قوانین به منظور ترقی و تکامل اجتماع وضع شود .

این فکر در تحول خود در زیر ماسک مارکسیسم تغییر عجیبی کرد به این معنی که بدرجات پست انفرادی تنزل یافت . یک فرد مارکسیست معتقد است که هر کس در پی منافع روزمره خویش است و اساس تمام تحولات جهان را بر همین فرمول استوار می داند . در این گونه سوسیالیسم باز غایت نظر فرد است . فرد است که باید تحت هر شرایطی که باشد سعی نماید شکمش را سیر کند . در مکتب سوسیالیسم عیب دیگریست که نمی توان حدود جامعه یعنی واحد مورد نظر را تعیین کرد .بنابراین عده ای مانند “فوریه” واحدهای عجیبی از خود ابداع می کنند مثلاً واحد اجتماع را عده  ۱۲۰۰  نفری به نام فالانستر می دانند و برخی دیگر برای جامعه حدی قائل نشده و جامعه را اعم از وحشی و متمدن به یک چشم نگریسته اند .

در مکتب ناسیونالیسم اجتماعی چنانکه از اسم آن پیدا است قوانین به خاطر ترقی و تعالی ملت است . از نظر این مکتب هر فرد جزء ملتی است و وظیفه ای به عهده دارد که باید آن وظیفه را با تمام قوای جسمانی و دماغیش ادا نماید . از نظر این مکتب جامعه برای تن آسایی افراد نیست بلکه افراد عهده دار پیشرفت ملت می باشند که بایستی بر طبق برنامه خاصی سیر کند . از نظر این مکتب وظیفه دولت تنها حفظ حقوق افراد و جلوگیری از تصادم منافع آنها نیست بلکه حکومت برای رهبری ملت به سوی ترقی و تعیین تکالـیف افراد است . از نظر این مکتب حفظ خانواده بر حفظ حقوق افراد مقدم است . خلاصه از نظر این مکتب تنها اعمالی قانونی است که به خاطر پیشرفت ملت باشد. این بود مختصری از اصول مکتب ناسیونالیسم اگر چه این نام تازگی ندارد و نیز اندیشه ملیت، فکر سابقه داریست ،طرح ناسیونالیسم به منزله مکتب اصالت ملت ، ویژه ماست .

۳ . ناسیونالیسم پایه پان ایرانیسم است

از دو قسمت اول این مقاله پان ایرانیسم و ناسیونالیسم را شناختیم. در این قسمت می خواهیم آشکار نماییم

که پایه پان ایرانیسم همان مکتب ناسیونالیسم است.

اندیشه های پان ایرانیسم دو نوع است :  آرمان پان ایرانیسم و دکترین پان ایرانیسم.

لذا برای پی بردن به مبانی پان ایرانیسم باید به مبانی آرمان و دکترین پان ایرانیسم پی ببرد.

بنیان آرمان پان ایرانیسم


شالوده پان ایرانیسم از لحاظ آرمان همان مکتب ناسیونالیسم تاریخی است . برای درک این مطلب کافیست افکار مکتب ناسیونالیسم تاریخی را درباره ملت ایران بسنجیم.

گفتیم مکتب ناسیونالیسم معتقد است که جنبش واقعی که در کشور اتفاق می افتد بر زمینه نیاز ملی خاص آن زمانست.بطور کلی می توان گفت ملت مراحل متفاوت ترقی و فترت را طی می کند ،در هنگام فترت وقایع بر زمینه اصلاح مستقر است.گفتیم برای مکتب ناسیونالیسم ، ملت یک مقوله تاریخی است نه یک قرارداد سیاسی لذا اگر قسمتی از مردم ایران را در قلعه خاکی محصور کنند و نام آن را ایران گذارند و خصوصاً چنین کشوری را به تصویب مجامع بین المللی هم برسانند ساکنین این قلعه خاک ملت ایران نخواهند شد زیرا ملت بنابر تعریف سیاستمداران به وجود نمی آید. بلکه موجودیتی است که به کمک تاریخ شناخته می شود و ملت ایران را آن گونه که موجودیت حقیقی و تاریخی دارد معرفی می کند و یگانگی و وحدت را در قلب ایرانی بر می انگیزد . اگر بخواهیم پیدایش پان ایرانیسم را از نظر مکتب ناسیونالیسم تعبیر کنیم باید بگوییم « پان ایرانیسم نیاز ملی ایرانیانست در دوره فترت و تجزیه. »

خلاصه ، آرمـان پان ایرانیسم عبارت است از احکام مکتب ناسیونالیسم تاریخی درباره ملت ایران.

بنیان دکترین پان ایرانیسم


برای کسانی که همه روزه سوال می کنند رژیم سیاسی و اقتصادی پان ایرانیسم چیست، توجه بر این جمله جوابی است کافی:


دکترین پان ایرانیسم مبتنی بر عقاید مکتب ناسیونالیسم اجتماعیست.

فرمول دکترین پان ایرانیسم این است که ملت ایران را باید نیرومند ساخت و برای زندگی آینده آماده کرد . شک نیست که وحدت بزرگترین عامل نیرومندی است،پان ایرانیسم وحدت ایران زمین را اعلام می دارد .
ملت ایران را باید برای آینده پرورش داد ، پان ایرانیسم که متکی بر اصالت ملت است تنها نهضتی است که نسل کنونی را در مقابل وظیفه تاریخی خود یعنی ایجاد ایران بزرگ قرار می دهد . در دکترین پان ایرانیسم دیگر بر سر اینکه سرمایه ملت از کدام شخص یا کدام طبقه باشد بحث نخواهد شد بلکه معلوم می کند از سرمایه ملت چگونه باید برای آمادگی ملت استفاده کرد و نیز بحث نخواهد شد که کدام دسته از مردم حق حکومت دارند بلکه حکومت باید دستگاه های موجود را چنان به کار اندازد که از همکاری آنها حداکثر فایده نصیب ملت بشود . پس واحدی که در قانون گذاری ناسیونالیسم مورد توجه می باشد ملت آن گونه که ناسیونالیسم تاریخی معرفی می نماید .

ناسیونالیسم تنها و آخرین راه نجات این ملت است

به این حقیقت به تدریج نه تنها عموم افراد واقع بین ملت  ایران واقف گشته اند ،بلکه دشمنان دیرین ملت ایران و هیات های حاکمه فاسد نیز واقف شده و مدتهاست که تمام سعی و کوشش آنها بر این است که با تراشیدن دارودسته های بی صلاحیت و علم کردن بعضی اشخاص بوقلمون صفت ، در مقابل گروه های انحراف ناپذیر ناسیونالیست تظاهراتی راه انداخته و بدین وسیله این آخرین روزنه ی امید ملت ستمدیده و اسیر ایران را قبل از آنکه آرمانهای خود را به ثمر برسانند از طرق مختلف به ورطه ی نابودی سوق دهند ولی ما در پیشگاه عالی مقام ملت رشید ایران مسئولیت داریم حقایق را آنگونه که تاریخ ما و تاریخ جهان بیان میکند بازگوییم و با کمال صراحت اعلام میکنیم:

ناسیونالیسم تاریخی و اجتماعی ایران تظاهری جز پان ایرانیسم ندارد و حزب پان ایرانیست تنها دستگاه صلاحیتدار رهبری این نهضت می باشد.

ناسیونالسیت ایرانی باید پان ایرانیست باشد

… یک نفر ناسیونالیست میداند که ذره یی گذران از موجودیت و پیکره ی جاویدان ملت است و این فرد در افکار و عقاید خود توجه به آن پیکره ی عظیم و جاویدان دارد و کلیه کوشش های او منطبق با نیازهای آن موجودیت برتر است.جهان بینی ی ِ یک فرد ناسیونالیست بررسی اوضاع و احوال و کیفیات و پدیده های جهان از دیدگاه نیاز ملت هاست. چنین فردی پیوسته برای ملت خود سربلندی و عظمت آرزو می کند و هدفش سعادت ملتش می باشد و چه بداند یا نداند کلیه افکار و اعمال او در این راه بکار گرفته می شود.
حال ناسیونالسیت ایرانی در قدم نخست متوجه می شود که ملت او تجزیه شده است و قسمتهایی از پیکره جاندار ملتش را سیاستهای بیگانه اسیر کرده و به دنبال امیال و نیات سیاسی خود در مرزهای قراردادی محصور کرده اند.”ناسیونالیست” ایرانی به اتکاء این ادراک و این احساس یک “پان ایرانیست” می باشد.زیرا حس تاریخ و جامعه شناسی این نیاز ملی را درمی یابد. با توجه به علم تاریخ می فهمد که ملتش ایران در طی قرون و اعصار متمادی در سرزمین واحدی که فلات ایران می باشد زندگی کرده و با این قطعه خاک رابطه خونی و خاکی و پیوندهای ناگسستنی پیدا کرده اند .با بررسی تاریخ متوجه می شویم که هرگاه ملت دچار تجریه شده به علت تاخت و تاز و اجانب  یا ضعف دستگاههای حکومتی ،مرکزیت و اتحاد از میان رفته است ، ضعف و فتور در ملت او یعنی کلیه ارگانهای ملت ایران مشاهده می شود و هرگاه پیرو یک اندیشه ی قوی با توجه به نیازهای ملی بوده حرکت بسوی وحدت آغاز شده و یک دوره پرعظمت و سعادت بار پیش آمده .
ناسیونالیست ایرانی که طرفدار ملت ایران و خواستار حقوق از دست رفته ی ملت ایران است در قدم اول وحدت سیاسی ملتش را خواهان است.پان ایرانیست با یک تجاوزطلب فرق دارد.تجاوزطلب خواهان گسترش بی تناسب و بدون دلیل خاک است ولی یک پان ایرانیست آن سرزمینهایی را از آن ایرانیان میداند که سالها تبار ایرانی در آن سرزمینها زندگی کرده و نسبت بان خاک مالکیت تاریخی دارد نه هرخاکی که به تصرف به تصرف ملت ایران درِآید یا در زمانی آمده باشد.

پان ایرانیست، ناسیونالیست ایرانی است وبا اتکاء باصول مکتب ناسیونالیسم تاریخی و اجتماعی می داند که جز کسب وحدت و عظمت هدف بزرگتری در پیش ندارد و هر هدف سطحی و کوچکی در راه عظمت و سعادت ملت او به ثمر نخواهد رسید و نمی تواند خواسته های ورجاوند ملت ایران را برآورده کند.

پاینده ایران

Be Sociable, Share!


۱ دیدگاه Add your own

  • 1.    navid  |  مرداد ۱۴ام, ۱۳۸۹ at ۵:۳۲ ب.ظ

    Dorood be shoma
    khosh halam ke kesani hastan ke be iran va irani boodan eftekhar mekonan.
    movafagh va shad bashid.

Leave a comment

hidden

Some HTML allowed:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>

Trackback this post  |  Subscribe to the comments via RSS Feed